۲۳ . از تو نوشتن  

خلق کرد خواه ٬ نا خواه
در رنج هایت شکوه کردی و 
در لذت ها فراموشش
او اما ...
غریدن عادت آدمیان بود و گوساله ها
سامری ها و تاچری ها
و سکوت خنجر ضعیفان و خدایان
که بر ناله ای حتی ذلیل اند
لبخند و حضور
اما
پیشه ی او بود
سلطان و شبان 
سیاه و سپید را

ادامه مطلب  

#53  

تصمیم گرفتم دیگ با کسی حرف نزنم حتی تو خونه..... چون اگ حرف بزنم اون طرفمم لاقل ی حرفی میزنه ک عصاب منو خراب کنه .... و این روزا خیلی حساس شدم ب این جور چیزا ....حرفاشون ک هیچ حتی ب لحن حرف زدنشون هم حساس شدم ...... چرا یهویی اینجوری شد ....

ادامه مطلب  

کودکی_ترانه  

دلم برای كودك وجودم تنگ شده برای شیطنت های بی وقفه، بیخیالی های هر روز،، خنده های بلند و بی دلیل، برای آن احساسات مهار نشدنی،حالا اما، كودك حساس و نازك نارنجی درونم چه بی هوا این همه بزرگ شده!چه قدی كشیده طاقتم!ضرباهنگ قلبم چه آرام و منطقی میزند!اینگونه اطمینانش بیشتر است!جای بستنی یخی های دوران كودكی ام راقهوه های تلخ و پر سكوت امروز گرفته است!.نه اینكه تمامی اینها بد باشد،نه!فقط خدا كند وزنشان آنقدر سنگین نشود كه كودك حساس و شیرین درونم زی

ادامه مطلب  

یه روز دیگه هم گذشت :/  

دیروز با دوستم رفتیم پارک. کنار جوی آب وسط پارک بی تفاوت به رهگذر ها جورابامونو دراوردیم و پاهامونو گذاشتیم تو آب و گفتیم ای آب روان انرژی منفی رو از ما دور کن:) چند تا خانم گفتن آفرین به جسارتتون که بین جمعیت کفشا و جوراباتونو در اوردین و پاهاتونو گذاشتین تو آب :) احساس غرور کردیم‌....بعد شروع کردیم به قدم زدن و حرفای قشنگ قشنگ زدن. شده بودیم فیلسوف و فلسفه مزخرف زندگیو شخم میزدیمو قلوپ قلوپ از شیشه آب، آب میخوردیم به اندازه ای گرم حرف بودیم که

ادامه مطلب  

یه دونه از همسایه ها داره کارای چیزدار میکنه...... -_-  

اشکم در اومد بخدا!
خدا قشنگ داره چیزایی که ازش متفرم رو از اینترنت میاره جلو چشمم!
قشنگ صدای جیغ و دادای خانومه داره میاد،من دارم سکته میکنم!!!!!
..................................................................
آیا باید سانسور کنم یا نه؟
0_0
به من صبر و تحمل بده!
بخدا اینقدر برام غیرقابل تحمله این صحنات که در جا میخوام خودمو از پشت بوم پرت کنم پایین!
ینی ....اه.....خدا مرگم بده... 
امیدوارم فهمیده باشید امیدوار چی هستم
فهمیدید که؟
امیدوارم **** نباشه  -_-
....یه تانک نیازمندم خونه ی ه

ادامه مطلب  

با من مهربون باش  

امروز دلم میخواست تنهایی را بغل کنم ببوسمش و پشتش را بمالم و در گوشش بگویم عزیزکم.. درست میشود همه چیز. 
امروز با خودم‌ خوبم. با خودم توی اتاق خوبم. بیرون سر و صداست و من میخواهم فکر‌کنم باید بروم و بمانم یا بمانم و نروم. 
قمیشی یک شعر داشت بی سرزمین تر از باد، خب؟ من آن موقع به نظرم یک‌ لمپن چس ناله کن فقط این را میتوانست دوست داشته باشد. الان فکر‌میکنم  خیلی هم ترکیب قشنگ و‌عمیقی ست. 
دارم فکر‌میکنم به آپارتمان نوساز منطقه چِوی چِیس. محله ا

ادامه مطلب  

زندگی پوچ  

مهرداد حال مریم پرسید ! 
گفتم هزار برابر من داغونه
گفت حق داره زندگیش از دست داده.
گفتم مریم که خیلی وقته زندگیش از دست داده 
چیزی نگفت ... 
گفتم مهرداد کم آوردم منم خیلی چیزا از دست دادم 
گفت چیکار کنم حالت خوب بشه 
گفتم مهرداد کاش اصلا از اول ندیده بودمت .... 
کاش خیلی از اتفاقات نمیفتاد ... 
کاش مجرد بودم . کاش کسی نمی شناختم ! کاش الان منتظر بودم نتیجه کنکور بیاد و دو سال بر م ..... 
کاش تمام این اتفاقات یه خواب بود ... یه خواب که تا چند ساعت دیگه بید

ادامه مطلب  

2059)  

تو ساعتای گرگو میش امروز  بود که رفتم کرم بخرم 
داروخانه های زیادی رو گشتم 
تا بالاخره پیدا کردم.
خیلی بد میشه اگه دیگه از این کرم نیاد 
تو داروخانه ای هم که پیداش کردم ،فقط سه تا مونده بود 
گفتم: دوتا بدین 
گفت:نمیشه .
وقت شب که تو چهارراه هفده ....بودم 
یاد  آذر نود بعد کلاس زبان برام تداعی شد 
زیاد بهش فکر نکردم اما خواه نا خواه دلم گرفت
،غیر از اون به یه دلیل دیگه  همش یه حس خیلی بد همرام بود ،
بیشتر ناراحتیم از این بود که امروزمو به صحبت 
با

ادامه مطلب  

♡تو♡  

میدونی چیه خواهر؟
از روزای من و تو باید یه فیلم داشت که هرررر روززز... روزی هزاررر مرتبه نشست دید و کیف کرد از بی نظیر بودن تو...
تو همون عطر خاص و مست کننده ی زمینی وقت بارون...
تو اولین شکوفه ی دوست داشتنی روزای آخر زمستونی که پر از امید زندگیه...
تو صدای قشنگ آواز اول صبح گنجشکایی...
باید تو رو با یکی ازون لبخندای شیرین و دلربا قاب گرفت و گذاشت تو بهترین جای خونه...
تو باید همیشه باشی تا زندگی باشه...
سیاهی چشمات باید باشه تا تاریکی شب رنگی نداشته با

ادامه مطلب  

مماخ  

آجی کوچیکه آخرش انتقامه دماغشو از من میگیره
امروز دستش پربود و خم بود منم نشسته بودم،تعادلشو ازدست داد،آرنجش قشنگ خورد وسط دماغ نازنینم

ادامه مطلب  

پست۸۵  

دلم خیلی گرفته..
کاش میتونستم ازین خونه فرار کنم و برم جایی که دست هیچکس بهم نرسه..
*رفتیم دیدن دخترعمم که تازه فارغ شده...
بنظرم هیچی حسی به اندازه مادر شدن قشنگ نیست...با همه سختی هاش...
کاش منم ی شوهر مهربون داشتم تا میتونستم حتی واسه یک لحظه به مادرشدن فکر کنم!!!

ادامه مطلب  

دانستنی های بدن انسان  

** دانستنی ها **
در این بخش به دانستنی هایی در مورد بدن انسان اشاره می کنم. امیدوارم مفید باشد.
۱- دهان انسان روزانه یک لیتر بزاق تولید می کند.
۲- چشمک زدن زنان تقیبا دو برابر مردان است.
۳- سیستم اسکلتی بدن از دویست و شش استخوان تشکیل شده است.
۴- ستون مهره ها از سی وسه مهره تشکیل شده است.
۵- تعداد گیرنده های حساس به نور سیاه و سفید در چشم بسیار بیشتر از تعداد گیرنده های حساس به رنگ های مختلف است.
۶- شایع ترین محل رگ به رگ شدن در بدن ٬ کمر و گردن است.
۷- ا

ادامه مطلب  

هفت روز مانده به خواستگاری  

امروز ، ساعت پنج صبح یه پیام با مضمون
شوهر قشنگ و جذابم من عاشقتم ، عاشقتم چون جذابی ، صبوری، عصبانی نمیشی اگه بشی فقط نگام نمیکنی ، عاشقتم چون مهربون ترینی ، دست و دلباز ترین . چون همیشه ی خدا حالت خوبه همیشه پر از انرژی مثبتی و منو سرشار از حال خوب میکنی. عاشقتم چون بهم اهمیت میدی و برای خواسته هام میجنگی . عاشقتم چون تو ایده آل ترین منی. همونی که از بچگی آرزوشو داشتم و میخواستم کنارش تا ابد زندگی کنم. عاشقتم چون تو بهترین مرد دنیایی ، آنقدر کن

ادامه مطلب  

۱۹۵۳  

دیشب عصبانی نیستم و باهم دیدیم :| حرفی ندارم:| محتوی و فیلمنامه کلیشه ای بود و بسیور بی سرُ ته تموم شد،کلی ام سانسور شده بود ولی مشکل بزرگ جوونارو قشنگ تونسته بود به تصویر بکشه دلم سوخت برا نوید و نویدهای دنیای واقعی :)) و اینم بگم که سینمای ایران داره می‌ره سمت سینمای هالیوود

ادامه مطلب  

خوب است  

همیشه خوب است خوبیهایش را با هیچ مقیاسی اندازه نمی گیرد نه متر می کند نه وزن فقط خوب است و خوب است و خوب عاشق است ، به معنای واقعی حتی از من هم عاشق تر مثل مریم پاک و نجیب و سر به راهمثل یک خوابِ شیرین استمثل شب آرام ، مثل روز پُر هیاهو دستانش مثل نسیم نوازشگر روح حساس من است آغوشش زیباترین تبعید است برای روح عاصی من دوستش دارم ، دوستم دارد همین ..................
 
#فرهــــاد_سایـــــه
97/5/5

ادامه مطلب  

خوب است  

همیشه خوب است خوبیهایش را با هیچ مقیاسی اندازه نمی گیرد نه متر می کند نه وزن فقط خوب است و خوب است و خوب عاشق است ، به معنای واقعی حتی از من هم عاشق تر مثل مریم پاک و نجیب و سر به راهمثل یک خوابِ شیرین استمثل شب آرام ، مثل روز پُر هیاهو دستانش مثل نسیم نوازشگر روح حساس من است آغوشش زیباترین تبعید است برای روح عاصی من دوستش دارم ، دوستم دارد همین ..................
 
#فرهــــاد_سایـــــه
97/5/5

ادامه مطلب  

افکارم  

دلم میخواست اسمون ریسمون بهم ببافم، که حرف های خاله زنکی بزنم و با شوق از اتفاقات افتاده یا بعضاً نیفتاده وراجی کنم، ولی خب!من ادمااین شر ور ها نیستم! لیانای شاد درونم این روزا علاقه ی خاصی به خودی نشون دادن داره، دلش میخواد برای هزارمین بار familiar از لیام پین رو پلی کنه و وسط سن جلوی چشم همه ی اون احمقای حراف برقصه و برقصه و برقصه...
دلم میخواست حرفای سیاسی بزنم، با ژولیت برابری خواه و ازادی خواه بزنیم به خیابونایشلوغ و همه رو راضی کنیم به فمینی

ادامه مطلب  

لــعــنــت بــهــتـــــ ...  

دیروز داشتم از زبان برمیگشتم  اعلامیه این پسره سپهر رو باز دیدم 
دلم واسه مادرش کباب شد . داشتم تند تند قدر میخوندم صبرش زیاد شه
طبق عادت وقتی به کوچشون رسیدم برگشتم فوت کنم سمت خونشون
عینهو این پیرزنا قشنگ. چ کنم دیگه اعتقاد عجیب منه 
همینکه برگشتم دیدم وسط وسط کوچه یه پسر 17, 18 ساله
داره وحشیانه لبای یه دختر 3 , 4 ساله رو میبوسه 
قشنگ لرزش قلبمو حس کردم. نمیتونستم یه قدم تکون بخورم 
کاش نزدیک مغازه بابام نبودم و کسبه محل منو نمیشناختن 
تا جوری

ادامه مطلب  

320  

دوس دارم برم یه جایی که هیشکی نباشه
ینی یه شهر قشنگ و آرومی که 
فقط من و کسایی که دوسشون دارم توش باشیم
که تعدادشون به تعداد انگشتای دو دستمم نمیرسه
شاید انگشتای یه دست بشه!
بریم یه جای تازه...آرامش...سکوت...شلوغی خودمون
کاش بود الان همچین جایی
یه مسافرتم بخوای بری باید نفری ۲۰ میلیون پول بدی!
 

ادامه مطلب  

قلب ِ سبز ِ من :)  

یه کوله پشتی . تموم ِ دارایی ِ من یه کوله پشتی هم نمیشه . الباقی توی اون باغ ِ وسط ِ سینمه . سبز میشم بالاخره . سبز ِ سبز . گُل میدم . میشم یه باغ ِ قشنگ ِ پُر شکوفه . درختا بهاری میشن ، رشد میکنن ، شاخه و برگ میدن و از چشمام میزنن بیرون . اونوقت ِ که فقط شکوفه میبینم .

ادامه مطلب  

حرف دل  

من اگه مث خیلیا بودم،الان با خیلیاااا بودم
جاداره یاد کنیم از کسایی که زمانی کنار مابودن والان کنار ما بودن آرزوشونه
من ازون آدمام که اگه ظاهرم به قشنگیه خیلیا نیس پیش خودم خوشحالم ک باطنم از خیلیا قشنگ تره
ببین مشتی...صادقانه بد باش اما((لاشیانه))ادای خوبارو در نیار
#عوض#یا#عوضی

ادامه مطلب  

چرا یک استوری باعث اخراج ستاره جوان پرسپولیس شد؟  

حمید استیلی و زلاتکو کرانچار در اقدامی قابل تحسین ، با یک تخلف انضباطی بزرگ برخورد کردند.پسر بچه 20 ساله معلوم نیست چه کرده. پست ساعت 3 بامداد که قشنگ مشخص است حاصل یک قصه احساسی بوده برایش سخت و گران تمام شده.
                                      

ادامه مطلب  

بات ریل لاو ...  

باورم نمیشه هنوزم آلبوم سم اسمیت میتونه عمیقا منو تحت تاثیر قرار بده !
یادمه اولین آهنگی که از این آلبومش شنیدم پالس بود . توی یه برنامه ای داشت زنده اجراش میکرد و اون دختر سیاهپوسته که موهای بلند خیلی قشنگ داشت باهاش هم خوانی میکرد و چشماش پر از اشک بود . و من بلافاصله با آلبومش فل این لاو شدم :)
متنفرم از اینکه انقدر با احساس و خوبه :|

ادامه مطلب  

شاخه ای از کمال  

تو فرهنگ ما خیلی چیزها حرمت داره. باید هم حرمتشون  حفظ بشه.تسبیح نون نمک قران تنور  وغذای امام حسین ونذری و...اسلام دین حیا ست.حفظ شدن حرمتها.جامعه بی حیا یک جامعه مریض حساب میشه.یک جامعه روانی با مردمی سردر گم ومنزوی وعقب افتاده.هیچ کس دوست نداره بین همچین مردمی زندگی کنه.جامعه بی حیا پیشرفت هم نمی کنه. وقتی حرمت حفظ نشه دلیلی هم برای معاشرت وجود نداره.  محله های بد نام در هر شهری نمونه بارز چنین جامعه ای ست.بی حیایی وپرده دری ریشه همه مشکلات ف

ادامه مطلب  

عرفه 30 مرداد  

29 مرداد خیلی نصف شب
بیست دقیقه دیدنت اونم ساعت 11/5 شب توی وکیل آباد قشنگ ترین اتفاق هفته بود. چشات برق عجیبی داشت کنار وسایل بازیا واستاده بودیم تا النا بازی کنه. دوست داشتم!
مث همون اس ام اسی که یهو دادی دوستت دارم. خیلی کم دارمت امشب. هرجا هستی مراقب خودت باش ...
 
30 مرداد خنده و گریه
مامانش جلوی تلویزیون گریه میکنه. مامانم جلوی تلویزیون گریه میکنه. اعصابش داغون بود. اومدم آرومش کنم. خوب باشم حرف قشنگ بزنم. گفت باباش و عموش جمعه میخوان دوباره بیا

ادامه مطلب  

.....  

داغونم کردی
 
 
اگه مشکل ه....ن بود نیازی نبود Last seen recently کنی چون میدونستی بهت گفتم دو هفته دور میشم و تکست نمی دم و دیگه نگران کنترل شدن هنگام تکست دادنمون نبودی. فکر نکن متوجه نبودم که اون  توجیه تو بود و خیلی هم بنظر منطقی میاد ولی میدونم که این تغییر واسه اینه که من نبینمت. نبینمت که انلاین شدی وگرنه فلانی اگر حساس هست به انلاین شدنت و تکست دادنهات بطور کل حساس هست ....یه چیزی رو فراموش کردی و اون نکته بینیهای منه و من پازل ها رو ریز ریز میچینم

ادامه مطلب  

عادت کردم  

کم کم ب تنهای عادت کردم..
چقد خونه بدون مامان تلخه...بمیرم براش پاهاش شکسته بودالان یکم میتونه باهاش راه بره کلی بازم میلنگه ..چقد اذیت میشه چشماشم درد میکنه قشنگ منه عشقمه ...بابای نازم .. دیگ از هیچی تعجب نمیکنم ...فقط میدونم سرمایه زندگی خانوادن ...هیچ دوستی موندگار نیست....خدای خوبم دوست دارم تو تنهام نزار و پناهم باش 

ادامه مطلب  

می خواست برود.  

پگاه
-آه
اسم مادرش بود
می دانی راستش هرگز تصور نمیکردم به این زودی ها یک اتفاق نه یک بی حواسی ،یک ...یک خودخواهی،غرور (نمیدانم اسمش هرچه که بود) به این زودی مرا به قبرستان رفتن پنج شنبه ها وصل کند.
گریه دارم
نه کم که زیاد خیلی
همه را بغض میکنم که بماند.
داغ دارم توی این دل.
هنوز .
نباید فراموش کنم.
باید پنج شنبه ها ظهر به پای کسی بپیچم که مرا ببرد پیشش که آنجا باز گریه نکنم که دسته گل پرپر شده را کنار مزارش ببینم روبان سیاه دورش پیچیدند به آن کارت تو

ادامه مطلب  

سیاه‌وسفید یا رنگی ؟؟؟  

درسته که عاشق خواب های تصویری هستم و بدم میاد که توی خواب هام فقط فضا یا سیاه باشه یا سفید ، اما دیگه دارن شورش رو در میارن . دیشب که ساعت ۱۲ خوابم برد . تا خود صبح داشتم توی خواب با یه نفر دعوا میکردم ؛ دعوااااا ها . به حدی که من داشتم یه آدم نسبتاً بزرگ رو میزدم ، قشنگ برام تصویرش واضح بود که مثلاً اول موهاش رو کشیدم ، بعد با مشت زدم تو کمرش ، بعد هم گرفتمش زیر لگد ( خیلی خشنم توی خوابام انگار

ادامه مطلب  

مادر قشنگ من  

مادر من مادر من تو یاری و یاور من مادر چه مهربونه درد منو میدونه بی عذرو بی بهونه قصه برام میخونه مادر من مادر من تو یاری و یاور من مادر مهربونم قدر تورو میدونم تو با منی همیشه من برگمو تو ریشه مادر من مادر من تو یاری و یاور من تو یاری و یاور من

ادامه مطلب  

 

خب راستش بنده این وب رو چند ماهه كه بی وقفه داشتم ، و یكی دو سه بار هم خواه ناخواه حذف شده ، و نمیدونم كی اینجا رو میخونه كی نمیخونه ، ولی اگه كسی اینجا رو میخونه ، من به ادرس دیگه ای كوچ كردم ، اینجاام www.nhlcme.blogfa.com اونور بی ادب باشی به هیچی حسابت نمیكنم ، كامنتت رو تایید نمیكنم ، پَ حرمتِ خودتُ نگه دار
البته اگه واسه اون وب انفاقی افتاد میتونی این ادرس ها مراجعه كنی
www.nhlcm.blogfa.com
 www.x-nihilisme-x.blogfa.com 
www.nihilicme.blogfa.com
بجز این ادرساام هیچ ادرس دیگه ای

ادامه مطلب  

شروع کن ....  

خداوندا تو میدانی که من دلواپس آینده خود هستم؛مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را؛مبادا گم کنم اهداف زیبا رامبادا جا بمانم از قطار موهبت هایت
مرا تنها تو نگذاری...که من تنهاترین تنهام؛ انسانم
خدا گوید:تو ای زیباتر از خورشید زیبایمتو ای والاترین مهمان دنیایم
تو ای انســــان...!
بدان همواره آغوش من باز است
شروع كن...یک قدم با توتمام گامهای مانده اش با من...
 
پ ن : یک "آنه"ی درون دارم که نمیدونه با تکرار غریبانه‌ی روزهاش چه غلطی بکنه.

ادامه مطلب  

روزانه هامون معمولی  

*امروز بعد از حدودا 20 روز همدیگرو دیدیم.بعد این مدت وقتی کام رو دیدیم چشام گرد شد.موهاش بلند شده بود و ریشاش بلند تر.چون بعد این مدت دیده بودمش برام عجیب بود این نوع تغیییر.چون بعد آشتی همدیگرو میدیدیم یکم فضا برامون سنگین بود.چون دلمون تنگ شده بود.من که زیاد اول نتونستم حرفامو بزنم.گذاشتم یکم حرفای معمولی تر بزنیم بعد شروع به حرف زدن بکنم.کام میگه ماهی این مدت که نبودی اعتماد به نفسم رسیده بود به زمین.همش فکر میکردم یه پسره سینگل علافم. 
**فلش

ادامه مطلب  

حقیقت...  

حقیقت هیچگاه برای پیشروی خود ،وابسته به باور و عقیده ما نخواهدبود....
قرار نیست اگر خودمان را به کوچه علی چپ زدیم ، حقیقت نیز در پی ما راهش را به آن سو کج کند، بلکه این ما هستیم که باید خودمان را با آن وفق دهیم و در مسیرش قرار گیریم....
چه حقیقت را باور داشته باشیم، چه باور نداشته باشیم.....
چه آن را بپذیریم و یا نپذیریم.....
خواه همچون انسان های لجوج و کور دل ، آن را قبول کنیم و یا انکارش بداریم.....
حقیقت ، همچنان حقیقت باقی خواهد ماند و تغییرناپذیر....
ح

ادامه مطلب  

 

روز ب روز حساس تر از دیروز چ وضعشه؟ =|
بریم مشد ک خواهری تنها نباشه و آرامش دوباره بیاد سراغم!آخیش فک کردن بهشم حس خوبیه!(((:
ولی از حق نگذرم بیشتر مشدیارو زیاد خوشم نمیاد ازشون چون خیلی ب ظاهر من کار دارن :||||||
درصورتی ک جاهای دیگ ن شهر خودم ن شمال ن هیچ جای دیگ کسی ب کسی کار نداره... :/
اینجا خاننده های مشدیم خیلی خوبن و باعث شدن ک امیدوارم شم ب مشدیا فهمیدم ادمای باحالین!تازه لهجه ی مشدیم افتاده ب دهنم!

ادامه مطلب  

سیندرلا  

نمی دونم چرا... ولی از همون بچگی، برعکس دخترای دیگه آرزو نمی کردم در آینده با یه آدم پولدار و مثلا جنتلمن ازدواج کنم. اصلا دوست نداشتم یکی که خدا زده پس کَلش بیاد و بگیرتم و خوشبختم کنه. من قرار بود خودم خودمو خوشبخت کنم. اتفاقا از فانتزیای قشنگ و خُلانه من این بود که با یه فروشنده یا کارگر فروشگاه یا کارمند معمولی و شایدم با یه نویسنده و مترجم ازدواج کنم... کسی که ویژگی خاصی هم نداشته باشه. نه شغل و مقام و مرتبه بالا، نه وضع مالی خوب یا نه حتی زیب

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1