روباه: دوسم داشتی؟شازده کوچولو: شایدروباه: دلت چی ، برام تنگ میشه؟شازده کوچولو: شایدروباه: دوباره میبینمت؟شازده کوچولو: شایدروباه : جواب سوالو با آره یا نه بده ، تردید آدمو داغون میکنه...
 
 
+بالاخره تموم شد ، شال‌گردنو میگم ^_^
 

ادامه مطلب  

داستان کوتاه: به من بگو !  

مدت زیادی از تولد برادر ساکی کوچولو نگذشته بود. ساکی مدام اصرار می کرد به پدر و مادرش که با نوزاد جدید تنهایش بگذارند.پدر و مادر می ترسیدند ساکی هم مثل بیشتر بچه های چهار پنج ساله به برادرش حسودی کند و بخواهد به او آسیبی برساند. این بود که جوابشان همیشه نه بود. اما در رفتار ساکی هیچ نشانی از حسادت دیده نمیشد، با نوزاد مهربان بود و اصرارش هم برای تنها ماندن با او روز به روز بیشتر می شد،‌ بالاخره پدر و مادرش تصمیم گرفتند موافقت کنند.ساکی با خوشح

ادامه مطلب  

یواشکیهای من و پسرم  

هیچوقت زیاد جلو آینه نمی‌مونم، یعنی با این همه کار وقتش را هم ندارم...
اگرهم کرمی بخواهم به دستم بزنم اونقدر سریع  میرم تو اتاق خواب و کرم برمیدارم و میام که سینا کوچولو فکر کرده کشو لوازم آرایشم یک جای یواشکی است.
یک روز داشتم لاک میزدم، سینا کوچولو اومد پیشم.
+ ای چیه؟
* مامان دارم لاک میزنم.
انگشتهای کوچولوش را آورد جلوی من، ناخنهایش را بهم نشون داد، که من هم میخواهم. گفتم نه مامان شما مردی، مردها لاک نمی‌زنند، ببین بابا لاک نمیزنه. بابا ببی

ادامه مطلب  

بلندی های بادگیر  

بلندی‌های بادگیر اولین و تنها رمان امیلی برونته است. ویژگی متمایزکننده این رمان در زمان انتشارش لحن شاعرانه و دراماتیک بیان آن، عدم توضیح از نویسنده و ساختار غیرمعمولش بود
این رمان داستان عشق آتشین ولی مشکل‌دار میان هیث کلیف و کترین ارنشاو است.*و این‌که این عشق نافرجام چگونه سرانجام این دو عاشق و بسیاری از اطرافیانشان را به نابودی می‌کشاند. هیث کلیف کولی‌زاده‌ای است که موفق به ازدواج با کاترین نمی‌شود و پس از مرگ کاترین به انتقام‌گی

ادامه مطلب  

گرمت نمیشه با چادر؟  

تو تابستون امسال با اون گرمای خفه کننده اش توی اتوبوس نشسته بودم.یه دختر کوچولوی 8-9 ساله هم به خاطر نبود جا دور از مامانش نشسته بود رو صندلی ته اتوبوس.دختر کوچولو روسری اش رو خیلی زیبا با رعایت حجاب همراه چادر عربی سرش کرده بود.خانوم بدحجابی که پیش دختر کوچولو نشسته بود و خودشو باد میزد با افسوس گفت:(توی این گرما اینا چیه پوشیدی؟از دست اجبار این مامان باباهای خشک مقدس...تو گرمت نمیشه بچه؟)همون لحظه اتوبوس ایستاد و باید پیاده میشدیم.دختر کوچول

ادامه مطلب  

رمان ایرانی تقاص این روز ها  

رمان ایرانی تقاص این روز ها.......( عاشقانه و باز هم از نظر من چرت و پرته رمان فقط اساطیری)
 
 
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Taghase%20In%20Rozha%5Fnegahdl.com%5F.apk اندروید
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Taghase%20In%20Rozha%5Fnegahdl.com%5F.pdf کامپیوتر
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Taghase%20In%20Rozha%5Fnegahdl.com%5F.epub ایفون

ادامه مطلب  

جین اوستین...  

از اینکه طرفدار رمان های جین اوستین بودم و هستم نمیتونم خودم تبرئه کنم، اما فیلم گم شدن اوستین خیلی زیباست، مگه میشه کسی بینه و عاشق دارسی نشود...!؟
سر فرصت حتما ً تیکه هایی از کتاب ها رو که خوندم اینجا میگذارم...
رمان هاش شخصیت پردازی های عالی، نشان دادن اشرافیت به گونه ای خاص، اشرافیت فقط زرق و برق لباس ها و تجملات خانگی نبوده،کتاب، موسیقی، ادب و تشخص و حتی رقص هم به گونه ای خاص پرداخته شدند...

ادامه مطلب  

ملکوت  

 ” ملکوت “، شاید تنها داستانی باشد که بتوان از آن، در کنار ” بوف کور ” صادق هدایت، به عنوان یکی از ماندگارترین رمان های ایرانی یاد کرد. بهرام صادقی نویسنده این رمان، گرچه یکی از کم کارترین داستان نویسان ایرانی است، و از وی تنها مجموعه داستان “سنگر و قمقمه های خالی” و رمان “ملکوت” منتشر شده، اما توانسته یکی از ماندگارترین و در عین حال مرموزترین داستانها را خلق نماید. جالب اینکه به دلیل عدم وجود حواشی مختلف در زندگی نویسنده (مانند صادق هد

ادامه مطلب  

کتاب "جین ایر" :)  

دیشب خواب دیدم که رفتم به یه خیابون که سه تا کتاب فروشی توشه.کتاب فروشی ها هم از این کتاب فروشی ها نبودن که یه مغازه باشه و بعد توی اون مغازه کتاب بفروشن.یعنی یه مغازه ی نقلی و کوچولو نبودن.چه طوری بگم.آهان.جلوی فروشنده ی کتاب ها یه میز بزرگ بود که روش پر کتاب بود.کتاب فروش ها هم توی پیاده رو ی خیابون بودن.خلاصه من توی خوابم دنبال کتاب "جین ایر (Jane Eyre)" می گشتم.توی اولین کتاب فروشی نبود.توی دومی هم نبود.دیگه داشتم ناامید می شدم که توی سومین کتاب فر

ادامه مطلب  

شازده کوچولو :)  

کتاب شازده کوچولو بیشتر از اون چیزی که فکر می کردم قشنگ تر بود.چندماه پیش یک دوست این کتاب رو به من داده بود ولی من تا همین چند روزپیش نخونده بودمش.باعث خوندنش هم یه انیمیشن قشنگ شد که درواقع آخر انیمیشن هم ادامه ی پایان کتاب شازده کوچولو بود.(یعنی آخر انیمیشن توی کتاب نبوده،همین طوری آخر انیمیشن اورده شده بود.نمی دونم فهمیدین چی گفتم یا نه.)نمی دونم چرا ولی به نظرم این کتاب سرشار از مفاهیم عمیق بود.به جز این کتاب یه کتاب دیگه هم هفته ی پیش خون

ادامه مطلب  

رمان تعقیب سایه ها  

دانلود رمان تعقیب سایه ها
دانلود رمان تعقیب سایه ها . کل فلیپس، افسر پلیس لس آنجلس، در اولین ماموریت کاری متوجه
وجود باند خلافکاری در سطح شهر می‌شود؛ اما چون کسی حرف او را باور نمی‌کند، مجبور
می‌شود به تنهایی برای نابودی این باند تلاش کند و در این راه چیز‌های زیادی را قربانی می‌کند.
 
http://dl.negahdl.com/%39%36/Taghibe%20Saieha%5Fnegahdlcom%5F.apk اندروید
http://dl.negahdl.com/%39%36/Taghibe%20Saieha%5Fnegahdlcom%5F.pdf کامپیوتر
http://dl.negahdl.com/%39%36/Taghibe%20Saieha%5Fnegahdlcom%5F.epub ایفون
 
 

ادامه مطلب  

عروس شدنت مبارک:)  

خواهر جان ما به کمک و یاری خدای مهربان همزمان با میلاد امام رضا میرن سر خونه زندگی شون:) منم به لطف سر کار رفتن و اوایل شروع به کارم و نداشتن مرخصی نتونستم زودتر برم و اونجا باشم . فقط در این حد میرم که دو روز عروسی اونجا باشم. امروز رفته بود پرو لباس عروس. خیلی دوست داشتم منم اونجا بودم و تو لباس عروس میدیدمش اما نبودم:) مطمنم اون روز عروسی اینقدری سرمون شلوغ میشه که اصلا یه لحظه هم وقت ندارم که نگاهش کنم:))) واای چه شلوغی میشه خدا میدونه . مهمونام

ادامه مطلب  

برگزاری جلسه داستان نویسی در کتابخانه شهید باهنر شمیرانات  

جلسه داستان نویسی با موضوع آشنایی با مکاتب ادبی در کتابخانه شهید باهنر برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی اداره کتابخانه‌های عمومی شهرستان شمیرانات، به همت مسئول و  کتابداران کتابخانه عمومی شهید باهنر شمیرانات، کلاس داستان نویسی روز چهار‌شنبه مورخ ۲۹ آذر ۱۳۹۶ به سرپرستی مهسا پیروزفر و با حضور اعضا کلاس خانم ها مریم رحمانی، فرزانه فولادی، توران محمد پور، هایده مرعشی، نسرین عزیزی، عرفا جعفری ، هستی سرتیپی، فرزانه پیراهنچی، فریبا اکبری و آ

ادامه مطلب  

قبل دیدار  

امروز شنبه 4 آذر ماه میباشد... سه شنبه ی هفته ی پیش رفتم به کوی یار غایب سرویسمونم که از مظفریه اومد منم دویدم اما یه کوچولو دیر رسیدم چون وقتی رسیدم خانم قرایی داشت میرفت...

ادامه مطلب  

رمان «شب بخیر ترنا» نوشته "جمال الدین اکرمی" در مرکز علوم و نجوم زنجان نقد و بررسی شد  

رمان "شب بخیر ترنا" نوشته "جمال الدین اکرمی" با حضور مربی و اعضای مرکز فرهنگی‌هنری علوم و نجوم استان زنجان نقد و بررسی شد.به گزارش طلعت آقاجانلو مسئول مرکز، اعضای نوجوان مرکز علوم و نجوم زنجان، به نقد و بررسی رمان "شب بخیر ترنا" پرداختند.
اعضا از مدت ها قبل کتاب را مطالعه کرده و بی صبرانه منتظر جلسه نقد صمیمانه بودند. فاطمه قشمی نویسنده و مربی ادبی مرکز در آغاز سوالاتی را مطرح کرد تا اعضا در صحبت های خود به این مسایل اشاره کنند. وی همچنین بیان د

ادامه مطلب  

من و روز بیکاریم  

خیر سیرم استعلاجی میگیرم استراحت کنم
من که نمیتونم به مامان دروغ بگم
بهم میگه چیکاره ای
میگم بیکار
خوابیدم
مظلوم میگه
مادرجان میای بریم بازار برا عروس جدید خرید کنیم
الهی من فدات شم خوب مامان جون وقتی تو انقدر ماهی من چطوری بهت بگم نه
پاشدم رفتم سوارشون کردم عروس خانم و مادرشونم سوار کردیم تا خود یک تو بازارها بودیم
آخرشم خسته و کوفته رفتم خونه وایستادم ناهار درست کردم تا ساعت 4
تازه دراز کشیده بودم یک کم دردم کم شه
که همسری اومد 
ناهار که چ

ادامه مطلب  

مصاحبه  

مصاحبه ای دربارة رمان شکوه زندگی با خبرگزاری کتاب ایران
در ابتدا توضیحی مختصر راجع به قصه رمان «شکوه زندگی» بیان کنید و بفرمایید دلیل شما برای انتخاب این رمان برای ترجمه چه بوده است؟«شکوه زندگی» را می‌توان در زمره رمان‌های زندگی‌نامه‌ای فرض کرد. رمان حول محور زندگی فرانتس کافکا و رابطه عاشقانه‌اش در آخرین سال عمرش با دورا دایامانت می‌گردد. «شکوه زندگی» را از بین چندین رمان مطرح در ادبیات معاصر آلمان انتخاب کردم. صادقانه باید عرض کنم ک

ادامه مطلب  

 

یکی بود یکی نبود یروزی زلزله شد
خونه ها لرزیدن ،دلا بیشتر لرزیدن
پیاما فرستاده شدن ،جواب گرفته نشدن
فکرا هی اومدنو رفتن اومدنو رفتن 
 
که خانوم کوچولو  یهو یه چیزی دید..
خوشحال شد اما دل شکست، چشماشو بست
گونه خیسش پاک شد با دست
 
 
 
 

ادامه مطلب  

داستان عیب عروس خانم  

جوانی می خواست زن بگیرد به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند. پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد و گفت این دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگی فراهم خواهد کرد.جوان گفت: شنیده ام قد او کوتاه است پیرزن گفت:اتفاقا این صفت بسیار خوبی است، زیرا لباس های خانم ارزان تر تمام می شود جوان گفت: شنیده ام زبانش هم لکنت داردپیرزن گفت: این هم دیگر نعمتی است زیرا می دانید که عیب بزرگ زن ها پر حرفی است اما این دختر چون لکنت زبان

ادامه مطلب  

قصه شب یلدا برای کودکان  

یلدا کوچولو در روز سی ام آذر یعنی آخرین روز پاییز و شب یلدا به دنیا آمده بود. هر سال شب یلدا همه در خانه ی یلدا جمع می شدند و تولدش را جشن می گرفتند. آن شب هم پدربزرگ و مادر بزرگ و عمه و عمو و خاله و دایی آمدند تا ۵ سالگی یلدا را جشن بگیرند. وقتی مادر شمع های روی کیک را روشن کرد، به یلدا گفت: «دخترم، یک آرزو بکن». یلدا چشم هایش را بست و گفت: «آرزو می کنم که فردا برف ببارد و زمین سفیدپوش شود، آن قدر که بتوانم یک آدم برفی درست کنم.» مهمان ها خندیدند و بر

ادامه مطلب  

ماکارانی  

هیچی به ذهنم نمیرسه !
طبق معمول شروع میکنم یه چیزی به ذهنم برسه !
آهان ماکارانی !!
تعریف از خود نباشه یه کوچولو بنده اشپزی میکنم و یه کوچولو هم دست پختم به نظر خودم خوبه
من هر وخت غذا درست میکنم مامان یا میگه برنجش خوبه یا گوشتش تازه بوده یا ربش خوبه و یا ....
سری قبل ماکارانی مامان شفته شده بود و میشد با اون کوفته برنجی ژاپنی درست کرد 
خود مامان چندان راضی نبود
من که نتونستم حرفی بزنم .چون مادر هست و احترام واجب
چند وخت بعد من ماکارانی درست کردم

ادامه مطلب  

 

فردا شب شب یلدا است.
فردا شب شب خاطره ها است.
فردا شب شب مهمان شدن است.
فردا شب شب اولین عروس و دامادها است.
فردا شب شب خاطره بازیها است
فردا شب شب تخمه خوردن و گاز زدن هندوانه است
فردا شب شب امیدوار شدن به فردایی نزدیک است
فردا شب شب با خدا راز و نیاز کردن است.
شب یلدای همه شما به عشق و شادی
 
این متن از خودم بود. اگر کسی خواست جایی این را کپی کنه حتما با اسم من این کار را انجام بده
 

ادامه مطلب  

335  

من بر عكس اغلب خانم ها علاقه ای به خرید و هی بازار و مغازه و فروشگاه رفتن ندارم! بر عكس در صورتیكه لازم به خرید باشه تو اولین مغازه و با اولین انتخاب خریدم رو میكنم و تمام!! مثلا شب یلدایی برادر محترم قصد داشتن برا منو عروس یه كاپشن بگیرن من همون اول كه عروس پوشید گفتم خوبه و خودمم صرفا جهت انتخاب سایز تن كردم و تمام!! اما عروس چند مدل تنش كرد و حتی همون مدل انتخابی منو در سه سایز پوشید و بعد رضایت داد!! با ادمای سخت خرید ، خیلی خرید كردن سخته!! همز

ادامه مطلب  

هفته عاشقی ...  

شنبه شیوه لبخندت دلارام می کند ، قلب مضطربم را یک شنبه یک کلامت و یک نگاهت کوچه های دلم را به تسخیر خود در می آورد . دو شنبه دو دلی مرا یک دلی تو در خود محو می کند . سومین شنبه شعر و عشق و غزل میریزی بکاممچهارمین شنبه مستی و شور و شعور و ترانه می باری بر سرمپنجمین شنبه شش جهت را برایت گل باران می کنم و با عطر گل محمدی برایت شراب ناب می سازم تا با هم تغزل کنان مست مست پایکوبی کنیم ....و در جمعه هفت شهر عشق را برایت چراغانی می کنم .... تا عروس شهر را به حج

ادامه مطلب  

شصت و سومین قصه های شنیدنی دایی امید  

نام برنامه: شصت و سومین جلسه مستمر قصه های شنیدنی دایی امید نام شهرستان: لامرد نام کتابخانه: قائمیه اشکنان زمان:چهارشنبه1396.10.06 جامعه مخاطب(جامعه هدف): کودکان و نوجوانان عضو هدف:   تقویت ارتباط کودکان با کتابخانه و قصه گویی معرفی مختصر برنامه: شصت و سومین جلسه مستمر قصه گویی کتابخانه قائمیه اشکنان با حضور فعال کودکان و نونهالان برگزار گردید. در این برنامه که در دو گروه سنی برگزار گردید کتابداران کتابخانه قائمیه به اجرای برنامه و قصه گویی پر

ادامه مطلب  

C I M 1  

در حالی شروع به وبلاگ نویسی می کنم که دو روز است یک غم قشنگ در دلم جوانه زده است. شاید هرکس دیگری جای من بود اصلا به آن توجه نمی کرد. ولی من روز به روز جوری با عشق آن غم را می پرورانم که شب سر بر بالش می گذارم می بینم چقدر بزرگتر شده است. به خودم حق می دهم غمگین باشم و برای خودم گریه کنم. چس ناله نمی کنم. پنج شنبه ای عکسشان را دیدم، عکسی سیاه و سفید در دایره ی کوچک پروفایل اینستاگرام. یک عکس باشکوه عروسی که در یک نمای سر سبز کوه گرفته شده بود. عروس لبا

ادامه مطلب  

یلداتون مبارک  

کاردستی من و سینا در شب یلدا،
جایزه‌ای هم که برایش گرفته بودیم قبل از شروع جشن شب یلدا توسط کارگاه کوچولو کشف شد!
 
 
دوستان گلم بعلت شلوغی عجیب این هفته، از ارائه پروپزال تا جلسات شرکت و کار خونه... تا آخر هفته نمیتونم بیام بلاگ،
پیشاپیش دلم براتون تنگ میشه.
فعلا بدرود.
البته الان که میرم بخوابم بس که دیشب از بیم زلزله بیدار بودم...
امشب هم شیفت شب باز مال منه.

ادامه مطلب  

لحظه ای تامل  

خیلی از والدین داماد و عروس را حتی بعد از چندین سال، به دیده یک فرد بیگانه می نگرند و این یعنی اینکه آنها را به عنوان یکی از اعضای خانواده قبول ندارند و همین خود باعث ایجاد فاصله با خود و با آنها می شود. زمان آن رسیده است که نگاههایمان را عوض کنیم

ادامه مطلب  

داستان کوتاه: کاسه چوبی  

پیرمردی ضعیف و رنجور تصمیم گرفت با پسر و عروس و نوه ی چهارساله اش زندگی کند. دستان پیرمرد می لرزید، چشمانش تار شده بود و گام هایش مردد و لرزان بود. اعضای خانواده هر شب برای خوردن شام دور هم جمع می شدند، اما دستان لرزان پدربزرگ و ضعف چشمانش خوردن غذا را تقریبا برایش مشکل می ساخت. نخود فرنگی ها از توی قاشقش قل می خوردند و روی زمین می ریختند، یا وقتی لیوان را می گرفت غالباً شیر از داخل آن به روی رومیزی می ریخت. پسر و عروسش از آن همه ریخت و پاش کلافه

ادامه مطلب  

رمان ایرانی عاشقانه او مرا کشت  

مقدمه: گذشته در چشمانم مانده است. گذر ثانیه‌ها‌ در نگاهم مشهود است. چشمانت را با شقاوت تمام به روی حقایق بستی. صبور می‌مانم و بی تفاوت می‌گذرم، تا نفهمی که هنوز هم دوستت دارم.
 
 
 
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Oo%20Mara%20Kosht%5Fnegahdl.com%5F.apk اندروید
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Oo%20Mara%20Kosht%5Fnegahdl.com%5F.pdf کامپیوتر
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Oo%20Mara%20Kosht%5Fnegahdl.com%5F.epub ایفون
 

ادامه مطلب  

عروس عمو  

عموم تهران یه ویلایی داشت داد واسشون آپارتمانی ساختن و شش واحد بهشون دادن بعد تو این مدت یه عروس داشتن که پاپیچشون شده بود سر یک سال باید عروسی بگیرین این در حالی بود که عموم همون اول بهشون گفت این پسر من هیچی نداره منم نهایت یه عروسی واسشون بگیرم بعد هی دبه دراورد که باید عروسی بگیرین عموم هم اون مدت هیچی پول نداشت گفت نمیتونم عروسی بگیرم بعد گفت اگه نگیرید حامله میشم آبروتون بره انقد وقیح و پر
خلاصه دید نشد گفت میخوام بینیمو عمل کنم پسر عمو

ادامه مطلب  

محمود دولت آبادی فرزند شایسته سبزوار و آقای رمان ایران  

محمود دولت آبادی نویسنده، نمایش‌نامه نویس و فیلم‌نامه‌نویس اهل ایران متولد 10 مرداد 1319 در روستای دولت آباد سبزوار متولد شده است.
وی از بزرگترین مشاهیر معاصر خراسان غربی محسوب می شود.
رمان بلند (ده جلدی) کلیدر مشهورترین و با ارزش‌ترین اثر دولت‌آبادی می‌باشد، کلیدر، دولت‌آبادی را به کسب جایزهٔ نوبل ادبیات بسیار نزدیک کرد.آثار دولت‌آبادی به زبان‌های انگلیسی،فرانسوی،ایتالیایی،نروژی، سوئدی،چینی،کردی،عربی،هلندی،عبری و آلمانی ترجمه ش

ادامه مطلب  

منِ دلتنگِ عصبانی  

 ناراحتم. دو تا گزارش کار فیزیک نوشتم و بسیار خسته ام. به مامان زنگ زدم تا انرژی بگیرم و دوباره به نوشتن ادامه بدهم. صدای مامان از یه جای شلوغ می آمد. بهم گفت رفتن نامزدی پسرخاله اش. صبح با ایمو نیم ساعتی با تهمینه و مامان تصویری صحبت کردم اما دریغ آن که یک کدومشون بگن امشب چه خبره. خیلی ناراحتم، خیلی. در اتاق مطالعه خوابگاه نشسته ام. تنهام و آهنگ بیا بازم از آرش و مسیح روی پخشه و من مثلِ یه بچه کوچولو دارم گریه می کنم‌. از صبح زود در حال تایپ کردن

ادامه مطلب  

رمان ایرانی هستی ام را نگیر  

هستی که با امیدی بی‌انتها برای آینده؛ روزگار میگذرونه،به طور تصادفی با پسری به نام مهیار آشنا میشه که تصمیم به ازدواج می گیرن؛ اما روز ازدواج اتفاقی میفته که چهار سال از زندگی هستی رو تحت تاثیر قرار میده، حالا چهار سال از زندگی هستی می‌گذره و اون رویدادهای جدیدی رو پیش رو می‌بینه…
 
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Hastiam%20Ra%20Nagir%5Fnegahdl.com%5F.apk اندروید
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Hastiam%20Ra%20Nagir%5Fnegahdl.com%5F.pdf کامپیوتر
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Hastiam%20Ra%20

ادامه مطلب  

اتفاقات خوب  

این هفته رو میخوام بزارم هفته اتفاقات خوب.چون از همین اول صبح یه خبر خکب کوچولو بهم رسید که خیلب خوشحالم کرد.و امیدوارم این هفته برام پر از خبرای خوب باشه. پر اتفاقات خوب خبرای خوب. فکرای خوب.البته بیشتر اتفاقات خوب دوس دارم. این یه دعای کوجولو بود که الان برآورده شده. این هفته کریسمس هم هست و چه خوبتر.بهرحال من منتظر اتفاقات خوب هستم. به امید اینکه تا آخر امروز کلی خبر خوب بشنوم.خدایا سپاسگزارم.
عصر :
هرچی زنگ زدم جهت پیگیری یجوری پیچانده شدم.

ادامه مطلب  

اندر تصمیمات کبراییه من  

امروز عموی بابا در سن تقریبا هفتاد و پنج سالگی تجدید فراش کرد. خانومش یک سال پیش فوت شده بود' امروز با چنتا ماشین رفتن دنبالش و عروس خانوم رو بردن ب خونه مارو هم دعوت نکردن ک بریم بزن و برقص براشون راه بندازیم. خخخخخ (:
امیدوارم خوشبخت بشن
.............
امروز یدفعه بسرم زد بعد از تموم تصمیماتی ک گرفتم و ولشون کردن روبان دوزی رو هم امتحان کنم.
بنظرم جالب میتونه باشه
یادم باشه فردا چنتا فیلم اموزشی ازش دانلود کنم.
در کنارش برنامه خوندن زبان و تفسیر قران

ادامه مطلب  

معرفی کتاب  

بخشی از کتاب/ تا حالا کسی خانواده ات را قضاوت کرده است؟آخرین خبر96/10/04 20:59--------------------------------------------------------------------------------کتاب1آخرین خبر/ زیاد شنیده‌ایم که مورد قضاوت واقع شده‌ایم و نباید دیگران را قضاوت کرد. امری که روزانه به آن برمی‌خوریم یا از این و آن می‌شنویم. شاید برای اینکهنگاهی دیگرگونه به این موضوع که به طور روزمره با آن مواجه می‌شویم داشته باشیم به سراغ ادبیات برویم و از آن زاویه به آن نگاه کنیم. اینگونه درک بهتری از اینموضوع پیدا می

ادامه مطلب  

انقلابی نما  

یه چرخی بزنید در کانالهای مختلف ببینید کدوم کانالها درباره راهپیمایی و حماسه #نه_دی صحبت میکنن و کدومها دارن درباره سایر تجمع‌ها صحبت میکنن.کمکتون میکنه انقلابی‌نماها رو از انقلابی‌ها تشخیص بدید.یه ملاک خیلی کوچولو برای تشخیص خط و ربطها

ادامه مطلب  

کجای راهی؟ (قسمت اول:))  

سلاااام.. ^_^ 
اومدیم با قسمت اول؛ امیدوارم که خووب باشهه.. 
قبل اینکه بریم سراغ رمان اول بگم که.. فعلا هفته ای یه قسمت می‌ذارم.. البته هر قسمتشم فکر میکنم بیشترتره از یه قسمت ^^
..
خب با نام و یاد خدا شروع:
( حالا انگاری مسابقست! هرکی زودتر بخونه و نظر بذاره برندست :))))
****
قسمت اول
کوله پشتیمو رو دوشم انداختمو خواستم از خونه بیرون برم که مامان‌لیلا سریع خودشو بهم رسوند..
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

رفتار  

رفتار: کلا طوطی ها جنب و جوش زیاد دارن و هر چیزی رو میجوند و در دورانی این جویدن بیشتر میشه اونا به راحتی میتونن سیم برق رو بجون پس اونارو کنترل کنیداونها کنجکاو هستند و دنبال کشف چیزهای جدید میگردند جوجه ی عروس هلندی به خوبی با انسان خو میگیره به طوری که بدون اموزش به سمت شما پرواز میکنه (نه تو محیط ازاد) البته چون خو گیری شدید داره باید رفتارش رو کنترل کرد و زمان معینی برای بیرون اوردنش تایین کرد چون اگه همیشه ازاد باشه وقتی داخل قفس میره

ادامه مطلب  

درباره رمان شکوه زندگی  

به قلم مترجمدربارة رمان شکوه
زندگی

 

شکوه زندگی درباره کافکا است؟ شکوه زندگی رمانی
عاشقانه است؟ شکوه رندگی رمانی زندگینامه‌ای است؟ اگر از من مترجم می‌شنوید این چند
خط را بخوانید.






شکوه زندگی روایت تردیدی است که به عشق می‌انجامد. تردید نسبت به چه؟
تردید نسبت به زندگی و تن دادن به آن. کافکا جایی خود را همواره
ایستاده  در آستانة زندگی توصیف می‌کند.
رمان شکوه زندگی بیش از آن که رمانی صرفا عاشقانه یا صرفا زندگینامه‌ای باشد،
روایت عشق و رو

ادامه مطلب  

داستان سه پروانه کوچولو  

یکی بود یکی نبود. سه پروانه ی کوچولو بودند که با هم برادر بودند. رنگ آن ها با هم فرق می کرد. یکی سفید بود و یکی قرمز و آخری هم زرد بود. آن ها همیشه زیر نور آفتاب بین گل های باغ می چرخیدند و بازی می کردند. آن ها هیچ وقت از بازی خسته نمی شدند، چون آن ها خیلی خوشحال و شاد بودند.
یک روز هوا بسیار بد بود و باران شدیدی می بارید، پروانه های کوچولو که داشتند بازی می کردند، حسابی خیس شده بودند. آن ها تندی پرواز کردند تا زودتر به خانه شان برسند، اما وقتی به آن

ادامه مطلب  

تأثیر گذر زمان بر رفتار و خلق و خوی انسان(13)  

گذر زمان را به حمام بهمن آباد کشاندیم که عروس و دامادهای فراوانی از آن خاطره دارند  داشتم گذشته ها و اتفاق ها و آمدو رفت های آدمیان را به تسبیح فکرم می کشیدم صدها نفر را از قاب نگاهم عبور دادم که به عنوانِ عروس داماد در آن حمام پر خاطره غسل شبِ عروسی و دامادی را به جا آوردند و سر انجام چندی بعد و کمی آن طرف تر همان داماد و عروس هایی که دهها نفر جلوی حمام  منتظرشان بودند تا از حمام به در آیند و چهره هایشان را بوسه باران کنند و با آواز دلپذیر گل به

ادامه مطلب  

اشعار كردي ماموستا ئاگر(دكترمحمدقدمي بانه/كوردي شير وان  

كوردی شیروانم دانیشتوی ئیران
یا خوا قه ت نه بری ده نگ له دلیران
ریوی و چه قه ل با ،هه ر بقروسكینن
به حیزیی خویان خو بماسینن!
پیاو ئه و پیاوه یه  گورز بوه شینی 
نه ك به كه ژ ده رپیی،ژن شه ر پیك بینی 
ماموستاگوران خوی را ده كیشی 
حیزیی كوانی به ،ده سته وام ده شیی!
شكایه ت چیه و گله یی و بناشت
كی به ره نده یه؟! ئه وه ی توپی "كاشت"!
له سه ر به رمال هه ر ده لیم خودایه
شه رمان لی لاده ئا له م دنیایه
قول له كراسیش گه ر هاته ده ری
چی ده بی با بی !له كه ر كووك گه ر

ادامه مطلب  

481  

من ایده های زیادی برای رمان های زیادی داشتم و دارم ؛ اما همین که برای خودم توی وُرد مینویسم ناامید میشم . خیلی جاها گشتم و انگیزه ای برای ادامه دادن ندیدم . خیلی ایده هارو فراموش کردم و فقط سه تا رو نوشتم که دارن ته پوشه ها دسکتاپم زندگی میکنن ... ولی هنوز امید به اینکه نویسنده بشم رو دارم . تمام سعیم رو میکنم که فقط بخونم و بخونم تا یک روز بتونم بهترین رو بنویسم ... که البته فعلا مطمئن نیستم ... ولی امیدوارم :))

ادامه مطلب  

بانوی کوچولو  

خسته و درمونده بودم از همه جا رونده بودمبه هر خونه می رسیدم مهمون نا خونده بودمهیشکی حسابم نمی کرد هیشکی جوابم نمی داداز تشنگی می مردم و هیچکسی آبم نمی دادیه مدت غریب بودم تو غصه ای شدید بودماما غروب جمعه ای که خیلی نا امید بودمفرشته ی مهربونی منو دوباره زنده کرداونکه با دست کوچیکش بزرگارو شرمنده کردبانوی کوچولوی من راس راسی خیلی خانومهچشمای من تا زنده ام فقط به دست بانومهبانوی من دختریه که خیلی سختی کشیدهمیگن توی سه سالگی مزه ی مرگو چشیده

ادامه مطلب  

زبان کوچک ...  

تمام سوء تفاهمات ناشی از زبان است .
تو می بایست در مورد افراد از روی اعمالشان قضاوت کنی نه از روی گفته هایشان . 
همیشه محاکمه ى خود ، از محاکمه ى دیگران سخت تر است . 
تو اگر توانستی در مورد خودت خوب قضاوت کنی ، قاضی واقعی هستی .
شازده کوچولو
آنتوان دو سنت اگزوپری

ادامه مطلب  

57 سنت  

یه روز یه دختر کوچولو کنار یک کلیسای کوچک محلی ایستاده بود. دخترک قبلا یکبار آن کلیسا را ترک کرده بود، چون به شدت شلوغ بود. همونطور که از جلوی کشیش رد شد، با گریه و هق هق گفت: "من نمیتونم به کانون شادی بیام!" کشیش با نگاه کردن به لباسهای پاره پوره، کهنه و کثیف او تقریباً توانست علت را حدس بزند و دست دخترک را گرفت و به داخل برد و جایی برای نشستن او در کلاس کانون شادی پیدا کرد. دخترک از اینکه برای او جا پیدا شده بود، بی اندازه خوشحال بود و شب موقع خوا

ادامه مطلب  

100  

+پاییزِ جان....چقدر تلخ گذشتی! چقدر آزاردهنده گذشتی.....شبهات صبح نمیشدن ؛ صبح هات به سختی ، شب میشدن!....چقدر الهام توی روزای قشنگِ تو ، درمونده و بیچاره بود....ببخش اگه نتونستم اونجوری که باید باهات بگذرونم....
من عاشق برگ ریزوناتم ، عاشق بارونات ، عاشق رنگ و وارنگ شدن همه جا وقتی تو میای....ولی....جی شد که نفهمیدم چجوری اومدی و چجوری رفتی؟! چقدر بد گذشتی....چقدر اذیت شدم.....
..
+شبِ یلدا رو همیشه دوست داشتم خوب برگزار کنم...و فکر میکنم فقط یک سال شدنی شد!...

ادامه مطلب  

کاشت خیار در گلخانه  

کاشت خیار در گلخانه


دسته: کشاورزی

بازدید: 11 بار

فرمت فایل: doc

حجم فایل: 12 کیلوبایت

تعداد صفحات فایل: 11






انتخاب بذر: بعد از انتخاب زمان کشت باید بذر مناسب و
خوبی انتخاب کنیم که بر اساس تقسیم بندی اقلیم های مناسب صورت می گیرد.مثلا
برای مناطق جنوبی که زمان کشت از اوائل مهرماه شروع می شود و تا آخر خرداد
سال بعد می توان برداشت محصول داشت و یا مناطق شمالی و مرکزی که کار کشت
از اوائل دی ماه شروع می شود بذرهای تک گل پیشنه

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1