دل نوشته ها  

Del Neveshteh
بفهم دیگر
شب‌ها دراز نیستند
این تویی که تنهایی !
Del Neveshteh
تاریــک بــاد !
خـانه ی مـردی که نــجنـگـــــد
بـرای زنـــی که دوستـش دارد
Del Neveshteh
همه ی من !
دلم برای زمستان نمی سوزد !
دلم برای بهار تنگ نیست !
دلم می خواهد فقط برای تو تنگ شود !
برای تو که هنوز هم نمی دانی
چقدر عاشقانه های نا نوشته برایت نوشته ام!
Del Neveshteh
 
آنسوتر از تمامی قـول و قرار ها
پاییـز را قدم زده ام بـی تو بارها
Del Neveshteh
بگذار تو را به لب تبسم برسد
راز دل ما به گوش مردم برسد


ادامه مطلب  

ضد داستان  

اگر روزی آن ها را چاپ کنم خیلی ها به من ایراد خواهند گرفت، ممکن است بگویند این چیزها داستان نیست. من هم می گویم راستش اگر منظورتان داستان سرگرم کننده است که آدم ها برای وقت گذرانی می خوانند، نه، این ها که نوشته ام داستان سرگرم کننده نیست. به یک معنی ضد داستان است. خوب، صدها نویسنده داستان های سرگرم کننده نوشته اند. اگر آدم می خواهد که فقط شرح ماجرایی را بخواند می تواند برود به سراغ آن ها. شاید این چیزهایی که من نوشته ام مبتنی بر نوعی بینش خاص از

ادامه مطلب  

بارون  

شاید نشه از شبهای بارونی نوشت چون مطمئنی همه تو فکرشن که یه چیزی بنویسن...اگه خودکار بگیری دستت و کاغذی بذاری جلوت تا بخوای بش فک کنی که چی بنویسم که از همه با احساس تر باشه بارون تموم شده و فقط قطره ای که از رد شدن زیر درختا که حسابی حال کردن زیر بارون روی سرت میفته بیشتر نصیبت نشه...اگرم بخوای پشت پنجره بشینی و چایی داغی که تو دستته رو با بارون تقسیم کنی خیالت پرواز می کنه بالای ابرا و وقتی به خودت میای که توی هوای آفتابی نمیدونی چایی سردتو بخو

ادامه مطلب  

اخطار!  

ای کاش میتوانستم سردر خانه ام تابلویی نصب کنم که روی آن نوشته شده باشد لطفا رازهای زندگیتان را بازگو نکنید! 
نمیدانم روی پیشانی من چه چیزی نوشته شده است که هر کس به من میرسد بار سنگین رازش را به دوش من میگذارد!
دوست دارم فریاد بزنم ایها الناس لطفا رازهای زندگیتان را به من نگویید مسئولیتی بس سنگین است....
پی نوشت: مدتیه هر کی کنارم قرار میگیره و شروع میکنه به گفتن : حرفیو که میگم به کسی نگو...بلافاصله میگم لطفا به من نگو یه موقع از دهنم در میره بد م

ادامه مطلب  

هوای دریا  

بدجور هوای دريا زده به سرم. شهریورم داره میاد و جون میده برای یه مسافرت توپ... اصلا این دريا چی داره که انقد بهت آرامش میده؟! بهترین حال دنیا رو تجربه میکنی... همیشه دوست داشتم تو گیلان زندگی میکردم... حال و هوا و مردمش و دوس دارم حتی لهجه شیرینشون رو... 

ادامه مطلب  

صیاد  

چشم هایم 
دريا نبود 
که دل بدهی به امواجش 
و غرق شدن 
رویایت باشد....!
 
رودخانه ای ساده
که جسارت عبور کردن نداشت ...
 
دوستم نداشتی
و ماه
هرشب 
شاهد مرگ ماهیان سرخی در من بود
 
تو 
ماهیگیری ماهر
که کلماتت به تنهایی صیادی میکنند..!
 
من یا دريا؟
چه فرقی میکند 
وقتی دستانت فقط صید کردن میدانند...!
 
#بهارپاییزی
 
 

ادامه مطلب  

بلاگفا  

دقیقا الان به مطلبی بر خوردم که خیلی وقت پیش داشتم بهش فک میکردم
یکی از دوستان نوشته بود که چرا وبلاگا این جوری شده؟! یا همش در مورد عشق و عاشقی یا یا شکست عشقی(کاملا موافق و حال به هم خورده ام

ادامه مطلب  

دریا  

امروز دريا بودم. شنا کردم و رو موج ها خودم رو رها کردم. هر چقدر بیشتر رو موج ها خودمو ول میکردم اسوده تر میشدم. فردا دوباره مشغله ها شروع میشه, فراموشی ها و تجربه کردن ها. پروردگارم رو به خاطر تمام نعمت هایش شکر میکنم و اگر گناهی مرتکب شده ام از او عذر میخوام. خدایا به باد افره این گناهم مگیر/ تویی افریننده ماه و تیر

ادامه مطلب  

شب نلخ  

دیشب خیلی تلخ بود....
خواب دیدم یه دونه از خواهر دوستای بیشورم،منو دعوت کرد خونه شون
بعدش خود دوستم بهم گفت روی تخت بخوابم 
من شک کردم گفتم باید به مامانم زنگ بزنم
گفتش حق زنگ زدن نداری
گفتم آخه....آخه یه چیز مهمی رو جا گذاشتم
بعدش به بهونه ی زنگ زدن رفتم انور اتاق،اونم رفت بیرون
بعدش رفتم تو کامپیوترش فضولی
دیدم اون یه نقشه ای کشیده
بیشتر حرفاشو با کد نوشته بود
یه تیکه هاییش مفهوم بود و فهمیدم میخاد به من اونارو بگه
نوشته بود  خیلی اسکلی،هیچ وق

ادامه مطلب  

« نامه‌ سرگشاده دکتر طالع پیرامون تجزیه ایران در امرداد 1397»  

 حضور حضرت آیت‌‌‌‌‌‌الله خامنه ای رهبر محترم جمهوری اسلامی ایران
هرگونه انصراف از حقوق تاریخی ایران در دريای مازندران ، در حکم تجزیه‌ ایران است
برپایه‌ دو قرارداد 1921( مودت ) و 1940( تجارت و بحر پیمایی) میان دولت شاهنشاهی ‌ایران و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی ، نیمی (50 درصد ) از دريای ‌مازندران ( کاسپیان ) در مالکیت ملت و دولت ایران جای دارد. از آنجاکه هیچگونه تحدید حدود میان ایران و اتحاد شوروی در دريای ‌مازندران( کاسپیان ) به عمل نیامده

ادامه مطلب  

ویژگی های دریای عمان  

ریخت شناسی
عمق این دريا در اطراف چاه‌بهار حدود 3398 متر است. هرچه به سوی غرب پیش برویم، عمق آن به سرعت کم می‌شود تا جایی که در نزدیکی تنگه هرمز به 73 متر می‌رسد.
 دمای آب
مدار رأس‌السرطان از شمال آن عبور می‌کند و از این رو این دريا در منطقه گرم کره زمین واقع است
حداکثر درجه حرارت سطح آب در مرداد ماه 33 درجه و در دی ماه دست کم 19.8 درجه است.
 بادها
جریانها و بادهای موسمی اقیانوس هند (Monsoons) به نامهای بادهای موسمی جنوب غربی (sw) و بادهای موسمی شمال شرقی

ادامه مطلب  

√ 201  

صفر مطلقبیقرار که می شوم دنیا مرا کمی آنطرف تر از پدیده ها پرت می کند جایی که مردگان در سکوت زنده اند ،نجوای شورانگیز زندگی از دور به گوش می رسد مانند رویایی در سر کرمی در پیله که به پروانه شدن می اندیشد و تاب ندارد ،از غصه توست که من تاب ندارم ،کات،صدا باز مانند چکشی در سرم می کوبد ،موج مهیبی تمام رویاهایم را با خود می برد، ارتعاش معیوبی سرم را بهم می ریزد ،دلم میخواهد همه چیز را خُرد کنم،شعرهای پریشانم را به قدیسان تقدیم کنم،رختخواب آشفته ا

ادامه مطلب  

ویژگی جغرافیایی و معرفی دریای خزر  

 
دريای خزر، بزرگ ترین درياچه ی جهان است که در مرز بین آسیا و اروپا و نیز محل تلاقی آسیای مرکزی، قفقاز و ایران قرار دارد. طول و عرض این دريا به ترتیب 1.204 و 320 کیلومتر و مساحت آن 376/5 هزار کیلومتر مربع می باشد. دريای خزر از خلیج های متعدد، پنجاه جزیره و شبه جزیره های فراوان تشکیل شده است. رودخانه های بسیاری، همانند ولگا، سولاک، کورا، گرگان، اترک و سفید رود به آن می ریزند. از نظر ناهمواری های طبیعی، این دريا به سه بخش شمالی، میانی و جنوبی با عمق 25، 788

ادامه مطلب  

(۵۳) دوری از شهرت طلبی مرحوم امام(قده)  

یکی از علما چنین نقل می کند: امام خمینى رحمه الله علیه بر یك دوره كتاب وسیله مرحوم آیة اللّه آقا سیّد ابوالحسن اصفهانى (رض) و همچنین بر كتاب عروة الوثقى حاشیه داشتند و با اینكه آن وقتها ما به منزل ایشان زیاد رفت و آمد داشتیم و از شاگردان و دوستان ایشان بودیم نفهمیده بودیم كه امام رحمه الله علیه بر این دو كتاب حاشیه دارند. اینها از نظر خصوصیات یك كسى كه بخواهد مرجع بشود دخیل است. یعنى اگر كسى خواستار مرجعیّت باشد حدّاقل به دوستان نزدیكش مى فهما

ادامه مطلب  

منبر عشق.............  

نجوای عشق رهایم نمی کند یکدم حتی اگر عطش آتشم زندا.در راه به سوی او گر طوفانها شود به پاشرر خیزد از زمین جدا ‌دانم که آهنین شود پایم وپیلتنی ز کیاستسخا.بایدم رفت تا دیو شب چنبره نزده به افقهمیشه نیلگون.دريا گر روید بر سر راهم ! نا خدا که هست افعی و کل وحوش اند آشنا.جنگل پر سخاوت زمین هزار راه دارد به سوی او و ماجرا .آنجا که کبوتران حرم راهنمای من اند بگو زیارتت قبول.چرا که شبگیر نوای پسند ناله هایمز همت و عزم رفته اند ما سوی.نه دیگر خیل ترس مرده د

ادامه مطلب  

ترفند جالب جهت زود بیدار شدن  

قبل از این که بخواهید بخوابید یک دفتر بر دارید و روش بنویسید من در ساعت فلانی بیدار می شوم و بعد اینو حداقل ۳۰ بار بخونید سپس بخوابید و اینو مادام تکرار کنید و وقتی صبح بیدار شوید دقیقا اون ساعتی که نوشته بویدید بیدار می شوید

ادامه مطلب  

خوشیات مال همه هرچی که غصه س مال من  

 
چجوری توصیف کنم قلبم اومد تو دهنم وقتی تا چشم باز کردم پیام آیدا رو صفحه بود که نوشته تو حالت بده!
چقد به سرعت نت فحش دادم تا اون نوزده تا پیام آیدا رو باز کنه و من فقط آخریشو نبینم و بفهمم چه خبر و چی شده
خدا میدونه این تلگرام لعنتی امروز چه مرگش بود که لود نمی کرد و قلب منو هر ثانیه بالا پایین میکرد
و خدا بگم آیدا رو چیکار کنه با این حرف زدنش...
خدا رو شکر ک خوبی عزیزجانم

ادامه مطلب  

روز دحو الارض و ازمون های آن  

در این زمین پهناور و این مرز پر گوهر 
چه نیازی به غیر از صداقت و صمیمیت هست
چه نیازی به تعریف و تمجدید از کاریست که نکرده ایم یا توانایی که نداریم یا ....
در این سرزمین پهناور زندگی زیباست هر لحظه و هر روز و  هر گاه آنچه گفته می شود نوشته می شود و خوانده می شود و اجرا می شود که احساس شادی ایجاد کند و رضایت و شکر نعمت را بیان کند و ...
احساس شادی و نشاط از درون می آید.

ادامه مطلب  

کلام خداوند  

پس بیایید آنچه را که موجب برقراری صلح و صفا و بنای یکدیگر می‌شود، دنبال کنیم. کار خدا را برای خوراک خراب مکن! همه خوراکها پاکند، اما خوردن هر خوراکی که باعث لغزش دیگری شود، عملی است نادرست. بهتر آن است که از خوردن گوشت یا نوشیدن شراب یا انجام هر کار دیگر که باعث لغزش برادرت می‌شود، بپرهیزی.پس عقیده ات را درباره این امور ، بین خود و خدا نگاه دار. خوشا به حال کسی که بخاطر آنچه مورد قبول اوست، خود را محکوم نمی‌کند. اما کسی که درباره خوردنِ خوراکی

ادامه مطلب  

#54  

یجور عمیقی تو خودمم .... یجور عمیقی دلم گرفته .......
.
.
.
.
.
.
.و جواب اون پیام خصوصی ام اینجا میگم که نوشته بودی حال خوبمو خراب میکنه وب تو چون سرشار از حس بد و منفی و از این حرفاببین عزیزم من نوشتم اون بالا ک این وب شخصیه و نخون   (#شعور) ... حالا علاوه بر این تو میتونی ب وب من نیای تا حس منفی و از این حرفا نگیری ... من خودم از جایی ک حس بد بگیرم کلا نمیرم اون طرفا....

ادامه مطلب  

تو  

تن خسته ی تو
پهلو گرفتهکناره ی اسکله ای ساقطدر میان اتوبانی نامعلومکه نیم رخشدر حوالی کرجدیده می شود .
توآری تو ،هرجا که اسکله ستبه جمهوری خسته ی ماهیان پراکندهشیر می دهی .و آن سوترخلیج بوی تن تو می گیرد .و این سوترکسی تو را بیاد می آورد :- « آن روزها چقدر به دريا نزدیک بودی ،و همیشهدر صدای توکسی راه می رفتبا پاروهایی از الماسو قلبی از نمک درياما همه به او عاشق می شدیمچون چشمان شیر ماهی داشتو دهانی به زیبایی ماه .»
اما توهنوز همان شاهبانوی ماهی

ادامه مطلب  

بیمار ، طبیب ِ پزشک خویش !  

 
از کجای زندگی تو ...ایمانت ... باورهایت بگویم که تمام تو را گفته باشم؟!
اصلا مگر میشود؟مگر میتوانم؟
تازه آنچه من از تو دیده ام و آنچه از تو شنیده ام که اصلا گفتنی نیست و کلمات در حد توصیف ان معانی نیستند... اما امروز همه اش دارم به ان دکتر و ان خون و ان باور محکم ات می اندیشم...
از وقتی ان نوشته ها سوزانده شد و خاطرات سوخته تو رو شد ، گرهی در قلبم افتاده که خودت فقط میتوانی بازش کنی...
 

ادامه مطلب  

771- 22  

 
در ادامه ی این نوشته  و یکم هم این نوشته:
 1-       یکی از اعضای فامیل همسرم علیرغم سن بالا، حواس و حافظه ی خیلی جمعی داره. خیلی جمع. اینطوری که مثلا یادشه سی و پنج سال پیش در فلان مکان با فلان مختصات جغرافیایی، فلان شخص با خالِ گوشه ی بینی و پیراهن گل دارِ صورتی که دامنش چروک داشته با فلان شخصی دیگر با فلان تعداد چین روی پیشونی و و یك گل مژه و جلباس چهارخانه که تای یک آستینش بلندتر از آستینِ دیگه ش بوده ملاقات داشته اند و اسم و فامیل خودشون و ج

ادامه مطلب  

دل نوشته احمقانه دخترم 26  

از سر لجبازی با داداش با خودم با همه دنیا
میخوام به خواستگاری که درست نمیشناسمش و حس خاصی بهش ندارم جواب بدم که بیاد 
کاش تو بودی و مرا ای کاش نبود 
دخترم ببخش منو جونم 
که انقدر ناراحتت کردم 
دلتو درد اوردم 
دخترم ببخش که ارزو هاتو به دلت گذاشتم 
دنیا جای خوبی نبود دخترکم
با این تصمیم بهت بیشتر اسیب میزنم میفهمم بازم ببخش

ادامه مطلب  

دل نوشته های سوران برگرفته از کتاب پندنامه  

درهرمجادله ی دست جلواندازغیرازاین باشدشکست خواهی خوردوبرتورحمی نخواهدشد
گرگ راذاتی داده خالق تغیرناپذیرپس برگرگ صفتان اعتمادی نیست
درابتدای جاده ی تصمیم دست اندازی از(نکن)بسازتاچون عوام فارغ ازبلا شوی
امروزهمان روزیست که بشربه انسانیت وآدمیت حمله میکندوکشتی وجدان رابه گل مینشاندوانسانیت رابه تاراج میبرد.شک نکن امروزجشن وپایکوبی شیطان وقهقه ی کفرآلود وی برخالق بی همتاست

ادامه مطلب  

امشب چه بی قرارم :  

آیا میشود وقتی دلتنگی گوشیت زنگ بخوره نوشته باشه (عشقم)
بیدارشو پسر !!!!
باید به فکر تنهایی خودت باشی....
دست خودم را میگیرم و
از خانه بیرون میزنم!
در پارک بجز درخت؛
هیچ کس نیست!
رویِ تمام نیمکت هایِ خالی مینشینم, تا پارک از تنهایی رنج نبرد!
دلم گرفته ؛
یادِ تنهایی اتاقِ خودم می افتم
و از خودم خواهش میکنم به خانه باز گردد.
 

ادامه مطلب  

تو مخم کتک کاریه  

احساس میکنم نوشته هام و حال و هوای اینجام مث این روزای من کسالت اور شدن
اصلا به شما چه مربوط که چقد تو ذهنم کتک کاریه؟
چرا اینجارو درگیر میکنم؟
مادامی که بهتر شم ارجاحتون میدم به پست های شاد قبلیم 
باشد که به زودی زود تسکین بیابیم!
کمی صبوری...

ادامه مطلب  

387  

میتونی سوار من بشی
من یه دريام
تو یه قایقی
که هفته هاست دريا بهش هدیه ای نداده
یه بار دیگه تور بنداز
باید دوباره آوازتو بخونی
اگر اینبار غمگین نخونی
ماهیا سر میخورن داخل تورت
موجا با تو میرقصن
باید بازم طعم نمک دريایی رو بچشی
بیا نزدیک تر
انعکاس صورتت بین موجای من زیباتر از همیشه شدن
 گرد طلاهای آفتاب بین موهات بیشتر از همیشه میدرخشن
بیا آواز بخونیم قایق کوچولو
آوازای قشنگت باله های پریای منو برای رقص به وجد میاره
حالا
امروز
اینجا
قایق کوچو

ادامه مطلب  

پوووووف!  

۵-۶ سال تو همین وبلاگ که با اسم و فامیل خودم بود به صورت مداوم می‌نوشتم. از آشناها هم دنبال می‌کردن و زاغ سیاه هم چوب می‌زدند!
سال ۹۵ به دلایلی مجبور شدم کل مطالب وبلاگ رو به یه آدرس دیگه منتقل کنم. الان اون آدرس رو یادم نمیاد. ۵-۶ سال نوشته و خاطره رفت (البته فعلا)!

ادامه مطلب  

گزارش ساعت مطالعه ۲  

امروز. برای شروع بد نبود ولی خب خیلی کمه فرا باید حداقل یک ساعت بیشتر از امروز بخونم :)
گزارش منم اینجاست فی المجموع ۳ ساعت ۲۵ دقیقه 
http://s8.picofile.com/file/8335086192/IMG_20180821_021443_818.jpg
پ.ن: کیفیت عکس خوبه اگه زوم کنین میتونین نوشته های توی برگه رو هم بخونین :) 
#امید_نوشت

ادامه مطلب  

بی سر و ته!  

سه هفته است شاید هم یک ماه که منتظر است تا چیزی بنویسم. اما من ننوشته ام هنوز! یعنی نوشته ام اما خوب نیست. به نظرم چیزی کم دارد یا بهتر است بگویم چیزهایی کم دارد. هیچ شباهتی به داستانهای خوبی که گهگداری می خوانم ندارد! دلم می خواهد یک داستان بنویسم شبیه آن چیزی که فلان نویسنده می نوشت. هزار تا داستان نصفه نیمه دارم که هیچ کدامشان به جایی نرسیده اند. یعنی می شود یک روزی من هم چیزی بنویسم که سر و ته داشته باشد؟! 

ادامه مطلب  

دل نوشته احمقانه دخترم 22  

همیشه سعی کنین ارزوهاتونو جایی بنویسین، اینُ قبلا یطور دیگشُ از یکی از دوستام شنیدم
اما اخرین بار داداش بهم گفت این کارو کنم
فکر کنم تقریبا یک ماه پیش حالا یکم این ور اون ور بهم گفت
منم تازه حرفشو گوش کردم و گفتم شاید اینجوری انگیزه م بیشتر شه
راستی شما برای داشتن انگیزه چکار می کنین ؟
اگه راه حلی دارید بهم بگید خوشحال میشم :)
مرسی که می خونید :)
+ این روزها حالِ دلم بارونیِ ...
عجیب و شدید ...
درمانده و بیراه
اما خدا هست و دلخوشم به بودنش :)

ادامه مطلب  

بوی برشته........  

عطر برشته .......................................پنجره را دوست دارم از نمایی که شکستهرو به چشم انداز مشرق پیر، فرطوت، ور شکسته.به پسش شمشادهای قد کشیده ،زیر نور نقره فام.سایه هاشان شبحی، همچو مردی ور شکسته.جویبار هم غرق نجوا و غزلخوان در ترنممست می گردیدم از آواز ساری بر لب ایوان نشسته.تیر برق نبش بن بست شاهد ولگردی شبهای من.اینک آواره و بی عار همچو جویبار خشکسربسته.تک درختُ، ون، به تن رو پوش یادگاری اش خشک.گاه غرق طعن می کرد شمشادی نو رسته.گه ز ره پروانه ای ،س

ادامه مطلب  

ذهنت را درگير حرف مردم نكن  

ذهنت را درگیر حرف مردم نكن
این روزها حرف و حدیث زیاد استمهم نیست دیگرانچه فكر مىكنند و چه میگویندهیچكس در هیچ جاى دنیاهمدرد دردهاى تو نخواهد شدجز خودتگاهى باید از نو شروع كرد ودل به دريا زدماندن كنار آدمهاى اشتباهحق هیچکس نیست
 

ادامه مطلب  

شروع  

به نام صاحب قلم
سلام
من پرستو حریری ، دکتری روانشناسی تربیتی از دانشگاه علامه طباطبایی هستم . به نقاشی دلبسته هستم و دستی بر قلم دارم.ترجمه هم می کنم و در این سالها با عشق بینهایتی که به کودکان ، این آینده سازان وطن دارم، مشغول آموزش کودکان در مقاطع ابتدایی هستم. البته در سالهای اخیر به کارتدریس در دانشگاه علامه طباطبایی نیزمشغول می باشم.
در اینجا از دل نوشته هایم می گویم و گاه گاهی مطالب کاربردری در حوزه آموزش کودکان ابتدایی راباهاتون در می

ادامه مطلب  

نوزده.  

نشستم جلوت. دستام‌و گرفتی. نگاهم کردی و یه لبخند پرمعنی زدی. تو اتاق تکثیر. قبل تعطیلات عید. تا مدتها همون‌طوری نشسته بودیم، همه تو حیاط بودن. جشنواره بود و کسی به ما کاری نداشت. من‌م نگاهت کردم. یه دل سیر. صاف تو چشمات. قبلش می‌ترسیدم چون تو نگاهت‌و می‌دزدیدی، ولی اون روز، ندزدیدی. بعدش تا مدتها بغلم کردی. حتا گفتی دلت برام تنگ می‌شه...
یادمه اولین باری که جلوی همه بغلم کردی کیمیا برگشت گفت نمی‌دونستم انقدر نزدیکین! با لبخندی که سعی می‌کرد

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1