«مدرسه اي که مي رفتيم »  

ژان میشل فرودون :فيلمسازی تان تا بعداز انقلاب ایران هم ادامه پیدا کرد. شما فيلم «مدرسه ای که می رفتیم » را ساختید... فيلمی که در ایران اجازه اکران پیدا نکرد.     شرایط کاملاآبزورد بود. به خواست دولتی که نتیجه انقلاب بود، من فيلمی ساختم که داستانش در یک مدرسه رخ می داد و در حمایت از جنبش انقلاب بود. مدیر آن مدرسه شخصیت دیکتاتوری بود اما اکران فيلم را ممنوع کردند و فيلم به مدت ٩سال دیده نشد. آن فيلم به فرانسه دعوت شد و در جمع کارگردانان به نمایش د

ادامه مطلب  

شجاعت!!  

فيلم the help رو دیدم. فيلم بدى نبود هرچند مفهوم بدرفتارى با سیاه پوستها توش رقیق شده بود و خیلى لطیف نشون دادن خدمتكاراى امروز همون برده هاى دیروزن!!به نظرم مفهوم بزرگ نژادپرستى رو خیلى مسخره و فقط با یه مخالف جلف نشون داده بودن در صورتیكه كار ابیلین و مینى بزرگ بود البته نه اونقدرى كه باید اما به نقل از خود فيلم "شجاعت بى باك بودن نیست.شجاعت مبارزه كردن و انجام كار درسته!!"انتظارم برآورده نشد و به این فكر میكنم اگه الان مسئله مردا بود و مردا قرار

ادامه مطلب  

یک لحظه عشق  

تمام وجودم پر از ناامیدی شده
کاش میتونستم به یک لحظه به یک ثانیه از عاشقیهايت تکیه کنم
و بگویم به خاطر آن لحظه باید زندگی کرد
یکی هست در این دنیا که تو را برای یک لحظه مرده است 
و چقدر دلنشین است اگر بدانی عشق واقعی یکی بوده ای حتی اگر یک ثانیه باشد
افسوس مدام در توهم بوده ام
اما این من متوهم این من داغون، هنوز تو را یک دنیا میمیرد و تو هیچ سراغی از او نمی‌گیری هیچ...
تنها یک بعدش عالیست 
اینکه دلخوشم به زندگیه شیرینت
همین

ادامه مطلب  

آرزوی من...  

مهلای عزیزم :از خدا میخواهم لبخند برکت هر روز لب هايت باشد و مهربانی خیرات لحظه به لحظه از ایامت؛ خورشید روشنی گونه هايت شود و باران دور از چشمانت ببارد؛خبر هاي خوش در لحظه هايت برقصند و بدی ها به جاده ی زندگیت نرسند ؛کینه ها را از دلت بتکانی و دوستی ها ویترین زیبای دلت شود؛ خستگی و نا امیدی به انگشت پایت نرسد و زندگی از لحظه هايت کم نشود؛ نگرانی راه چشمانت را گم کند و آرامش کلید خانه ات باشد و سرانجام عشق از زبانت سر بخورد و در لحظه هايت جاری ش

ادامه مطلب  

شب بی سحر  

باز هم یک شب رسید ودیده ام بر هم نرفت،این دل تنها وبی کس در پی همدم نرفت،شب شد و هر دم صدای ساعتم،میزند سیلی به روی صورتم،با که گویم خم شده از دست دنیا بازهم این قامتم،خسته ام از دست شبها با صدای لحظه ها،این گذشت روزها میکند هر لحظه من را لعنتم،من ندارم حال خوش از گردش این روزگار،میزند بر قلب من هر لحظه خنجر بی شمار،بخت من هیچکس نبود ،همدمم در زندگی،مادرم میگفت چون تو زاده رنج منی،هرکسی آمد چند صباحی مهمان بود ورفت،حیف از اسم مهمان چونکه قلب

ادامه مطلب  

کاش می دانستی....  

کاش می دانستی یک زن از لحظه ای که " دوستت دارم " می گویداز لحظه ای که بوسیده میشوداز لحظه ای که به آغوش کشیده میشود،دیگر خودش نیستمی شود تومیشود با هم بودن ...
آن لحظه که ترکش می کنیدو نیم اش می کنیو یک نیمه اش را با خود می بری !
نگو زمان همه چیز را حل می کندکه زمان، تنها، کند می کندجستجوی او را برای یافتن نیمه دیگرش نگو فراموش کنکه او یک چشمش همیشهباقی می ماند به نیمه رفته دیگرش ...

ادامه مطلب  

ساعت 2:49 دقیقه  

حالم خوب نیست :((((
پ.ن. وقتی پر از حرفم ولی هیچ حرفم نمیاد :(( 
من وقتی حالم بد میشه حالا فرقی نمیکنه به خاطره یه اتفاق ساده یا پیچیده میرم تو خودم و فکرم واقعا به جایی قد نمیده، باید زمان بگذره تا دور بشم از اون لحظه و کم کم به حرف بیام، اون لحظه نیاز دارم فقط گوش کنم به حرفای کسی که میخاد منو آروم کنه! توقع نداشته باشه من اون لحظه بتونم حرف بزنم یا جواب سوالشو بدم -_-
#بی_خوابی #تنهايی #بی_معرفتی #دوست_یا_دشمن 

ادامه مطلب  

خاکستر  

بی تابم 
بی تاب آن لحظه ی ناب 
که در سکوت 
فقط به چشمانت زل بزنم 
در حسرتم 
تا وقت آن لحظه 
باران نبارد 
تا در خلوتم بی تو 
به جنگ دلتنگی نروم 
 
نروم تا بتوانم دوباره بازگردم 
بازهم در ژرفای گرمای وجودت بسوزم 
دانه دانه خاکستر ها در تو حل شوند 
باز هم یاد بگیرم 
کنار پنجره 
با یاد تو قهوه ام یخ کند 
 
حیف 
حیف که فرط دلتنگی 
خودم را از وجودم غافل ساخته 
در نبرد با فهمم خراب باخته 
بر تنم شلاق می زند 
به کنج اتاق پرتم می کند 
 
حیف 
حیف که بی تو

ادامه مطلب  

دیدار یار غایب  

همه غم هاي جهان هیچ اثر می نکند 
در من از بس که به دیدار عزیزت شادم 
لحظه هاي دیدار سراسر شور است؛همان لحظه هايی که راز عشق و مهربانی در نگاهت موج میزند؛همان لحظه هايی که خورشید دلت بر چشمه ی دلم نورافشانی میکند و انوار وجود تو چراغ دل را روشن میدارد. لحظه هايی که سرشار است از عطرناب دوستی و عطر دل انگیز دلبستگی....》
آخر میدانی عزیز دل؟!نگاه تو مرا شاعر میکند و آنقدر در حوالی خیالم پرسه میزنی که بر لبانم جاری میشوی. دیگر نمیتوانم پنهانت کنم از د

ادامه مطلب  

به دنبال لحظه های خوب هپروتی  

لحظه هايم بوی بازی داشت روزی لحظه هايم گرم و شیرین بود روزی در درونم آتشی آبی گُـلی شمعی چراغی در درونم صدهزاران ولت، برق و روشنایی بود روزی! گرچه تنهايم همیشه، نیست در دور و برم جز آه سرد خستگی ها! گرچه تنهايم همیشه، دور تا دورم بسی مهرو و مهوش بود روزی! از زمانه سخت دلگیری تو ای فرهاد؟ یا که افتاده است بر جانت فسون و سحر و جادویی، روزی؟!

ادامه مطلب  

1027  

سهراب :سخته آقا شاد باشی وقتی بابات بالا سرت نیست...
سایه بان
پ ن:
خیلی نداشتن ها رو فقط کسایی که تجربه دارند درک می کنند، تلخ ترین لحظه ها، لحظه هايی هستند که نبودن رو به روت بیارن یا زندگی به قدری سخت بشه که حس میکنی اگر بودند این نمیشد...

ادامه مطلب  

تور کیش لحظه آخری  

تور کیش لحظه آخری
تور لحظه آخری به چه معناست؟
تور کیش لحظه آخری
تور لحظه آخری کیش معمولا مخصوص چه زمان‌هايی است؟
در چند سال اخیر تورهاي لحظه آخری در بین مسافران جایگاه خاصی پیدا کرده است. در این بین از میان مقاصد گردشگری مختلف تور کیش همیشه جزء تورهاي پرفروش در آخرین لحظات فروش و ساعت پروازی بوده است. پروازهاي چارتری کیش-تهران-کیش یکی از مسیرهايی است که چارترکننده‌هاي زیادی در آن مشغول به فعالیت هستند و از این رو پروازهاي چارتر و لحظه آخر

ادامه مطلب  

خُسران  

دلم برای لحظه ای عمیق
غرقِ سخنِ امام (رحمه الله علیه)شدن
تنگ شده!!!...
برای لحظاتی که حتی خودمان را شبیه
به زاهدی میکردیم
یا همان وقت ها که ساعت ها به دیوار
خیره میشدیم...
برای تنبیه هاي درونی و
برای آنهمه ترمز.
به راستی که <انّ الانسانَ لفی خُسر>.
کاش برگردند لحظه هاي خوب دوباره.

ادامه مطلب  

از بالا پایین شدن خستم  

چقدر زندگیه من بالا پایینی داره.
دیگه خندم گرفته.
دقیقا در لحظه ای که فکر میکنم دارم سقوط میکنم.
اوج میگیرم
و  در لحظه ای که  به نظرم همه چیز رو به راه
با کله میفتم تو چاه
وقتی تو تاریکی چاهم و خودمو آماده مرگ میکنم
نور امیدی روشن میشه
و این چرخه ادامه داره.
آخه چرا
 

ادامه مطلب  

زيبا  

در عشق تو اخر،دیوانه شدم زیبابا رقص سیاه زلفت،مستانه شدم زیباآنروز كه تو را دیدم،ای نور اسمانیاز مردم این دنیا،بیگانه شدم زیباهر لحظه ای این عمر،بخشم به امیدتدر شوق وصال تو،پروانه شدم زیبامن عشق تو را جانا هر لحظه خریدارمدرمجلس عشاق داخل،رندانه شدم زیبایا رب تو مرا دست ده،تا رسم بر دراز بوسه ای دیدارت،یكدانه شدم زیباگر خواهى مرا خضر،دراسمان عشقز شوق او ای مسعود،مستانه شدم زیبا

ادامه مطلب  

گزیده ی نشست های نقد و بررسی فیلم سینمایی فرشتگان قصاب  

گزیده ی نشست هاي تحلیلی فيلم سینمایی "فرشتگان قصاب" در دانشگاه علم و صنعت / دانشگاه مازندران / اندیشکده ی یقین / لحظه ی اعطای فانوس زرین بهترین فيلمنامه / دقایقی از مصاحبه با رادیو دانشگاه بریتیش کلمبیا کانادا

ادامه مطلب  

448  

به زمانی فکر کنید که باید تنها باشیم، واقعا زمان هايی لازم است که تنها باشیم، این زمانها باعث میشوند ما در تنها بودن ماهر شویم اما دلمان میخواهد چقدر در تنها بودن ماهر شویم؟ آیا ضرری ندارد که این همه در تنهايی ماهر شویم؟ موضوع مهم در مورد تنها بودن اینکه باید قدرش را دانست. چون نهايتا در هفته تنهايی یا یک عمر تنهايی ممکن است فقط یک لحظه پیدا شود فقط یک لحظه که دست و پایت با بودن کسی در زندگی ات بسته شده باشد خانواده، دوستان، ازدواج، فرزند

ادامه مطلب  

گذر از هفت و شروع هشت  

سن فقط یک عدد نیست که اونو با عدد سنجیدجنس نیست تا اونو تقویم کردبلکه یک عمر و به گستردگی یک عمر خاطره اسخاطراتی تلخ یا شیریننتیجه ی آزمون و خطاحاصل اشتباهاتی گاها فاحشثمره ی برد یا باخت که همه ی اونا مثل منبت کاری روی صفحه ی خام روح حک شده و محصول حاضر نتیجه ی چکش ها در لحظه لحظه ی عمریست که فقط یک عدد نیست.
 
پ.ن: به اعتقاد خیلیا هفت عدد میمون و مبارکیه . گذشت هفت سال هم میتونه مبارک باشه و هم نشانه ی بلوغ .
 

ادامه مطلب  

فیلم دورگیری ناخن  

فيلم دورگیری ناخن


 



سوال : 


 سلام ببخشید من دورگیری مشكل دارم


گرد در نمیاد شكسته شكسته میشه


و همچنین مانیكور چطور انجام میشه


اگه میشه یك فيلم بذارین ممنون


پاسخ :


سلام .

دورگیری خیلی ربط داره به طرز موادگذاری ریشتون .

و باید درمقایسه با این مورد سرسوهانتون انتخاب بشه .


اما اگر مواد گذاری ریشتون اوکی هست از سرسوهان استوانه ای دور زرد


و برای گرد شدن کار از سرسوهان توپی آج دار.


مانیکور فيلمش تو کانال تلگرام هستش.

فيلم دورگیری ناخن

ه

ادامه مطلب  

بیا تولدم!  

به نام خدا
در ماه بسیار زیبایی به سر می برم. حس خوبی دارم. چون ماه با برکتیه واسه من. تولد حضرت معصومه، تولد امام رئوفم...هدیه روز دخترو هم از بابام گرفتم.بعدش تولد خودم. چون تو این ماه به دنیا اومدم.
پریشب تو رختخوابم به این فکر کردم که  این ماه یادبود نعمت وجود و هستی منه و چه خوبه که هر شب این ماه رو از خدا بابت این لطفش تقدیر کنم. حداقل زبونی. از اولین لحظه که خواست من باشم .از لحظه به لحظه ای که اراده کرد من باشم. از ذره ذره ی حیاتی که بهم تزریق ک

ادامه مطلب  

لحظه ای تفکر  

مشکل ما ندانستن نیست بلکه عمل نکردن است.چه کسی نمیداند دروغ بد است؟اما دروغ میگوید.چه کسی نمی داند مال مردم را خوردن بد است؟ولی میخورد.چه کسی نمیداند درد دل کردن مشکل را حل نمیکند؟ اما درد دل می کند چه کسی نمی داند استفاده از عقل به نفع خود فرد است؟ ولی استفاده نمی کند. بیایید لحظه ای تفکر کنیم و باورهايمان را به چالش بکشیم.

ادامه مطلب  

زمانه  

 
در این زمانه بی هاي و هوی لال پرست
خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست
 
چگونه شرح دهم لحظه لحظه ی خود را
برای این همه ناباور خیال پرست؟
 
به شب نشینی خرچنگ هاي مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلال پرست
 
رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند
به پای هرزه علف هاي باغ کال پرست
 
رسیده ام به کمالی که جز اناالحق نیست
کمال دار برای من کمال پرست
 
هنوز زنده ام و زنده بودنم خاری ست
به چشم تنگی نامردم زوال پرست
#محمدعلی_بهمنی
 

ادامه مطلب  

✅9 راه غيرنوشتاري براي پيشرفت در فيلمنامه نويسي - بخش دوم  

✅9 راه غیرنوشتاری برای پیشرفت در فيلمنامه نویسیدر دو بخش: دو از دو7-کتاب هاي فيلمنامه نویسی بخوانیدكتاب ها و مقاله هايی كه درباره فيلمنامه نویسی منتشر می شوند می توانند تكنیك هاي جدیدی را به شما یاد دهند. بنابراین سعی كنید این نوع مطالب را هم بخوانید. گاهی در یك كتاب یا مقاله ایده یا تكنیكی مطرح می شود كه تاكنون به ذهن شما یا هیچ كس دیگر نرسیده.
8- صفحه حوادث روزنامه ها را بخوانیداگر در پی نوشتن فيلمنامه ای جنایی یا پلیسی هستید، توصیه می كنم صف

ادامه مطلب  

:)  

یعنی ادم قلیه ماهی با ماست فراوون مخلوط كنه و سر بكشه ولی اینجوری ضایع نشه :) همه صحبت هاش امیدواری بود یه حس مثبت داشت خیلی تاكید داشت بگه خدا بهمون كمك میكنه و...از این قبیل صحبت ها...من منكر این نمیشم كه خدا كمك نمیكنه اتفاقا ٩٩ درصد ماجرا به نظر من كمك خداست و اون یك درصد باقی مونده تلاش خودش..وقتی صحبت میكرد با خودم فكر میكردم این چرا اینقدر امیدوار هست؟و در صورتیكه هیچ كاری نكرده!!؟؟...تا ١٠ دقیقه قبل از شروع جلسه همه چیز اروم و اوكی بود :) ولی

ادامه مطلب  

٠٢:٤٣  

توی پس ذهن همیشه یه نفر هست که emergency call ِ ماست.چه توی زندگیمون باشه ، چه توی زندگیمون نباشه تماس اضطراریه ما اونه.اون لحظه که دیگه نمیدونی باید چیکار کنیاون لحظه که سر سوزن احساس امنیت نمیکنیاونجایی که گیر افتادی اونجایی که هیچ چی کمک نیستهمونجا که درد هست ترس هست اشک هست فشار هست ...اون لحظه ها فقط قیافه ی اون آدم رو جلوی چشمت میبینی و تصور میکنی که الان اگه میتونستی با یه زنگ کوچیک و صدا کردنش یا یه مسیج بهش بفهمونی که وضعیت اورژانسیه و الان د

ادامه مطلب  

نمیدونم شاید اشتباه باشه ولی خوبه...  

نشستم توی اتوبوس داستان گوش میدم آهنگ گوش میدم لولیتا میخونم پاهامو بغل میکنم بیرونو نگاه میکنم و فک میکنم بعضی لحظه هاي زندگی خوبه مثل اونجای آهنگ لبخند مهدی ساکی که میگه وفا نه نه دوا درد دل ریشم:) که آهنگو گوش میدم تا به اونجاش برسم بضی روزا میرسم به اونجای آهنگ خیلی کوتاه چند لحظه بعدم زود تموم میشه ولی میرسم به اونجاهاي آهنگ بضی روزا...

ادامه مطلب  

تصویر رویا  

ش.ر عزیز
امشب بعد از مدتها یادی از شما کردم. یاد خاطرات قشنگمون. لااقل برای من.
شاید باورت نشه ولی من دلتنگ لحظه لحظه با شما بودن شدم.
میدونی، به این نتیجه نرسیدم که بعد از شما زندگی نیست، عشق نیست... بله، شاید باورپذیر نباشه برات ولی من تا سر حد مرگ دوستتون داشتم.
بعد از شما هم عشق هست، باید باشه.
ببخشید. صرفا یادت کردم. میدونی که الان حتی تا قسمتی ازت بدم میاد. معلومه که یادم نمیره چه بلاهايی سرم اومد و چقدر نامهربونی کردی.
به دلیل همون نفرت نمیت

ادامه مطلب  

پستچی /مروری برکارنامه داریوش مهرجویی به بهانه اکران فیلم لیلا در گروه هنرو تجربه  

 
محمد تاجیک :«پستچی» سال ۱۳۵۱ با الهام و استفاده از نمایشنامه «ویزک» داستان مرد پستچی که در املاک اربابی، با زن زیبا و جوانش زندگی می کند، مردی است عصبی و… هوشنگ کاووسی درباره این فيلم نوشته است : پستچی فيلمی البته متفاوت و به ویژه برای روشنفکر در حال توسعه. بهزاد عشقی نیز درباره آن این گونه به تحلیل می پردازد: چهارمین فيلم مهرجویی از نظر خلق میزانسن و آفرینش بسیار ارزش هاي اختصاصی سینما، همپایه فيلم دومش «گاو» است.
مهرزاد دانش نیز درباره پ

ادامه مطلب  

یا رفیق من لارفیق له  

با مادرش خیعلی رفیق بود، هر روز زنگ و گزارشات کامل، گاها گزارشات لحظه به لحظه حتی، هر هفته بازار، هر هفته مهمونی و چه و چه.مثه دو تا خواهر... ولی آخرش این بچه بندو به آب داد... نوچ... مثل اینکه رفاقت تام و تمام مامان با بچه باعث خیر و سعادتش نمیشه. خیلی سخته ها. فکرم مشغوله. بچه رو باید با تو رفیق کرد...
 
 

ادامه مطلب  

یلدا...  

گفته بودی بلدی حال مرا خوب کنیحال ما خوب خرابست...
من دارم به تو فکر میکنم، اما گه گاه فکر میکنم توهم ممکنه یاد من بیفتی، با شنیدن اسمم یه جایی، یه وقتی مثل من، با دیدن یه فيلم یادت بیفتم، یا وقتی از جلوی دانشگاه میگذری، مثل من فکر میکنی به اینکه اینجا بود، شده حس کنی مثل من که هنوز همونجایی، چشمت بگرده، دلت بلرزه و حالت یهو به هم بپیچه، شده یک روز همه اتفاقات رو به کسی که دوسش داری ربط بدی، من از وقتی تو رو دیدم، دیگه هیچوقت خودم رو ندیدم، همه

ادامه مطلب  

من و خاطرات  

دیروز تو مسیر رفتن به خونه ی خواهر، منتظر اتوبوس ایستاده بودم.تو حال و هوای خودم بودم که صدایی آشنا به گوشم رسید. صدایی که چند سال پیش مالِ کسی بود که واقعاً دوستش داشتم ولی بدترین خاطرات رو واسم به یادگار گذاشت.
صداش دقیقاً مثل خودش بود و جالب اینکه خونه ی اونها هم همون جایی بود که صاحب صدا، سالها پیش خونه شون اونجا بود!
شاید داداش اون بود. نمیدونم.
همین صدا باعث شد من برم به سالها پیش.
حالا اون چند سالی هست که در آمـریـکـا داره زندگی میکنه و از

ادامه مطلب  

تا خدا مانده به غم وعده این خانه مده ...  

نه تو می مانی،
نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادیبه حباب نگران لب یک رود قسمو به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشتغصه هم خواهد رفتآنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماندلحظه ها عریانندبه تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگزتو به آیینه، نه! آیینه به تو خیره شده ستتو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندیدو اگر بغض کنیآه از آیینه دنیا که چه ها خواهد کردگنجه دیروزت، پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف!بسته هاي فردا همه ای کاش ای کاش!ظرف این لحظه ولیکن خالی ستساحت سینه

ادامه مطلب  

 

وقتی قراره دنیا تموم شه دیگه مهم نیست کی دکتر بوده و کی رفتگر...معم نیست خونت شرق بوده یا غرب..زشتی یا زیبا...پولداری یا نه...فقط اون لحظه پیش خودت به فکر عزیزاتی...دلت میخواد بهشون زنگ بزنی و وقتی شنیدی که خوبن همون لحظه خدا رو شکر کنی..سجده کنی و بگی خدایا غلط کردم مرسی که عزیزام سالمن...توو روزای اخر دنیا تمام خطای تلفن دنیا پیام دوست دارم یا مراقبت کنید رو رد و بدل میکنه...
کوتاه کنم نوشته ام:محمدم حتی اگه صبح فردا نبودم بدون تو همون  مرد ارزوهاي

ادامه مطلب  

در بیان اهمیت ساعت دیجیتالی بمب!  

تا امروز و این ساعت و این دقیقه و این لحظه نه در هیچ بمب‌گذاری‌یی دست داشتم و نه حتی هیچ بمبی رو از نزدیک دیدم. ولی از صبح چیزی که ذهنم رو مشغول کرده اینه که: چطور بمب‌گذار و کسی که در واحد خنثی سازی بمب‌ کار می‌کنه به اون ساعت دیجیتالی روی بمب و زمانی که تا لحظه انفجارش باقی مونده اعتماد می‌کنن؟ بابا من زمان بچگی ساعتم رو یک ربع عقب می‌کشیدم که یک ربع بیشتر درس بخونم! یا صبح‌ برا اینکه دیرم نشه روی ساعت شیش کوکش می‌کردم که نهايت تا شیش و نی

ادامه مطلب  

آخرین دلنوشته من برای اونی که شد تمام دنیام و نابودم کرد  

امروز الان که این رو دارم برات مینویسم میشه 37 روز که امدی تو زندگیم . تک تک ثانیه هاش با
عشق بود . تک تک لحظه هاش عشق بود . اونقد احساس خوشبختی کردم باهات که فکر کنم خود
خدا هم حسادتش شد به این دوست داشتن . خدا هم تحمل نداشت عشق من به تو رو ببینه . باور
نداشت یه بنده بتونه اینجوری عاشق بشه . امروز حرف هايی بهم زدی که هر لحظه صدای خرد
شدنم روحم رو از درون خودم شنیدم . هیچ وقت فکر نمیکردم تو اینجور کنی باهام . هیچ وقت جز
خوشحالیت نخواسته بودم که الان

ادامه مطلب  

اومده بود دانشگاه من ولی برای دیدن ۲ نفر دیگه.  

اون دختری ک هفته پیش با خلخال دیده بودم هیچ شباهتی به قدیمی ترین رفیق من نداشت. نه صمیمیتی تو صداش بود نه برقی تو چشاش. ولی قشنگ تر از همیشه میخندید و دورچشاش ستاره بارون بود.هیچ شبیه خودش نبود. همون خودی ک وقتی گوشی نو و کمتر از ۲ماه کارکردش از دستش می افتاد و ۲طبقه سقوط می کرد به من زنگ می زد و با صدای پر بغضش ازم میخواست که باهاش حرف بزنم تا آروم شه. درست از لحظه تولدش میشناسمش. قل نداشتم بود. صدامون میکردن کوچی بلبل و گته بلبل.تو اون لحظه که از

ادامه مطلب  

اومده بود دانشگاه من ولی برای دیدن ۲ نفر دیگه.  

اون دختری ک هفته پیش با خلخال دیده بودم هیچ شباهتی به قدیمی ترین رفیق من نداشت. نه صمیمیتی تو صداش بود نه برقی تو چشاش. ولی قشنگ تر از همیشه میخندید و دورچشاش ستاره بارون بود.هیچ شبیه خودش نبود. همون خودی ک وقتی گوشی نو و کمتر از ۲ماه کارکردش از دستش می افتاد و ۲طبقه سقوط می کرد به من زنگ می زد و با صدای پر بغضش ازم میخواست که باهاش حرف بزنم تا آروم شه. درست از لحظه تولدش میشناسمش. قل نداشتم بود. صدامون میکردن کوچی بلبل و گته بلبل.تو اون لحظه که از

ادامه مطلب  

دل مارا بِکُشید  

خواستم بنویسم لحظه لحظه اش را
که بشود سفرنامه
اما
دیدم سفری که همه چیزش مهیا باشد
و
صاحب اصلی اش را نتوان یافت
سفرنامه اش چه غمگین است
قدم به قدم
آرزو میکردم که چه میشد که
اخرین عمود
مقصدمان شما بودید...
چه میشد برای شما به بیابان زده بودیم
و چه میشد پایانِ سفر به زیارتِ شما میرسیدیم
وبعد از بازگشت
از فراقِ شما جان می دادیم...
و قصه ی ما نیز به سر می رسید!...
بقولِ پینه دوزِ قصه ی اقیانوسِ مشرق
زبان و قلم نمیتواند از شما بگوید...
کاش میشد به معرفتتان

ادامه مطلب  

ده ستاره برتر سینمای هند  

رترین ها - ترجمه از سولماز محمودی: در لیست زیر برترین ستاره هاي هندي سال 2017 معرفی شده اند و معیار این رنکینگ، چارت "ستاره سنج" هفتگی آی‌ام‌دی‌بی در طول سال 2017 بوده است و چهره هاي هندي معرفی شده در زیر در سال جاری میلادی به طور دائمی در این چارت قرار گرفته اند.10. کاترینا کیف
 
 
امسال کاترینا کیف در فيلم سینمایی «کارآگاه جاگا» ساخته آنوراگ باسو، نقش شروتی، دستیار ماجراجوی کارآگاه را بازی کرده و در فيلم مهیج اکشن بین المللی «تایگر زنده است» نق

ادامه مطلب  

زلزله  

در آشپزخانه در حال ریختن چای بودم، و خیره به عکسش روی دَرب یخچال به او فکر می‌کردم به اینکه او همیشه می‌رفت و همیشه هم زود باز می‌گشت. به این فکر می‌کردم که چرا این دفعه بازگشت‌اش این قدر زیاد طول کشید؟!! ناگهان زمین لرزید. خانه لرزید، سقف و تمام دَر و دیوار لرزیدند. ساعت دیواری آویزان به دیوار افتاد ولی من همچنان در آن لحظه پر از دلهره و مرگ به او فکر می‌کردم، دلم‌ می‌خواست تا آخرین لحظه‌ای که در این دنیا زنده‌ام به عکسش نگاه کنم و به او ب

ادامه مطلب  

شبهای آشفته  

هرگاه ایام گذشته را باخود مرور میکنم درمی یابم که بجز دوران زلال وشفاف دوران کودکی ونوجوانی ،بقیت عمر بر بطلان گذشته وجسم در عذاب بوده و روح در قفس .این خودکامگان مزور و ازما بهتران تاریک گستر بر ماچه کردند !!! ایکاش همه عمر چون دوران طفولیت میبود که انسان لحظه ها راخودمی آفریند واز هر مکان وزمان آنگونه که ذهن زیبا وبی ریا،روح صاف وزلال وجسم بی غل وغش کودکانه ونوپای او دوست میدارد دنیای خود را می آفریند ومیسازد واز هر لحظه ومکان فرصتی شیرین و

ادامه مطلب  

فردا سراع من بیا ...  

یک روزهايی بود قبلترها که میگفتیم و میخندیدیم و اینجا آدمهايی می آمدند و میرفتند و لبخند کشدار جا میگذاشتند و .... یک روزهايی را میگذرانیم که آدمها رفته اند و لبخند کشدار را برده اند ... میدانی مثل چه می ماند ؟! درست مثل لحظه هاي پایان عروسی یکی از نزدیکان که تو نمیخواهی این خوشی تمام شود یا درست مثل لحظه ای است گه در سینما پرده ها را پایین می اندازند و تو میمانی و گیجی و گنگی لحظه ها که مدام در کف سرت ، دُرست کف سرت ، میکوبند و دردی که پخش می شود و

ادامه مطلب  

بدون ویرایش  

شریک سقف من نیستیبذار همسایه باشیم و فقط یک دونه دیواروشریکم باش . شریکم باش . شریکمشریک عمر من نیستیبیا هملحظه باشیم و همین یک لحظه دیداروشریکم باش . شریکم باش . شریکمفقط در هفته . یک لبخند . لبتو قسمت من کناگه خورشید من نیستی . بیا و شمعو روشن کنتمنای شرابم نیست . یه جرعه آب شریکم باشکنار چشمه رویا . یه لحظه خواب شریکم باششریک سقف من نیستیبذار همسایه باشیم و فقط یک دونه دیواروشریکم باش . شریکم باش . شریکمشریک زندگیم نیستی . شریک آرزویم باشاگه نی

ادامه مطلب  

در لحظه باش ...  

در لحظه بودن ، همان طعم حقیقی زندگیست .

یعنی به جای بودن در دیروز و فردا

همین جا و همین لحظه را با همه وجود زندگی کنی .

و آغاز بیداریست این حضور در لحظه  !

تنها کافیست ذهنت را ساکت کنی

هیاهوی درونی را خاموش کنی

از هراسانی میان قبل و بعد رها شوی

و به این منظور باید مشاهده گر باشی .

مشاهده گر این جا و اکنون

مثل نوزاد چند ماهه ...

ذهن آدم بزرگ ها بیمار است . ذهنی که سکوت ، آرامش ،
شهود و حضور را تجربه نمی کند

بیماری ذهن انسان امروز وسواس نشخوار کلم

ادامه مطلب  

 

امروز صب بعد رفتن آقا خوابم برد
تو خواب یكى باهام حرف مى زد و حین حرف تصویر كل زندگى اش از جلو چشام رد مى شد مث یه فيلم 
بیدار ك شدم یك تماس بى پاسخ داشتم ازش 
ماجرا رو ب هیچ وجه به جز خودم و روح آگاهم به چیزى ربط ندادم 
دیگه با احساس خودم محبت آدمارو اندازه نمى كنم كه بعدش مث نمنه پالچیق بمونم
دیگه اندازه اهمیت خودم برا بقیه دستم اومده
دردناكه ولى واقعیت داره 
هیچ اهمیتى نداره كه چى به سرم میاد وقتى...
بخیال...

ادامه مطلب  

دیوارا ترک خوردن.  

اینکه گیر کنی بینِ دوتا راه که موازی با هم امتداد دارن، واقعاً مصیبت‌باره. واقعاً می‌گم. کاملاً مصیبت‌باره.
می‌دونی باید دوستش داشته باشی، می‌دونی دوست داشتنش یکی از مهم‌ترین چیزای زندگیته، می‌دونی حاضره به خاطرت جونشو بده، می‌دونی همیشه یه گوشه‌ی فکرش تویی، همه‌ی اینا رو می‌دونی. اما وقتی اشتباه می‌ره، وقتی خیلی اشتباه می‌ره، شک می‌کنی به اینکه باید دوستش داشته باشی یا نه. اما همون لحظه، وقتی یهو تا پیشونیت از خشم قرمز شده، بهت م

ادامه مطلب  

دلنوشته  

و چه شامگاهی رسید ان لحظه که رویا دستان کوچکش را برگردن نحیف بابا حلقه زده بود و از پدر لالایی فردایی بهتر می شنید.

ادامه مطلب  

Tanna-2016  

Tanna-2016
IMDb: 6.9
Metascore:75
Director:Martin Butler & Bentley Dean
این فيلم یه فيلم کاملا متفاوته. توی یکی از جزایر اقیانوس آرام جنوبی فيلم برداری شده و بازیگرانش ساکنان یکی از قبایل بومی هستن. قبایلی که زندگی کاملا بدوی دارن و داستان این فيلم هم برگرفته از واقعیته. فيلم یه داستان عاشقانه و به عبارتی یه عشق ممنوعه رو روایت میکنه.
فيلم خیلی خاص و جذابی نیست ولی محیط و فضای فيلم کاملا متفاوت و بکره. ضمنا این فيلم در اسکار 2016 رقیب فروشنده اصغر فرهادی بوده..

ادامه مطلب  

تا حالا بهت نگفته بودم...  

 

تا حالا بهت نگفتم ولی حالا می خوام بگم بی تو میمیرم ..می خوام بگم تو دنیای منی ..می خوام بگم با تو بودن چه لذتی داره ..می خوام بگم دوست دارم فقط به خاطر خودت !!می خوام بگم شدی مجنون عشقم …می خوام بگم هر وقت اراده کنی برات میمیرم !می خوام بگم که می خوام دلمو فرش زیر پات کنم ..می خوام بگم اگه یه روز نبینمت چقدر دلم برات تنگ میشه !!می خوام بگم نبودنت برام پایان زندگیه !!می خوام بگم به بلندی قله اورست و پهناوری اقیانوس اطلس دوست دارم …می خوام بگم یه گوش

ادامه مطلب  

درهم شکسته ۳  

قلبم تیر می کشه ایکاش راهی برای مردن بود...
بهش گفتم نه برو! و اون لحظه که فهمیدم با این گروه تصمیم سفر داره برام تموم شد؛همین که اینطور مخفیانه برنامه ریزی کرده و اینطور بی ملاحظه حس و حال من قرار گذاشته برام تموم شد؛ عصبانی بودم و هر بار که زبون بازی می کرد که الی می خوای نرم؟ می خواستم بزنم تو دهنش که چه فایده این زبون بازیا؟خیلی زرنگی نه؟بگم نری که تا ابد سرم منت بذاری بخاطر تو نرفتم؟ یعنی اونقدر خنگ و ابلهی که  نمی دونی نفس دورویی و پنهان کا

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1