آنچه را نپاید ، دلبستگی را نشاید...  

جغدی روی کنگره‌های قدیمی ‌دنیا نشسته بود. زندگی را تماشا می‌کرد. رفتن و رد پای آن را و آدم‌هایی را می‌دید که به سنگ و ستون، به در و دیوار دل می‌بندند. جغد اما می‌دانست که سنگ‌ها ترک می‌خورند، ستون‌ها فرومی‌ریزند، درها می‌شکنند و دیوارها خراب می‌شوند. او بارها و بارها تاج‌های شکسته،غرورهای تکه پاره شده را لابه‌لای خاکروبه‌های قصر دنیا دیده بود. او همیشه آوازهایی درباره دنیا و ناپایداری‌اش می‌خواند و فکر می‌کرد. شاید پرده‌ها

ادامه مطلب  

ناله ی برگ  

 ................................. زیر پای عابران آواز برگها ی خزاندر طنینی سرد غرق ، شکوها از ماه آبان.شاخه ی‌تاک حیاطم عور وعورو منتظربر‌دشنه ی دی تا خورد زخم فرا واناخمهای باغبانان در هم از تلخی آواز کلاغ.شده جولانگه گرگها باغهاشان ،و همی چالش بورانهر طرف صیدی ز صیاد زمان است رو به مرگ.کمر لاله شکسته نسترن پرپر و زنبق چوب خشک
نقشه های دی و بهمن روی میز آماده است
چله اما بر‌سریر ، آماده ی کولاک و حرمان.روزگار زاغک‌است و جغد بی رحم.می کشند پا ، روی نعش قا

ادامه مطلب  

387  

میتونی سوار من بشی
من یه دریام
تو یه قایقی
که هفته هاست دریا بهش هدیه ای نداده
یه بار دیگه تور بنداز
باید دوباره آوازتو بخونی
اگر اینبار غمگین نخونی
ماهیا سر میخورن داخل تورت
موجا با تو میرقصن
باید بازم طعم نمک دریایی رو بچشی
بیا نزدیک تر
انعکاس صورتت بین موجای من زیباتر از همیشه شدن
 گرد طلاهای آفتاب بین موهات بیشتر از همیشه میدرخشن
بیا آواز بخونیم قایق کوچولو
آوازای قشنگت باله های پریای منو برای رقص به وجد میاره
حالا
امروز
اینجا
قایق کوچو

ادامه مطلب  

seasons come and change the time  

من به جادو اعتقادی ندارم 
به عشق و 
معجزه و 
هر چیزی که شبیه این ها باشد هم.
فقط یک بار، 
موقعی که می خواستیم با طلا ماکارونی درست کنیم و
می رقصیدیم و آواز می خواندیم و
راز های مسخره مان را برای هم می گفتیم
وقت باز کردن پاکت ماکارونی،
پروانه های رنگی تویش ریختند بیرون و 
بالای سرمان پرواز کردند
به نظر شما اسم این را چی می شود گذاشت؟ 
 
 

ادامه مطلب  

.دستگاههای موسیقی  

همایون (دستگاه موسیقی) موضوعات صفحه دستگاه‌های موسیقی ایرانی نبو دستگاه شور دستگاه همایون دستگاه ماهور دستگاه سه‌گاه دستگاه چهارگاه دستگاه نوا راست‌پنج‌گاه دستگاه همایون یکی از دستگاه‌های هفت‌گانه ردیف موسیقی ایران است.[۱] دستگاه همایون ویرایش واژه همایون در فرهنگ عمید چنین معنی شده است: (هُ. یُ) هماگون: خجسته، فرخ، مبارک، فرخنده؛ و در برهان قاطع چنین نقل شده است: نام معشوقه همای است، و قصه همای و همایون را به نظم آورده‌اند و مشهور اس

ادامه مطلب  

حرف حساب....حرف چرند....  

دو دسته از حرف ها هستند که آدمی برای آنها هیچ جوابی ندارد
دسته اول ، همان حرفهای حساب....
و دسته دوم ، حرفهای چرند....
در برابر هر دو ، تنها جوابی که دارید ، سکوت است...
هر دو سکوت شما را به تحیر وا میدارد....
تحیر حاصل از سکوت اول، شما را به سمت و سوی تعمق می کشاند....
و ماحصل سکوت دوم، احساسی در شما پدید می آورد به نام تأسف.....
آنگاه که متأسف می شوید ، به خودتان قول دهید که 
هرگز ،اسباب تأسف دیگران را فراهم نیاورید...
 

ادامه مطلب  

حکایتهای احمد محمدی راستگو(سوران)  

باکسی که در ظاهر نجیب و بی آزاربود درکاری شریک شدم.شبی پایم به منزلش بازشد.دیدم درهمه ی مسائل خصوصا پولی به همسرش دروغ میگویدواوراازموضوع پرت میکند.نوبت به حساب وکتاب خودمان رسید.اوکه خود حساب وکتاب رابه دست گرفته بودچنان حسابی کرد که انگشت به دهان ماندم وبدهکارش شدم.گفت ادامه میدهی شراکت را ؛گفتم نه.گفت چرا؟گفتم اگرناراحت نشوی علت این است:
آنکه با اهلش نشست به دروغ....آتش افروزد نه راه فروغ
توبا آن رهرو دائما شریک....نبودی صادق چومردان نیک
ا

ادامه مطلب  

هیچ عنوانی ندارد  

" که جهان کوچک و غمگین نشود"
" که جهان کوچک و غمگین نشود "
" که جهان کوچک و ..."
 
+ آدمایی که نمیتونن دیگه خوشحال باشن چه شکلی میشن؟
- این عروسک کوکی ها رو دیدی ؟
کافیه یه پیچو بچرخونی تا برات بخندن ، گریه کنن یا آواز بخونن 
اون آدما شبیه عروسک کوکی ان 
توانایی هر نوع عکس العملی رو از دست دادن 
باید بهشون تلنگر زد 
تا ببینن
بشنون 
گریه کنن 
بخندن 
یا حتی بمیرن 

ادامه مطلب  

کودک را ادم حساب کنید  

بوی برشته........  

عطر برشته .......................................پنجره را دوست دارم از نمایی که شکستهرو به چشم انداز مشرق پیر، فرطوت، ور شکسته.به پسش شمشادهای قد کشیده ،زیر نور نقره فام.سایه هاشان شبحی، همچو مردی ور شکسته.جویبار هم غرق نجوا و غزلخوان در ترنممست می گردیدم از آواز ساری بر لب ایوان نشسته.تیر برق نبش بن بست شاهد ولگردی شبهای من.اینک آواره و بی عار همچو جویبار خشکسربسته.تک درختُ، ون، به تن رو پوش یادگاری اش خشک.گاه غرق طعن می کرد شمشادی نو رسته.گه ز ره پروانه ای ،س

ادامه مطلب  

گیتار  

یک بار از کتابخونه بر میگشتم سر راه یک گروهی بودن چندتا پسر فسقلی دهه هشتادی 
به طرز فجیح ژست گرفته بودن گیتار هم بغلشون زده بودن زیر آواز 
من تقریبا حدود یک متری شون رو صندلی نشسته بودم 
یک دختری هم قد قواره خودشون اومد رد شد 
اینام شروع کردن به زدن و خنده و تیکه
دختر یک چیز فسقلی کوچولو بود 
بعد نمدونم دقیق پسره بهش چی گفت 
که دختر همچیین برگشت پاشو آورد بالا زد به گیتار پسره ...تلپ افتاد زمین 
بعد دوستای پسر هم داد و بیداد که چیکار کردی و این

ادامه مطلب  

_T_  

خب اولااگه میخواین بجنگین وحرف حساب حالیتون نیس پس اینقدر بجنگین تاخودتون بفهمین پرچم زمستون همیشه بالاست

ادامه مطلب  

حساب بردن تا این حد  

یه بارم نمیدونم چکار کرده بودم خوشت نیومد ینی فک کنم دوست نداشتی اون کارو کنم (تا چن وقت پیش خود کاره رو یادم بود ولی وقتی میام بنویسم یادم میره

ادامه مطلب  

حساب وکتاب  

هشدار که هر ذرّه حسابست در اینجا
دیوان حسابست و کتابست در اینجا
حشرست و نشورست و صراطست و قیامت
میزان ثوابست و عقابست در اینجا
فردوس برین است یکی را و یکی را
آزار و جحیمست و عذابست در اینجا
آن را که حساب عملش لحظه به لحظه است
با دوست خطابست و عتابست در اینجا
آن را که گشودست ز دل چشم بصیرت
بیند چه حسابست و چه کتابست در اینجا
بیند همه پاداش عمل تازه به تازه
با خویش مر آن را که حسابست در اینجا
با زاهدش ار هست خطابی به قیامت
با ماش هم امروز خطابست در

ادامه مطلب  

مرگ یک فیلمساز و ملکه  

‍ مرگ یک فیلمساز و ملکه N.Mokhtari
اسدالله خان باز عجله کرد...اصلا ابن بشر انگار هفت ماهه بدنیا آمده است . زبانمان مو درآورد از بس گفتیم عجله کار شیطان است و کشور ما هم یک کشور اسلامی و خدایی است شیطان جرات هفت جدش هم نیست که طرفهای مملکت ما پیدایش بشودپس هیچکس در مملکت ما اهل عجله و گوش کردن بحرف شیطان نیست .گمان می کنید چرا وقتی دستور داده میشود با فساد اقتصادی مبارزه شود کسی گوش نمبکند چون هیچکس نمبخواهد شیطان وسوسه اش کند و به جهنم برود .عجله و ش

ادامه مطلب  

♡تو♡  

میدونی چیه خواهر؟
از روزای من و تو باید یه فیلم داشت که هرررر روززز... روزی هزاررر مرتبه نشست دید و کیف کرد از بی نظیر بودن تو...
تو همون عطر خاص و مست کننده ی زمینی وقت بارون...
تو اولین شکوفه ی دوست داشتنی روزای آخر زمستونی که پر از امید زندگیه...
تو صدای قشنگ آواز اول صبح گنجشکایی...
باید تو رو با یکی ازون لبخندای شیرین و دلربا قاب گرفت و گذاشت تو بهترین جای خونه...
تو باید همیشه باشی تا زندگی باشه...
سیاهی چشمات باید باشه تا تاریکی شب رنگی نداشته با

ادامه مطلب  

برگـ‌ریـزان  

بـرگ ریـزانِ دلــم آغـــاز شـد
بـاز دوباره صحبـتِ پـرواز شـد
مـن چـه پـروازی کنـم بی‌یارم
وقتی یار دلش با غم همراز شد
برگ‌هـای سبـزِ دل زرد شــدند
و بهارم چـون خزان غم ساز شد
مـن جـدا یـار جـدا مـی‌خـوابـد
چشم دوباره دور زِعشقم باز شد
یـک تـرانه از جدایـی دل شنیـد
شعـرِ تلــخِ زنــدگی آواز شـد.
 
برگـ‌‌‌ریـــــزان
 #شعر_میم‌فرخے 
 

ادامه مطلب  

خواهر  

تو را چگونه بخوانم،
تو را چگونه سرایم.
زبان به کام ندارم تو ماه تر ز ماهی
تو ای نگین خدایی تو تاج بر سر بابا
تو نور چشم زمینی برای مادر خود عشق
تو از قشنگترین رودهای پاک و زلالی
نگاه می کنی و من تمام می شوم از خود
صدای خوب تو انگار بلبلی که به شاخه برای
شادی اش از دل به سر دهد همه آواز
 
تو ای تمام قشنگی حیا و عفت و پاکی
تویی تو معنی ایثار
تو دلبری ز ستاره
تمام هستی فدای ناز نگاهت
تو آمدی که بگویی فرشته بال ندارد
تو آمدی که بخوانی سرود صلح و صفا را
ب

ادامه مطلب  

رفیق روزهای تنهایی  

 
هندزفری قطعاً یکی از بهترین اختراعات بشر به حساب میاد... چون به گوش هامون قدرت انتخاب میده... که چیزهایی که دلمون میخواد رو بشنویم و چیزهایی که دلمون نمیخواد رو نشنویم... توی این دنیای پر از صداهای ناهنجار هندزفری نعمت بزرگیه... و این روزها بهترین دوست من.

ادامه مطلب  

هی سیگار و هی سیگار و هی سیگار  

چه شبها که این خط عمودی مشکی رنگ اینجا چشمک زد و منتظر بود که چیزی نوشته بشود. چقدر نوشتم و از ترس رسوایی پاک کردم. چقدر هر هوسی را لای شرم پیچیدم و فرو دادم و فراموش کردم. چقدر خجالت کشیدم که آرزوی مرگ را فریاد بزنم. چقدر امشب قفسه ی سینه ام از زور سیگارهایی که بی حساب و کتاب می کشم درد می کند. سینه ام درد می کند. درد، سوار سینه ام شده است. این را هم باید فرو داد.

ادامه مطلب  

سئوال بی جواب  

 
من سخن چین نیستم اما سخن ها چیده ام
در دلم اسرار لب های تــو را پیچیده ام
قوس ابروهایت از رنگین کمان زیباترست
عشق را در امتداد خـ ـ ـ ط چشمت دیده ام
در میان بهترین آوازهای روح بخش
بهتر از آواز جان افزای تو نشنیده ام
فرق دارد عشق تو با عشق های دیگران
من به این خاطر به عشق پاک تو آلوده ام
در حریم سینه ام یک آه هم آسوده نیست
اینچنین در سایه سار عشق تو آسوده ام
تو سوال بی جوابی نیستی در خاطره
بارهــــــا این راز را از آینه پرسیده ام
در مسیر آبشار طر

ادامه مطلب  

غریب است دلم در وطنم  

امیر هوشنگ ابتهاج ( سایه )
 
غریب است دلم در وطنم
 
پیش ساز تو من از سحر سخن دم نزنمکه زبانی چو بیان تو ندارد سخنمره مگردان و نگه دار همین پرده ی راستتا من از راز سپهرت گرهی باز کنمصبر کن ای دل غمدیده که چون پیر حزینعاقبت مژده ی نصرت رسد از پیرهنمچه غریبانه تو با یاد وطن می نالیمن چه گویم که غریب است دلم در وطنمهمه مرغان هم آواز پراکنده شدندآه از این باد بلاخیز که زد در چمنمشعر من با مدد ساز تو آوازی داشتکی بود باز که شوری به جهان در فکنمنی جدا زا

ادامه مطلب  

...من هستم  

اگه از دنیا دلت گرفته غمت نباشه ...من هستم 
پیدا نکردی کسیو که با تو همصدا شه ....من هستم 
اگه دیدی که زندگی با تو را نیومد ....من هستم
واسه عشق من کلی سال بعد دل تو لک زد ....من هستم 
من هستمممممممم
من هستم
رو عشق من حساب کن همیشه
آدم از عشقش که خسته نمیشه
تنها من رو تو ذهنت نگه دار 
تا تو بخوای من هستم 
نزدیک من باشی ، نباشی
غرق سکوت شی یا که صدا شی 
هرگز نمیگم به تو خدانگهدار!!! 
تا تو بخوای من هستم 
آاااااااای من هستم ...‌
اگه عشق ینی تو نباشی و فک کنم

ادامه مطلب  

فکر کنم خدا بین بنده هاش فرق میذاره  

 
توی تاکسی نشسته بودم و منتظر یه مسافر که بیاد و تکمیل بشیم و راه بیفتیم... یه پیرمرد خنده رویی که پاهاش درد میکرد از آقایی که صندلی جلو نشسته بود خواهش کرد بره عقب بشینه... بعد از اینکه راه افتادیم و بعد از اینکه هزار بار از طرف عذرخواهی کرد کرایه هر چهار نفر توی تاکسی رو حساب کرد!!!... و من تمام طول مسیر به شدت متعجب بودم... و فکر میکنم دو نفر دیگه هم به اندازه من متعجب بودند... بعد از اینکه پیاده شدیم هر کدوم تقریباً هزار بار از پیرمرد تشکر کردیم...

ادامه مطلب  

767- 18  

 
       در وصف پرزور بودنم تعریف کنم که تنهایی رفته بودم خریدِ خونه. توی فروشگاه وزن همه چیز رو حساب و تقسیم بر دو کردم. تو دو تا پلاستیک جاشون دادم و یکی این دست یکی اون دست پیاده راه افتادم.
       با توجه به این که هر دستم داشت حداکثر بارِ چهار کیلو رو تحمل میکرد، ولی طیِ مسیر هیچ یک موفق نشد بالا بیاد تا عینکمو جابجا کنه یا شالمو جلو بکشه یا دماغمو بخارونه، تا به خونه برسم با عینکی که انقدر پایین اومده بود که دیگه کم کم با لبام نگهش میداشتم و

ادامه مطلب  

دو تابعيتي روحاني  

 بله درست شنیدید فقط ملت مظلوم ایران كه هنوز در خیال باطل و در  اكواریوم جمهوری إسلامی  زندگی میكنند هشتاد ملیون برده خامنه ای با سركوب و تهدید و قتل جوان های ما به حاكمیت خود ادامه میدهد و این أواخر عمر اوست به زودی سرنگون میشوند با اسلام و تمام خرافاتهای كه تحمیل مردم كردن 
سیستم فاسد جمهوری باید نابود شود 
تمام ایران را نابود كردنن فروختنند ای دزدان لاریجانی به زودی به حساب شما هم سرك خواهند كشید و به زودی دادگاهی میشوید عراقی های دزد ثر

ادامه مطلب  

یه جایی  

هر چی بیشتر می گذره بیشتر از اطرافیانم متنفر میشم 
چندسال پیش ۶ روز مامانم ذونا گرفت همه رفتن مسافرت هیچ کس نگفت خرت به چند ؟! 
بابام دستش شکست هیچکس به هیچیش حساب نکرد 
بابام سکته کرد تو بیمارستان بود ما اسباب کشی داشتیم هیچی به هیچی 
یه شبایی تا صبح بالا آوردم حتی بابامم محلم نکرد 
یه شبایی تا صبح به خودکشی فکر کردمو تنها دوستام به دادم رسیدن 
حالا همین آدمای تخمی زنگ می زنن واسه فضولی تو رتبه ام ...یجوری رفتار می کنن انگار اونا شهریه مدرسه

ادامه مطلب  

افسرده دل افسرده کند انجمنی را  

بعضی باورهای غلط حسابی ته نشین میشن، توی ذهن آدم، یعنی ریشه میزنن حسابی و رشد می کنن. مث این باور که میگه نظر دیگران همیشه در اولویته..... 
 
موضوع دیگه ای که چند روزه جلب توجه می کنه برام اینه که در هر جامعه ای یک الگوی مشخص برای خوشبختی و موفقیت تعیین میشه که همه آدمها با اون سنجیده میشن، 
یکی از دلایل مهم کمی عزت نفس و انواع خودکم بینی ها همینه
همین مقایسه غیر عاقلانه 
ازدواج نکردی پس بی عرضه ای
طلاق گرفتی لابد یه چیزیت بوده که همسرت ولت کرده


ادامه مطلب  

غرور  

امان از غرور و خجالت.
یعنی اگر این غرور و خجالت نبود، چه قدر زندگی ها زیباتر می شد. چه قدر مشکلات برطرف می شد.
مثلا: مرد خانه، حاضر نیست به همسرش بگه دوستت دارم، می گه زشته. من با این سن و سالم به خانمم بگم دوستت دارم.
در مورد فرزندش نیز همین گونه است. میگه دیگه ما برای خودمان کسی شدیم، اعتباری به هم زدیم، مردم رو حرف ما حساب باز می کنن، حالا من بیام با این بچه تو خیابون بدو بدو کنم. مردم چی میگن؟
دوست عزیز، فکر میکنی اگر به همسرت نگی دوستت دارم و یا

ادامه مطلب  

شاخه ای از کمال  

تو فرهنگ ما خیلی چیزها حرمت داره. باید هم حرمتشون  حفظ بشه.تسبیح نون نمک قران تنور  وغذای امام حسین ونذری و...اسلام دین حیا ست.حفظ شدن حرمتها.جامعه بی حیا یک جامعه مریض حساب میشه.یک جامعه روانی با مردمی سردر گم ومنزوی وعقب افتاده.هیچ کس دوست نداره بین همچین مردمی زندگی کنه.جامعه بی حیا پیشرفت هم نمی کنه. وقتی حرمت حفظ نشه دلیلی هم برای معاشرت وجود نداره.  محله های بد نام در هر شهری نمونه بارز چنین جامعه ای ست.بی حیایی وپرده دری ریشه همه مشکلات ف

ادامه مطلب  

دست چپ بودن یک ویژگی!  

همینکه امروز به من تبریک گفتن یعنی ویژگی که در بچگی از معلم کم حرف نشنیدم!
واقعا پیشرفت کردن من یا درس خوندن من یا حتی مشق نوشتن من چه فرقی میکرد با کدوم دستم باشه البته فرقی بین دست ها نیست ممنونم از خداوند.
اما تلنگر های بعضی معلم و حساس نشوندادنت در جمع بچه های کلاس و زمانی که سرمو پایین گرفتم و تا مدت ها فکر میکردم چقدر بد که یک نقض عضو هستم و بعدا فهمیدم ای دل قافل نقض که نیست تازه ویژگی هم حساب میشه،و اینکه خیلی تبریک به معلم های دوران کودک

ادامه مطلب  

امکان گفت‌وگوی آنلاین در برنامه کاربردی«ایرانسل من» فراهم شد  

به گزارش روابط عمومی ایرانسل، مشترکان بزرگترین اپراتور دیتای کشور از این پس هنگام استفاده از نرم افزار کاربردی «ایرانسل من»، علاوه بر دسترسی به امکانات گسترده مدیریت حساب و خرید محصولات، با استفاده از قابلیت گفت و گوی آنلاین می‌توانند با کارشناسان مرکز ارتباط با مشتریان ایرانسل در ?? ساعت شبانه‌روز و هفت روز هفته گفت‌وگو کنند و با طرح پرسش‌ها، مشکلات و درخواست‌های خود، پاسخ‌های لازم را در همان زمان دریافت کنند. پ

ادامه مطلب  

سخن افراد  

مستین کیپ : فهرستی از افرادی تهیه کن که به تو انگیزه می دهند و جلوی اسم هر کدام بنویس که از چه لحاظ الهام بخش تو هستند "مقاومت و سرسختی؟ از خود مایه گذاشتن ؟ حساب بانکی شان، ارم انحصاری شان ؟  یا خدمتی که آنها به دنیا کرده اند؟  سپس بپذیر ویژگی های ان شخص که به تو انگیزه می دهد در واقع  بخشی از وجود خودت است .

ادامه مطلب  

اصطلاح و عبارات و تکیه کلامهای عامیانه و رایج زبان انگلیسی قسمت 7  

You make me sick: حالمو بهم میزنی
 let me see the john: میخوام برم دست شوی  
It’s all up with him/her: آب از سرش گذشته
 Tit for tat: این به اون در 
cost an arm and a leg…..خیلی گران 
It’s my treat: (نوبت منه (که حساب کنم 
High Five or Up Top: بزن قدش
I wish the best for you: بهترینها رو برای شما آرزو می کنم
I wish you many years of happiness: سالهای شاد بسیاری را برای شما آرزو دارم
Heartiest congratulations: صمیمانه ترین تبریکات
as easy as ABC/ it’s a piece of cake/ It’s duck soap: براحتی آب خوردن
my hands are tied: دست و بالم بسته
 

ادامه مطلب  

گذران روز  

#داستانک
گذران روز
هنری جاناتان اینگریم حدود ساعت یازده وارد رستورانی در خیابان نِفسکی شد تا چیز مختصری بخورد و از احساس گرسنگی که کم کم داشت به سراغش می‌آمد، جلوگیری کند. بهترین راه این است که آدم فوراً تکلیف این حالت را معلوم کند و آن‌وقت تکلیفش با روزی که پیش رو دارد، معلوم است. نیم ساعت بعد خودش را تقویت کرده بود و از رستوران آمد بیرون. به چند فروشگاه سر زد و چیزهایی هم پیدا کرد که ارزش خریدن داشت. ساعت که دوازده و نیم شد، رفت به رستورانی

ادامه مطلب  

مقام روح  

 
روح دو مقام دارد، مقام ذات و مقام تدبیر بدن. مقام اول، قبل از بدن و مقام دوم بعد از بدن است. آقای الف دو مقام دارد، مقام ذات و مقام مدیر دبستان الف.
در مقام ذات قبل از دبستان وجود دارد و دبستان را می سازد، در مقام مدیر، بعد از ساخت، مدیر می شود. داستان نفخ روح بعد از ساخت بدن مانند داستان مدیریت آقای الف بعد از ساخت دبستان است. در حکمت مشا، به نفس در مقام تدبیر بدن توجه شده و به همین دلیل آنرا با حدوث بدن، حادث می داند.
در حکمت متعالیه به هر دو مقا

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1