برای امام زمانم  

دلم گرفته وتنها نشسته ام امشب.....چقدربی رمق وپرشکسته ام امشب
دوباره قصه ی باران...دوباره چشم ترم....من از تمامی دنیاگسسته ام امشب
صدای پای تو آمد...ندیدمت افسوس...چه می کنیم من واین پلک های بسته ام امشب
هنوزبوی عطرتومانده است درحوالی ما.....وبازمثل همیشه چقدرخسته ام امشب
سروده ازمدیروبلاگ

ادامه مطلب  

خال لب  

====================
گفته ای خال لب من حسرت دنیا شده ،،آذرخش چشم من اینگونه رعد آسا شده،!
من نمیدانم چرا ، توصیف چشمم شد غزل عاقبت صدها غزل با چشم من رسوا شده،!
میكنم این پا و آن پا ، تا كه یارم سر رسدباز با لبخند مهرش ، در دلم غوغا شده
خواب خوش از چشمهای من ربودی مهربانشعر من با حال زیبای تو پابرجا شده
گر بدیدارم بیایی ، غصه ام سر می شودچاره ای کن ، شورشی در قلب من برپا شده كاش میشد یك نظر نه ؛ صد نظر بینی مرا عشق من در چشم عاشق بین تو ، زیبا شده
امشب از انگو

ادامه مطلب  

❤️❤️:❤️❤️  

❤️❤️:❤️❤️دلم غمگین تر از هر شب، دو چشمم باز بی خواب است... ببار ای آسمان امشب، که قلبم باز بی تاب است... نه روز آرامشی در دل، نه شب در چشم من خواب است... برایت شعر می گویم، که امشب شام مهتاب است.. من امشب با تو می گویم، همه ناگفته هایم را... دمی با تو به سر بردن، خودش آرامشی ناب است...
#فریدون_مشیری

ادامه مطلب  

هست به شهر ولوله این که شده‌ست زلزله  

امشب ساعت ۱۱ دم کافه یه پیر زنه از بغلمون رد شدگفت آقا تو گوشیتون نزده که امشب زلزله میاد؟گفت امشب زلزله میاد!گفتیم نه... قرار نیست زلزله بیاد ...یکم خندیدیم... حالا با این شرایط....فردا باید برم پیداش کنم و  ازش بپرسم ۲۰ سال دیگه ام چطوری میشم ؟!! :|

ادامه مطلب  

استوری من یا تو...؟  

 
عطرِ تو تراود مگر از بسترم امشب
کاین گونه گریزان شده خواب از سرم امشب
 
چون تشنه پس از وصلتِ دریا و چه کوتاه
از هر شبِ دیگر تک و تنهاترم امشب
 
بیدار نشستم که غمت را چو چراغی
از شب بِسِتانم ، به سحر بِسپُرم امشب
 
این گونه مضاعف شده ظلمت که من ای دوست
از دولتِ یادِ تو شبی دیگرم امشب
 
ای کاش پَری وار  فرود آیی از آفاق
یا آن که دهد سِحرِ تو بال و پرم امشب
 
تا پیش تر از آن که شوم سنگ در این شب
رختِ خود از این مهلکه بیرون برم امشب
 
اشکت چه شد ای چشم!

ادامه مطلب  

بدرود فصل لعنتی  

کنار یک جویبار جاری از تو 
صدای خدایم می آید 
دستان گرمش را به شانه ام هدیه می کند
و با یک نجوا 
از دادنت به من می گوید 
آشوب افکار 
گاهی می روند 
همانگاه که روحم درتوست 
همانجا که جاری از توست 
دیگر برایم بس است 
امشب را با دنیا وداع می کنم 
همین امشب را 
که از چنگ دلتنگی رها می شوم 
به گرمای آغوشت از ترس سرما پناه می برم 
بودنت را تا پایان امشب دوره می کنم 
نبودت را به فصل سیاهچاله ی کتابم می سپارم 
کنار یک جویبار جاری از تو 
همین امشب را هم به

ادامه مطلب  

نیمه ی جونم(حمید هیراد)  

متن شعر آهنگ:
یارم ای یار یارمینشینم با تو و دورت حصار میکشمناز چشمان تو را بی اختیار میکشممینشینی پیش مهتاب و تو ناز میکنیکام این دیوانه را هر شب تو باز میکنینیمه ی جانم ای نیمه ی جانمچه حالی دارم امشبروح و روانم آرام جهانمهواتو دارم امشبنیمه ی جانم ای نیمه ی جانمچه حالی دارم امشبروح و روانم آشوب زمانمچه یاری دارم امشبیارم ای یار یاریارم یار ای یار یارجانم ای جان جان ای یارم یار ای یار یاریارم ای یار یاریارم یار ای یار یارجانم ای جان جان ای

ادامه مطلب  

دل نوشته  

امشب بیرون نرفتم، به خودم گفتم بشین و با خودت وقت بگذرون ، فكر كن، الكل هم نخوردم سیگارم نكشیدم فقط و فقط با خودم بودم !! دلم برای خودم تنگ شده بود ، امشب بیرون نرفتم ، 
بعضی موقع ها مثل امشب دلت میخواد بنویسی اما وقتی شروع میكنی به نوشتن نمیتونی چیزی بنویسی، یه فریاد خاموش، بیصدا، یه سكوت خالص، یه فكر كه كلمه ای برای بیانش نیست، 
 

ادامه مطلب  

نیمه ی جانم ...  

یارم ای یار یار ...مینشینم با تو و دورت حصار میکشم ناز چشمان تو را بی اختیار میکشممینشینی پیش مهتاب و تو ناز میکنی کام این دیوانه را هر شب تو باز میکنینیمه ی جانم ای نیمه ی جانم چه حالی دارم امشبروح و روانم آرام جهانم هواتو دارم امشبنیمه ی جانم ای نیمه ی جانم چه حالی دارم امشبروح و روانم آشوب زمانم چه یاری دارم امشبیارم ای یار یار یارم یار ای یار یارجانم ای جان جان ای یارم یار ای یار یاریارم ای یار یار یارم یار ای یار یارجانم ای جان جان ای یارم

ادامه مطلب  

310  

باید تا امشب یه کاریو انجام بدم.
ددلاینش خیلی نزدیکه و کاراشو باید با سرعت انجام داد.
این روند تقریبا تا آخر سال وجود داره و همش باید یه سری چیزا رو 
آماده کرد. بعدش هم میشه سال نو و یه چند روزی بریک داریم.
در قدم اول امیدوارم این کار رو تا امشب تموم بکنم.

ادامه مطلب  

تو با قلب ویرانه ی من چه کردی  

تو با قلب ویرانه ی من چه کردی
ببین عشق دیوانه ی من چه کردی
 
در ابریشم عادت آسوده بودم
تو با بالِ پروانه ی من چه کردی
 
ننوشیده از جام چشم تو مستم
خمار است میخانه ی من، چه کردی؟
 
مگر لایق تکیه دادن نبودم
تو با حسرتِ شانه ی من چه کردی؟
 
مرا خسته کردی و خود خسته رفتی
سفر کرده با خانه ی من چه کردی؟
 
جهان من از گریه است خیسِ باران
تو با سَقف کاشانه ی من چه کردی؟

ادامه مطلب  

تقدیم به یگانه مسعود  

همین امشب فقط امشب فقط هم بغض من باش همین امشب فقط مثل خود عاشق شدن باش در آوار همه آینه هاتکرار من باش همین امشب کلید قفل این زندون تن باش رو گلدون رفاقت بریز عطر سخاوت بپاش رنگ طراوت ای جان جانان ای درد و درمان ای سخت و آسان آغاز و پایان ببار ای ابرکم بر من ببار و تازه تر شو ببارو قطره قطره نم نمک آزاده تر شو تو این باغ پر از برگ و پر از خواب ستاره اگه پر میوه ای پر سایه ای افتاده تر شو رو گلدون رفاقت بریز عطر سخاوت بپاش رنگ طراوت ای جان جانان ا

ادامه مطلب  

 

من همیشه عاشق شب م. سکوتش..آرامشش...همه چیش
همه چیش
اونقد که دلم نمیخاد شب تموم بشه
ولی امشب نه!
دلم میخاد یا الان اتاق خودم بودم یا اینکه امشب زود تموم بشه . من توو خونه ی این خانوم (دختر حدودا 40 ساله صابخونه) چیکار میکنم ؟!
+
 الان باید آتیش میفتاد توو دلم، ولی شکر خدایی رو میکنم که هوای دل این دخترک رو داره 
آرومم....
خدای قلبم ازت سپاسگذارم 
و 
و
و منتظر تو .......

ادامه مطلب  

اینجا قم..  

ساعت ۴:۲۳ دقیقه...
هوا بسی سرد اما بی بارش..
چشممان اما.. بارانی..
 
سبب خیر شدیم امشب..
باشد ک سبب خیر شوید برای ما..
سلطان واسه همه پیش بی بی دعا کرد امشب..
واسه کنکور و درس..
واسه موفقیت تو کار..
واسه رسیدن به محبوب..
واسه خوشبختی تو ازدواج..
واسه رفتگان..
باشد ک مقبول واقع شود..
 
س.ن: شما دعا میکنید واسه سلطان؟؟!!
س.ن۲: یه نفس عمییییق اند مَن خوبِ خوبم..
همینا../.

ادامه مطلب  

بارش شهابی جوزانی  

بارش شهابی جوزانی امشب را از دست ندهیبد                                                                               این بارش ساعت 22 امشب شروع می شود و تا ساعت 2 نیمه شب ادامه دارد   برای رصد کردن بارش شهابی نیاز به خیره شدن به سمت و سوی خاص نیست

ادامه مطلب  

 

 
 
دنبال که می گردی؟ من در طلبت هستم!
این گوی و تو هم میدان...تو مستی و من مستم...
 عاشق شو و دیوانه..."ما را که برد خانه"
تو راه رهایی زن...من گنج طلا دستم!
 لبریز تر از دریا، جانبخش تر از خورشید
با پای که می آیی؟ من اوجم و ناپستم
 فواره ی روحم را؛ خورشید رقم می زد
وقتی که به آشوبت، از دام جنون رستم
  موسیقی موزونت، می نازد و می سازد
یک شهر رهایی را...من کوچه ی بن بستم
 "ای لولی بربط زن"! کم لاف رهایی زن
تو برده ی تقدیری... من دل به دلت بستم!
 می بافی و می پو

ادامه مطلب  

خاطره عشق  

#خاطره_عشق================در دل تاریك جنگل جای رد پای تو مانده ام در حسرت یک بوسه از سیمای تو
راه تاریک است و من امشب هراسانم از آنشاخه های درهم و خشکیده در صحرای تو
میروم در امتداد جاده ی خاکی عشقتا ببینم چشم مست و قامت رعنای تو
ماه نو در آسمان است و شهابی در گذروه چه رویایی شده مهتاب بی همتای تو
هر ستاره جلوه ی چشمان خمار تو بودماه نورانی شده از طلعت زیبای تو
میخکوب آن نگاه نافذ و مردانه امشد تمنای دلم ، اغوش پر غوغای تو
تا مرا دیدی ، در اغوشم گرفتی تن

ادامه مطلب  

poem3  

شعر ها رو خودم می نویسم(اونایی کهpoemهست نامشون)
*(کپی فقط با ذکر منبع)*
گاهی دیوانه می شوم و گاهی نیز می خندم
گاهی از خود بی خودم و گاهی چه مستم!
بعضی اوقات حالم خوش نیست و بد احوالم
بعضی اوقات خوشم و خوب و سرحالم
با تمام این بدی هام می سازی و با منی
با همین چند خوبی کنارمی و با منی
با همین چند مورد خوب راضی هستی
که با من بمانی و می گویی که با من خوش هستی
تا به حال فردی به خوبیه تو در این شهر تاریک ندیده ام
تا به حال رنگ خوشی و زیبایی و خوشبختی ندیده ام


ادامه مطلب  

همه رو میخونی تو بهترینی!  

جدی چرا مهاجرت نمی‌کنید به گنو/لینوکس؟!امشب گفتم حداقل از این حجم قهوه ای که خوردم یکم استفاده بهینه کنم یه رم قدیمی داشتیم که توش یه سری عکس بود که باز نمیشد اون رم و !فکر میکردیم سوخته‌:)) و از اونجایی که من کرم نگه داشتن این چیزا رو دارم...امشب پیداش کردم بین وسایلمو وکمر همت بستم و بلاخره درستش کردم.. :))و در پوست خودم نمیگنجم از این همه عکس قدیمی که زندشون کردم!!!‌:)))+واقعاً کی میخوان توی مدرسه ها بجای اینکه به بچه‌ها ویندوز یاد بدن!بیان روی

ادامه مطلب  

یلدا  

امشب شب یلداست. از چند روز پیش در تردید بودم که ارزشش رو داره که برای یک شب این همه خستگی و کوفتگی راه رو به تن بخرم و بیام خونه یا نه! امشب شب یلداست و من خوشحالم. خوشحالم از این که اینجا هستم. کنارِ خونواده، کنارِ پدربزرگ، کنار مادر بزرگ، عموها و عمه ها و خونواده هاشون. الان تو حیاط خونهٔ پدربزرگ ایستادم. همیشه نوروزها و عید فطرها و یلداها و... رو اینجا جمع میشیم.  دارم این چند سطر رو به یادگار می نویسم برای چند سال بعد که بیام بخونمشون و یه لبخن

ادامه مطلب  

شهریار  

 
بنال ای نی که من غم دارم امشب
نه دلسوز و نه همدم دارم امشب
 
دلم زخم است از دست غم یار
هم از غم چشم مرهم دارم امشب
 
همه چیزم زیادی میکند، حیف!!!
که یار از این میان کم دارم امشب
 
به دل جشن عروسی وعده کردم
ندانستم که ماتم دارم امشب
 

غم دل با که گویم شهریارا
که محرومش زمحرم دارم امشب
 
 
استاد گرانقدر حضرت والا محمد حسین شهریار تبریزی
 
.
.
.
.

 
 

ادامه مطلب  

امشب ...  

             
                 امشبدرخلوتتنهاییامآهستهبیتوگریستم
                کاشصدایهقهقگریهامرابادبهتومیرساند…
                 تابدانیکهبى تو چهمیکشم
                 کاشقاصدکبهتومیگفتکهدرغیابتو
                 رودیازاشک بهراهانداختهام….
                 وکاشپرندهیسوختهبالعاشقازجانب من
                بهتواینپیغامرامیرساندکه:
               امیدوآرزوهایمبیتوآهستهآهسته
                                                   درحالفروریختناست...
 

ادامه مطلب  

عبور مسيح ...  

امروز معجزه كوچكی اتفاق افتاد.آخ نفس های راحت.زندگی روزمره.بالهای بی زنجیر.امشب دوباره شب خوده شب بود.من؛همون من واقعی.بی غصه.آروم.دلخوش.راستی تو اصلا یادت هست آخرین باری كه شاد دیده باشی منو؟شادی ای كه نه فقط خندیدن باشه.از اون خوشحالی ها كه دل میخنده جای لب ها.شاملو راست گفته"خنده لب خاك و گله.خنده اصلی به دله"امشب دلم میخنده.پنجره رو آخرشب باز میكنم.هوا صافه.چندتا ستاره هست.درختا برگهاشون ریخته و تو خودشون مچاله شدن.بی روح و خشك و نزار.هوا

ادامه مطلب  

بوی مست کننده ی سیگارش  

بوی سیگارش مستم کرده بود داشتم دیوونه می شدم دلم میخواست برم تو آغوشش و فقط بو بکشمش و با تمام وجودم بوی سیگارو هُل بدم تو ریه هام  ولی نمیشد صاحب بوی سیگار یه مهمون بودتو خونه ی ما  تو دلم بهش فحش دادم که چقدر بی شعوره که تو خونه سیگار کشیده چون هیچ یک از اعضای ما سیگاری نیست و به رسم ادب باید میرفت بیرون سیگار می کشید ولی از طرفی بوی سیگارش برام یه لذتی داشت باورنکردنی...
پ.ن:عاشق بوی سیگارم البته بجز سیگار بهمن
پ.ن2:از هیجانش به داداشم گفتم چقد

ادامه مطلب  

سوال!  

امروز بعضی خاطرات خیلی ناخوشایند توو ذهنم مرور شد ! ..نمیدونم چرا ؟.. ولی گمونم هرازچند گاهی برا هرکسی اتفاق بیفته
ولی از ته دل دعا میکنم اون اتفاقا و اون لحظه های تلخی که به من گذشت به هیچ کس نگذره سرِ هیچکس نیاد ......
من آدمِ غمگینیَم
ولی قبلنا غمگین نبودم ...یه دختر شاد بودم ..سرخوش ...شاداب ......
یه غم بزرگ توو دلم نشست 
من یه آدم دیگه شدم 
یه دختر دیگه.....
یکی که دیگه خیلی چیزا خوشحالش نمیکنه و خیلی چیزا ناراحتش نمیکنه! 
میخام ازش بنویسم .....ولی امشب

ادامه مطلب  

یلدا :)  

خب خب خب :)))))) اول از دیشب شب یلدا بگم،چون ما قرار بود یه شب بعد از یلدا یعنی امشب جشن بگیریم و اینا دیشب فقط اجیل و اینا خریدیم و هندونه و انار و خلاصه اینا نادر رو دعوت کردیم و مامان بزرگم رو، دور هم جمع بودیم.بعد امشب رفتیم خونه نادر اینا جشن بود که در واقع شیرینی که بعد از عقد واسه خونواده داماد میبرن و لباسای زمستونی و اینا که میدن رو بردیم به همراه کیک یلدایی به سلیقه بنده :)
کلی رقصیدیم و خوش گذشت خداروشکر :) خیلیییی باحال بود. انقدر عکس گرفت

ادامه مطلب  

814  

عشق امشب رفته اموزشی سپاه...از صب صدبار پیامای قدیمیو خوندم...هی دلم براش تنگشده هی باز کردم خوندم ...عکسشو نگاه کردم...نمیتونم حتس یروز به نبودش فکرکنم...به خودم که نمیتونم دروغ بگم...فراموش کردنش کار من نیست...من نمیتونم....
اگه فرض کنیم عذابای این چندماهی که کشیدم به عشق الان می ارزه؟ من راضیم...
چه شباییو کشیدم...چه اشکایی...خیلی حس و حال بدی بود ...الان میفهمم که چقد همدیگرو دوست داریم....فقط دوست دیگه هیچی...دعوام زیاد میکنیم...همش گل و بلبل نیست...اخت

ادامه مطلب  

مروارید عشق  

=========================
سر به روی شانه های یار می چسبد عجیباشتیاق لحظه ی دیدار ، میچسبد عجیب
روزه داری میکنم در فصل انگور لبتبا شراب بوسه ات افطار ،میچسبد عجیب
بوستان سبز چشمت دل به یغما می بردبا تو سر كردن در این گلزار، میچسبد عجیب
من گرفتارم به جبر عشق و سوز آتشتسوختن در آتش اجبار ، میچسبد عجیب
مست مستم از شراب بوسه های ناب توجام می با یك پك سیگار ، میچسبد عجیب
همچو موجی عاصی ام آرامشم ده امشبیبا دل دریایی ات پیكار میچسبد عجیب
این صدف پر شد ز مروارید

ادامه مطلب  

Today  

خیلی دلم تنگ بود امروز خیلی زیاد .....
به خدا پناه بردم 
و چه عاشقانه بنده هاشو نوازش میکنه 
یعنی من امروز و دل تنگمو و نوازش های تو رو فراموش میکنم؟!
هیچوقت!
ازت سپاسگذارم ...سپاس گزارم 
+ خونه گرفتم! امروز مامان و بابای عزیزم لطف کردن و این همه کیلومتر راهو اومدن اینجا و برام خونه گرفتن و قولنامه و ...اینا! 
..ایه ی 29 سوره مومنون  :)
البته امشب رو خونه قدیمی می مونم چون بخاری رو نخواستم فعلا ببرم ک دخترا سردشون بشه. امشب همگی توو خونه قدیمی گرد بخاری

ادامه مطلب  

شهادت حضرت معصومه(س) را به شما عزیزان و مسلمانان جهان تسلیت عرض میکنم  

جهان را ماتم عظماست امشبعزای دختر موساست امشب
ســـر مهدے سلامت
نہ تنها شهر قم ماتم گرفتہزمین و آسمان را غم گرفتہ
رحلت حضرت معصومه (س) تسلیت باد. 
فاطمه معصومه (س) كیست ؟نام شریف آن بزرگوار فاطمه و القاب ایشان " معصومه" ، " كریمه اهل بیت" ، " ستّی" ، و " فاطمه كبری" است.پدرش حضرت موسی بن جعفر (ع) و مادرش نجمه خاتون مادر حضرت رضا (ع) است.(1)
از ولادت تا هجرت حضرت معصومه :آن حضرت اوّل ذی القعده سال 173هـ . ق در مدینه منوّره به دنیا آمد. و در سنّ28 سالگی در روز د

ادامه مطلب  

امشب  

امشب اولین شبی بود ک توو خونه ی جدید بودم و خواستم تجربه کنم این تنهایی و مستقل بودن رو ! البته بوده شب هایی ک تنها باشم ولی اینجا، توی این خونه ی جدید، قراره کلا خودم تنها باشم
ولی چون بخاری ندارم امشب، صابخونه( حیات خانوم) نزاشت توو خونه بمونم و گفت یا میای بالا پیش من و آقامون یا میری پایین پیش دخترمون ! الا و بلا نمیزارم شبو اینجا بمونی و سرما بخوری. 
هرررچی هم مقاومت کردم نزاشت و گفت یالا جمع کن بریم
دلم میخواست میرفتم پیش خودشون. حیات خانوم

ادامه مطلب  

امشب چ شبیست شب یلداس امشب  

مبارک باشه
یلداتون
+هعی حالی نعریم چرا!
یلداس ک یلداس شب ب خیر:)
آما 
یلداتون مبارک دوس جونیا پاشید جلو آینه یکم واس خودتون قر بدید از خنده پخش زمین شید دور هم بخندیم شما ا منزل من از منزل
+جدی خیلی باحاله کلی می خندین قول ِقول 

ادامه مطلب  

یک روز کسل کننده در خانه  

امروز با نامزدجان یه برنامه ای داشتیم ک جور نشد جفتمون خیلی نارحت شدیم...( هر چند ک همین امشب حکمتش مشخص شد اونم برنامه ی خونه دیدن ابجی ف تو محله ما بود.. و نامزدی هم پی برد و چند بار ب خدا گفت دمت گرم (: ..) در هر حال جناب نامزد صبح نارحت شده بود و بعدظهر هم نیومد بریم بیرون بچرخیم برا همینم من خیلی دلم گرفت چون از صبح تو خونه بودم... و شروع کردم به نق زدن اونم از نوع زنونه..اونم از نوع شدید ک تو منو دوس نداری و دلت نمیخواد باهم بچرخیم و ... حالا امشب مام

ادامه مطلب  

باران برگ  

كنارم باش امشب ، از من بگو تا سحراز روز های بی تو ارام بگو تا سحراز باران برگ بگو در ان پاییز سرداز فصل بودنت از شب بگو تا سحراز جنگ با اهریمن، تنها یی قلم ازبودنی كه نیست از شب بگو تا سحر از اولین نگاه تا اخرین خاطرهاز چشمان جذابت ، از شب بگو تا سحر

ادامه مطلب  

فکر کن من غریبه حالم اینه اونی ک تو عاشقشی تو آسمون چندمه؟  

آخ امان از تو.
امشب فقط میخوام از تو بنویسم. 
برات پیام دادم. تو مثل همیشه مهربون جوابمو دادی. آخ که چقدر خوشحال بودم. شبیه دختر بچه های ۵ ساله. از خوشی به شکم خوابیدم و پاهامو شبیه اون عروسک آواز خونی ک هیچوقت نداشتم تکون میدادم. تو مدت هاست با قلبم عجین شدی. چقدر قشنگه اینجوری دوست داشتن کسی. پنهونی. بدون اینکه کسی بدونه. و حتی بدون اینکه خودت بدونی. من آدم پرحرفیم. پر ذوق. از اونا ک خیلیم غرغرو هستن. از اونا ک آلو تو دهنشون خیس نمیخوره. نمیتونن ذ

ادامه مطلب  

ببخش تا بخشیده شوی  

امشب شبی است که باید ببخشی تا بخشیده شوی میان همه آدم هایی که ازشون دلخور بودی بالاخره یک نفر پیدا میشه که
اونقدر شدید دلتو شکسته که  عرش خدا هم به لرزه افتاده
برای بخشیدنش به دو راهی میرسی .کاش کمی آرام تر دلمان را  میشکست تا بخشیدنش ,
خیانت به احساساتمان تلقی نشود.
راستش بخشیدنش تنها کاریست که امشب برایش باخودم میجنگم ...
وقتی خوب فکر می کنم می بینم خدایی داریم که دریای بخشایش است
از روحش در ما دمیده است
پس بخشیدن در ذاتمان هست
پس ببخشیم ت

ادامه مطلب  

جان می دهم...  

بعضی شعرها را که می خوانم، جانم می خواهد از تنم کنده شود. نمی دانم راز این همه ارتباط وحشتناک قوی من با شعر چیست. می تواند مرا بکشد و بارها کشته است. مثلا این بیت امشب دیوانه ام کرد:
"محتاج قصه نیست گرت قصد خون ماست
چون رخت از آن توست به یغما چه حاجت است"... 

ادامه مطلب  

لوسی بازی :D  

امشب وقتی میخواست قطع کنه از پشت گوشی بوسید منو .  هرشب که زنگ میزنه این کارو میکنه ولی دیشب نبوسیددلیلش هم این بود فک کنم ک یه بار زنگم زد  من چشمام توخواب بود و تازه با حالت خیلی بدی از سرماخوردگی به زور رفته بودم تو چرت نمیخواسم بدخواب بشم جواب ندادم سرم منگ بود ولی دوباره زنگ زد این دفه جواب دادم ولی با روی خوشاما بهش گفتم نمیخواسم جوابتو بدم چون داشت خوابم می برد اونم گفت منم میخواسم زنگد نزنم گفتم الان خوابی ولی گفتم به بار دیگه زنگ میزن

ادامه مطلب  

عمود728: موکب طلاب المقاومه الحسینیه  

یادداشت شب دوم پیاده روی:یک شنبه 96/8/14امشب هم یک شب رویایی شد.سخنران وقتی که آیت الله مهدوی عزیز باشه و مداح هم میثم مطیعی و موکب هم موکب شهدای گمنام دیگه نباید جز این انتظاری داشت...
ظهر یه اشتباهی که کردیم گفتیم پیاده روی را تااذان ظهر ادامه میدیم، اذان به هر موکبی که رسیدیم همانجا نماز میخانیم و استراحت میکنیم و همین اشتباه ما بود. سر ظهر هرجایی که رفتیم همه جا مملو از زوار بود چند جا رفتیم دیدیم که نه! فایده ای ندارد همه جا شلوغ است و چاره ای

ادامه مطلب  

امشب زلزله 5.2 ریشتری کوهبنان را لرزاند.  

زلزله‌ای به بزرگی 5.2 ریشتر شهرستان کوهبنان در استان کرمان را لرزاند.
 

زلزله‌ای به بزرگی 5.2 ریشتر ساعت 20 و 34 دقیقه امشب شهرستان کوهبنان در استان کرمان را لرزاند.
طول جغرافیایی و  عرض جغرافیایی این زمین‌لرزه به ترتیب 56.28 و 31.38 و عمق زمین‌لرزه نیز 10 کیلومتر است و  نزدیک‌ترین شهرها کوهبنان، کیانشهر و راور هستند.
این زلزله موجب ترس و وحشت مردم کوهبنان و شهرستان‌های همجوار شده، اما هنوز گزارشی از تلفات این زمین‌لرزه گزارش نشده است.

ادامه مطلب  

یار آشنا | سعید دامغانیان  

ماه اومد تو آسمون ، مهتاب امشبچشام بسته ولی بی خوابم امشباز اندوه من و اشکه تو چشماممیشه فهمید که چه بیتابم امشب
بیا قلب منو پر از امید کنعزیزم بیا عشقو رو سفید کنبیا احساس قلبم رو ببین واشکو تو چشمام ناپدید کن
همیشه از تو گفتم توی شعرامهمیشه بانی ترانه هامیببین پر رنگ و پرعشق و تمناتو شیرینی و عطر نفسهامی
عاشقونه میخونم واسه کسیکه میدونه همه دنیامه اونمیدونم همیشه، هرجا که باشممثل یه یار آشنا باهامه اون

ادامه مطلب  

یار آشنا | سعید دامغانیان  

ماه اومد تو آسمون ، مهتاب امشبچشام بسته ولی بی خوابم امشباز اندوه من و اشکه تو چشماممیشه فهمید که چه بیتابم امشب
بیا قلب منو پر از امید کنعزیزم بیا عشقو رو سفید کنبیا احساس قلبم رو ببین واشکو تو چشمام ناپدید کن
همیشه از تو گفتم توی شعرامهمیشه بانی ترانه هامیببین پر رنگ و پرعشق و تمناتو شیرینی و عطر نفسهامی
عاشقونه میخونم واسه کسیکه میدونه همه دنیامه اونمیدونم همیشه، هرجا که باشممثل یه یار آشنا باهامه اون

ادامه مطلب  

یار آشنا | سعید دامغانیان  

ماه اومد تو آسمون ، مهتاب امشبچشام بسته ولی بی خوابم امشباز اندوه من و اشکه تو چشماممیشه فهمید که چه بیتابم امشب
بیا قلب منو پر از امید کنعزیزم بیا عشقو رو سفید کنبیا احساس قلبم رو ببین واشکو تو چشمام ناپدید کن
همیشه از تو گفتم توی شعرامهمیشه بانی ترانه هامیببین پر رنگ و پرعشق و تمناتو شیرینی و عطر نفسهامی
عاشقونه میخونم واسه کسیکه میدونه همه دنیامه اونمیدونم همیشه، هرجا که باشممثل یه یار آشنا باهامه اون

ادامه مطلب  

یار آشنا | سعید دامغانیان  

ماه اومد تو آسمون ، مهتاب امشبچشام بسته ولی بی خوابم امشباز اندوه من و اشکه تو چشماممیشه فهمید که چه بیتابم امشب
بیا قلب منو پر از امید کنعزیزم بیا عشقو رو سفید کنبیا احساس قلبم رو ببین واشکو تو چشمام ناپدید کن
همیشه از تو گفتم توی شعرامهمیشه بانی ترانه هامیببین پر رنگ و پرعشق و تمناتو شیرینی و عطر نفسهامی
عاشقونه میخونم واسه کسیکه میدونه همه دنیامه اونمیدونم همیشه، هرجا که باشممثل یه یار آشنا باهامه اون

ادامه مطلب  

آقا؟؟باز دلتنگم  

سلام ستاره ی قلبم
اول از دعوتت ممنونم ازت،ممنون بخاطر لطف بی اندازت،ممنون بخاطر همسفرای خوب..ممنون بخاطر غذای حضرتی..ممنون بخاطر اینکه لایق دونستی آقا..
همیشه بعد از پست مشهد دلم نمیاد مطلب بزارم ولی دلتنگی نمیزاره،به خودت قسم اومدنم به مشهدت مثل خواب گذشت بازم دلتنگم و توی ۲۴ ساعت به جرات میگم ۲۳ ساعتش به تو فکر میکنم،به مجاور شدن،به پنجره باز اتاقم رو به گنبدت، به آرامشم وقتی زیر سایه مهربونتم،به حس خوبی که تو مشهدت دارم...به فکر کردن به ه

ادامه مطلب  

من امشب هیجان زده ام :)  

خب خیلیی سریع بگم این چند روزه که نیومدم وبلاگ چیکارا کردم. 
یکشنبه هم کمی گلوم میسوخت ولی بعدش بهتر شدم و کمی سرفه و عطسه و اینا میکردم و به حال سرما رو خوردم! البته دانشگاه نرفتم.یکشنبه و دوشنبه کمی روی پروژه کار کردم و سه شنبه هم که دانشگاه بودم.چهارشنبه که دیروز باشه هم زیاد کاری واسه پروژه نکردم اما واقعا دلم میخواست خطاش رو رفع کنم و هنوز هم میخوام! چهارشنبه شب با مامانم رفتیم کمی دور زدیم و بعدش هم رفتیم کافی شاپ و من بدون توجه به سرما خو

ادامه مطلب  

شام امشب  

هم اتاقیم تن ماهی جوشونده داره میخوره، بوش تو اتاق پیچیده و با خودم فکر میکنم چه خوب میشد اگه منم یه غذای گرم داشتم برا شام. حتی اگه یه تخم مرغ باشه که نیمرو کنم، سیب زمینی که آبپز کنم. یه چیز گرم. ولی تنها چیزی که دارم پنیره. نه اینکه ناراضی باشم و بگم مگه پنیر هم شد شام؟ نه، ولی آدم یه وقتایی دلش یه چیز دیگه میخواد. تو این هوا یه سوپ یا آش داغ واقعا میچسبه. کیه که اینو انکار کنه؟ 

ادامه مطلب  

تقدیم به الهه جونم  

مرورگر شما از پلیر ساپورت نمی کند
 
عاشقی کردم که بشی یارم منه مجنون از تو دست بر ندارم عاشقی کردی که بشم سرمست منه دلداده حواسم پی چشمات هست آخه دلمو میبری دوباره دل من دل بی قراره هوایی میشم عزیزم سر به سر دلم میزاره دل دیوونمو میبری هر دم تو شدی دوای دردم خطو نشون کشیدم که دل به دلت ببندم همش کار دلم بود غریبه آشنا شد نمیدونی تو وجودم چه هیاهویی به پا شد همش کار دلم بود بشم عاشقو سرمست مثه تو دیوونه تر توی دیوونگیای منه دیوونه مگر هست
جانم جا

ادامه مطلب  

 

گاهی اوقات چیزی که تو ذهن و دل منه رو درک نمیکنه ...
و من فقط غصه میخورم و غصه ...
امشب خیلی ناراحتم خیلی.الان داریم با هم میخوابیم
بین حرفاش میگه به من چه.من چرا غصه بخورم برای تو؟؟
ولی نمیدونه من یک بارم نمیتونم اینو به خودش بگم ..
نمیتونم الهه ی زندگیمو بی اهمیت بدونم.شاید اون بتونه.اما من نه ..
شب خوش آرامشم
96/9/19

ادامه مطلب  

 

امشب هوس کرده ام تو را...هوس کرده ام گوشی را بردارم وببینم سراغم راگرفته ای! باکمی دلبری بگویم:"خوبم درگیر دوست داشتنت هستم!" صدایت را آرام کنی وبگویی:"لابه لای دوست داشتنم کمی هم زمان برای قدم زدن داری؟" خنده ای از سرذوق بکنم وبگویم:"البته!" شانه به شانه راه برویم،صدای خش خش برگ های زیرپایمان ملودی خوبی است برای آغازعشق...
آرام به بازویت بزنم وبگویم:"انگار که نمیخواهی عاشقت را به یک قهوه مهمان کنی!" لبخندی بزنی وبگویی:"مگرمیشود نسیم عشق بوزد وقه

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >