مزامیر 47  

1  [برای سالار مغنیان. مزمور بنیقورح] ای جمیع امّت‌ها دستک زنید. نزد خدا به آواز شادی بانگ برآورید. 2  زیرا خداوند متعال و مهیب است و بر تمامیِ جهان خدای بزرگ. 3  قومها را در زیر ما مغلوب خواهد ساخت و طایفه‌ها را در زیر پایهای ما. 4  میراث ما را برای ما خواهد برگزید، یعنی جلالت یعقوب را که دوست می‌دارد، سِلاه. 5  خدا به آواز بلند صعود نموده است؛ خداوند به آواز کرنا. 6  تسبیح بخوانید، خدا را تسبیح بخوانید. تسبیح بخوانید، پادشاه ما را تسبیح بخ

ادامه مطلب  

نوستالژی ما  

«روباه و زاغ» / ترجمه‌ی حبیب یغمایی
 
زاغکی قالب پنیری دید
به دهان برگرفت و زود پرید
بر درختی نشست در راهی
که از آن می‌گذشت روباهی
روبه پرفریب و حیلت‌ساز
رفت پای درخت و کرد آواز
گفت به به چقدر زیبایی
چه سری چه دُمی عجب پایی
پر و بالت سیاه‌رنگ و قشنگ
نیست بالاتر از سیاهی رنگ
گر خوش‌آواز بودی و خوش‌خوان
نبودی بهتر از تو در مرغان
زاغ می‌خواست قار قار کند
تا که آوازش آشکار کند
طعمه افتاد چون دهان بگشود
روبهک جست و طعمه را بربود
 
 
***
 
 
«روباه

ادامه مطلب  

تنهای تنها  

در کوچه ام تنها ماندم و بی شیروانی 
نوای برگ بر سرم سرکوب مثل چکش 
آب گندیده زیر پا ، تصویر حال بی حال ما 
در راه افق 
تنهای تنها 
بی تاب و بی جان 
بی فکر فردا 
 
 
آواز وحشی فصل دلتنگی 
با تلفیق بوی خاک
با چشمان بسته و چکه چکه ی خون 
با یک تازیانه 
تازیانه ای از جنس مرگ 
از جنس درد 
از جنس نیمه شب 
می شکند الیاف روح خاموش را 
 
#آرش_مظفر             سنندج - ۹۶/۷/۲۰ 

ادامه مطلب  

حساب و کتاب  

میان بستری از خاک، خوابِ من خوش بادبه سر رسیدنِ فصلِ عذاب من خوش بادچه قدر خسته ام از روزگارِ بی انصافکه با خدام، حساب و کتاب من خوش باداگر چه پاسخِ قطعی نداشت پرسش هامشبِ بلند سؤال و جوابِ من، خوش بادهمیشه بوده رضای خودش، گُزینشِ دلمیان خوب و بد، این انتخابِ من خوش بادبه گوش اهل بهشت و جهنّم از امشبشُنودِ شعر و غزل های ناب من خوش باد!
زهرا موسی پور

ادامه مطلب  

چرا آواز دهل از دور خوش است؟  

وقتی رسیدم میدون انقلاب پیاده تا دانشگاه رفتم. تهران که باشی انگار توی یه صف بزرگی. با جمعیت که بری به مقصد می رسی، نه اینکه بگم اون مقصد، مقصد درستیه، فقط مقصدی هست که همه به سمتش میرن، بیرون از صف کسی رو نمی بینی. دانشگاهم به اندازه ی بیرون شلوغ بود و از همون قاعده پیروی می کرد. کتابخونه رو که پیدا کردم. رفتم داخل و کتابم رو پیدا کردم. از نگهبان پرسیدم مخزن سه کجاست، گفت بالا. برای بالا رفتن پله ای نبود، رفتم کنار آسانسور که خانمی هم منتظر بود.

ادامه مطلب  

همسنگ سکوت  

 
( 12 )
====
 
از آن زمان که
زبان را با سکوت گره زد
امواج دریا هر روز
به سراغش می آیند
تا با تمنای سماجت
از انفجار فریادش
نفسی به امانت باز گیرند.
 
امواج سر به زیر میگویند
بالا بلند ترین غریو ما
مبادا با سکوت او
همسنگ باشد.
 
با این اندیشه
بدنبال شکار صدایی رساتر
بسوی ساحل آواز سر میدهند
تا با افتادن و گریستن
بر پاهای استوارش
دل سخت جانش را
آنچنان نرم سازند
که شاید دل بسوزاند
و آنان را سرشار
از آوای ملکوتیش
نعره زنان به دریا باز گرداند.
-----------------------

ادامه مطلب  

مروارید عشق  

=========================
سر به روی شانه های یار می چسبد عجیباشتیاق لحظه ی دیدار ، میچسبد عجیب
روزه داری میکنم در فصل انگور لبتبا شراب بوسه ات افطار ،میچسبد عجیب
بوستان سبز چشمت دل به یغما می بردبا تو سر كردن در این گلزار، میچسبد عجیب
من گرفتارم به جبر عشق و سوز آتشتسوختن در آتش اجبار ، میچسبد عجیب
مست مستم از شراب بوسه های ناب توجام می با یك پك سیگار ، میچسبد عجیب
همچو موجی عاصی ام آرامشم ده امشبیبا دل دریایی ات پیكار میچسبد عجیب
این صدف پر شد ز مروارید

ادامه مطلب  

به راوی زلزله بم  

خطاب به خانم پنجعلی...روایت زلزله بم:
نمک بر زخم های کهنه میپاشیعجب کِلک هنرریزیعجب لحن غم افزاییسخن در بند بند جان نشیند
خامه ات آبادخانه ات آباد
خدارا !زین مقال جانگزا !! بگذر....
96/10/5 هرا
 ... و درود خداوند بر بندگان مهربان و مهرپرورش.
همانانکه، گُهَرگفتهِ خداوند سخن، "سعدی" را به تمامی بکار میبندند و فروتنی و کرنش در پیشگاه "یزدانِ رازدان" را بزرگوارانه به نمایش می نهند:
"بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند... .. ."
وخدای را هزاران سپا

ادامه مطلب  

حافظ  

سلام . . . 
 
این شعر حافظ رو از لسان الغیب خوندم ...
 
 
 
مژده ای دل که دگر باد صبا باز آمد
 
هد هد خوش خبر از طرف سبا باز آمد 
 
برکش ای مرغ سحر نغمه داودی باز 
 
که سلیمان گل از باد هوا باز آمد 
 
عارفی کو که کند فهم زبان سوسن 
 
تا بپرسد که چرا رفت و چرا باز آمد 
 
مردمی کرد و کرم بخت خداداد بمن
 
کان بت ماهرخ از راه وفا باز آمد
 
لاله بوی می نوشین بشنید از دم صبح 
 
داغدل بود ،بامید دوا باز آمد
 
چشم من در ره این قافله عمر بماند 
 
تا بگوش دلم آواز درا

ادامه مطلب  

گفتار سودمند 96/10/1  

گفتار سودمند            
مرگ سخت است؛ اما خشن و ترسناک نیست:یکی از واقعیت ها و حقیقت های این دنیا مرگ است که برای همه موجودات زنده این زمین اتفاق خواهد افتد. انسان بر حسب فطرت خود، به نمردن و نرفتن از دنیا امیدوار است؛ اما چون این دنیا جای ماندن نیست و از طرف دیگر، مکلف بوده و باید بابت کارهایشان جواب پس بدهد، مرگ و انتقال از این دنیا، برای او ناخوشایند است. نکته اول: ترس از مرگ برای مومنین یعنی حساب بردن از مرگترس افراد مومن از مرگ به خاطر بی پر

ادامه مطلب  

مزامیر 46  

1  [برای سالار مغنیان. سرود بنیقورح برعلاموت] خدا ملجا و قوّت ماست، و مددکاری که در تنگیها فوراً یافت می‌شود. 2  پس نخواهیم ترسید، اگر چه جهان مبدل گردد و کوه‌ها در قعر دریا به لرزش آید. 3  اگر چه آبهایش آشوب کنند و به جوش آیند و کوه‌ها از سرکشیِ آن متزلزل گردند، سِلاه. 4  نهری است که شعبه‌هایش شهر خدا را فرحناک می‌سازد و مسکن قدوس حضرت اعلیٰ را. 5  خدا در وسط اوست پس جنبش نخواهد خورد. خدا او را اعانت خواهد کرد در طلوع صبح. 6  امّت‌ها نعره ز

ادامه مطلب  

خواب پرواز، مثل سار عزیزم...  

الان ساعت نزدیک دو نصفه‌شب است، دلم می‌‌خواهد بنویسم اما نمی‌دانم چه بنویسم.نیاز به نوشتن هست و توانایی پروراندن موضوع و تمرکز بر آن نیست.به قول فرنگی‌ها brain storm می‌کنم تا خوابم ببرد...از آنجا که خیلی مود شادی نیستم، ناخودآگاه این طوفان مغزی، سمت بخش‌های غمگین می‌رود، معمولا کنترلش می‌کنم. چون خوابم هم اگر ببرد، تا صبح طوفان مغزی غمگین در ذهنم به پا می‌شود و چه خواب‌های غمگین و بی‌معنی که نمی‌بینم. از اتفاقات بزرگ غمگین و آشفتگی و گم

ادامه مطلب  

من که قولِ ناصحان را خواندمی قولِ رَباب / گوش‌مالی دیدم از هجران، که اینم پند، بس - غزلیّات حافظ  

من که قولِ ناصحان را خواندمی قولِ رَباب / گوش‌مالی دیدم از هجران، که اینم پند، بس
عشق‌بازی کارِ بازی نیست ای دل، سر بباز / زآنکه گویِ عشق نتوان زد به چوگانِ هوس
 
( غزلیّات حافظ )
 
در بیت اول : قول (اوّل) : سخن و گفتار – قول (دوم) : ترانه و تصنیف و آواز – رباب : تنبور، از سازهای زهی شبیه تار – گوش‌مال : کوک نمودن آلات زهی موسیقی به طریق مرسوم؛ یعنی پیچاندن گوشی‌های ساز که آن عمل را به کنایت، گوش‌مال یا گوش‌مالی گفته‌اند و گاهی از آن ایهامی منظور

ادامه مطلب  

معرفی نشده ها به بانک توجه فرمایند  

پیرو نامه درخواست از نهاد. محترم ریاست جمهوری ،  دیروز جلسه ای با آقای مدیرکل سازمان مسکن جناب آقای رضایی داشتیم که آقای حسینی هم حضور داشتند در. این جلسه علاوه بر. مساله اصلی یعنی صدور. سند برای آپارتمانها ، راجع به یکی از مشکلها که عدم معرفی مالکین واحدها به بانک برای صدور دفترچه قسط است نیز صحبت شد و آقای مدیرکل  فرمودند. تا لیست این افراد. را تهیه و. خدمتشان ارسال کنم . لذا اگر حساب اتان را با پیمانکار آقای امیرطاهری  ، آقای سالاروند تسویه

ادامه مطلب  

غزل حسرت نبرم جانا بر آینه خانه  

آتش زده ای امّا چون عشق به تولایی
بُردی تو قمار دل حقّا که تو مولایی
 
حسرت نبرم جانا بر آینه ی خانه 
چون آینه بر جانم دائم به تجلایی
 
در بزم دلم غوغاست از بدوِ ورود عشق
غوغا که مگو شهد است این گنج اهورایی
 
این گنج ، نهان آمد از حُسنِ گمان آمد
چون صبر گران آمد چندی به تمنایی
 
غافل مشوی ای دل او قاصد محبوب است
هم هدیه مخصوص است از عالم بالایی
 
در جان نگهش می دار جانی که پُر ازسرِّ است
حسی که پر از مِهر است جانش شده سودایی
 
سودات خریداریم زین رو

ادامه مطلب  

فکر کن من غریبه حالم اینه اونی ک تو عاشقشی تو آسمون چندمه؟  

آخ امان از تو.
امشب فقط میخوام از تو بنویسم. 
برات پیام دادم. تو مثل همیشه مهربون جوابمو دادی. آخ که چقدر خوشحال بودم. شبیه دختر بچه های ۵ ساله. از خوشی به شکم خوابیدم و پاهامو شبیه اون عروسک آواز خونی ک هیچوقت نداشتم تکون میدادم. تو مدت هاست با قلبم عجین شدی. چقدر قشنگه اینجوری دوست داشتن کسی. پنهونی. بدون اینکه کسی بدونه. و حتی بدون اینکه خودت بدونی. من آدم پرحرفیم. پر ذوق. از اونا ک خیلیم غرغرو هستن. از اونا ک آلو تو دهنشون خیس نمیخوره. نمیتونن ذ

ادامه مطلب  

والس بوستون  

                                 
پاییزبر فرشی از برگ‌های زرد با پیراهن حریر ساده که باد هدیه‌اش کرده بود در کوچه‌پس‌کوچه‌ها والسِ بوستون می‌رقصید،روز گرم به انتها می‌رسید و ساکسفون با صدایی گرفته آواز می‌خواند. آدم‌ها از تمام محله نزد ما می‌آمدند و از بام‌های همسایه پرنده‌ها گرد ما جمع می‌شدند و با بال‌هاشان برای رقصنده‌ی طلایی کف می‌زدند.این موسیقی در محله‌ی ما مدت‌ها پیش از یادها رفته بود.
چه بسیار که در خواب می‌بینم رؤیای شگف

ادامه مطلب  

گشتی در دشت  

بعد از دو تا مسافرت و گذروندن روزهای رنگ و وارنگ، الآن از اون زمانهاییه که کلی حرف برای نوشتن هست اما نمیشه نوشت...: از کجا شروع کنم؟!
از دو تا سفری که رفتیم، دو تا تصویر تو ذهن من برای همیشه ثبت شدن. یکی اون دشت عجیب زرد رنگ و گاوها و گوسفندها و خرها. یکی هم شبی که برای ساعد باقری جشن تولد گرفتیم و بعدش فهمیدیم تولدش دو هفته دیگس! سکوت و اسرارآمیزی اون دشت... و سر و صدا و آواز صادقانه‌ی بچه های شاعر... چه خوب بود هر کدوم. 
اما دشت. تجربه عجیبی تو زندگ

ادامه مطلب  

دختر ژیمناست بدون حجاب 10 ساله به کمیته انضباطی فراخوانده شد  

پدر دختر ژیمناست ایرانی می گوید که دختر او به مسابقات ژیمناستیک مالزی نرفته است و عکس‌های منتشر شده مربوط به تمرینات دخترش در ارمنستان است.به گزارش ایسنا، بعد از انتشار تصاویری از  دختر ژیمناست حدودا 10 ساله ایرانی و واکنش فدراسیون به این موضوع، پدر این دختر می گوید که اصلا در مسابقات مالزی حضور نداشته‌اند. در این شرایط به نظر می‌رسد که این موضوع بهانه‌ای شده برای تسویه حساب برخی اختلافات شخصی در ژیمناستیک.فرشید عبدي پور ، رییس هیات ژیمن

ادامه مطلب  

غروب جمعه  

اصلا نمیتونم باهاش درد و دل و مشورت کنم...
بیش از حد منطقیه و گاها حرصم رو درمیاره...
اعتقادی به شهود و به دل افتادن نداره...
بهش میگم تو اگر زمان پیامبرا بودی هیچ کدوم از معجزه ها رو باور نمیکردی با این حساب چون رشنال یا همون منطقی خودمون نبودن! |||:
#کمی_عصبانی!

ادامه مطلب  

امید  

از بین شادی ها و غم ها حرف می زنم. احوالات عجیبی که به آدم دست می دهد. باز کشف کردم که ما عینک‌های بزرگی از هر رنگی به چشم زده ایم و همان طور دنیا را می بینیم و در می یابیم. عوض کردن این عینک‌ها شگفت آور است. غمگین بودم و در کنار پل نشسته بودم و تنهای تنها به گذشته ، گذشته‌ای که معنای خاصی ندارد فکر می‌کردم. حتی خستگی‌ از پا در آورده بود ام. تمام شهر به صورت مجموعه مضحکی از توریست‌ها در آمده بود و کلیساها و خانه‌های قدیمی جز تکرار دیروزها نبودن

ادامه مطلب  

حرف حساب، جواب نداره...  

وقتی قرار است از زندگی کسی خارج شوی،  باشکوه چون رنگین کمان برو! 
بگذار بعد از تو تمام آدمها را با تو مقایسه کند... 
بگذار عیار خوبی ها شوی... 
یقین بدان بعد از تو، کسی به چشمش نخواهد آمد... 
و این تنها جزای آدم قدر نشناس است... تمام! 
"سیاه چومی"

ادامه مطلب  

و نوای پرندگانی که در میان بوته ها می خواندند از آواز او دل انگیز تر نبود  

به یاد آن آقای پیر افتادم که حالا از دنیا رفته، اما به گمانم اسقف بود و می گفت محال است زنی در گذشته، حال یا آینده نبوغ شکسپیر را داشته باشد. فرض کنیم در این بین خواهر فوق العاده با استعداد او در خانه مانده بود. او هم به اندازه برادرش ماجراجو و خلاق بود و برای دیدن دنیا اشتیاق داشت، اما او را به مدرسه نفرستادند. او شانسی برای فراگیری دستور زبان و منطق نداشت، چه رسد به خواندن آثار هوراس و ویرژیل. گهگاه کتابی به دست می گرفت، احتمالاً یکی از کتاب ه

ادامه مطلب  

توکل بر خدا  

 نمیتونم هضمش کنم.......عصبانیم......دارم میسوزم.........نمیدونم از کجا خوردم ......نمیدونم آیا تقصیر خودم بوده یا دام یکی دیگه......تز یه طرف دیگه هم ظون سمت چپم با گردنم درد میکنه........
از کیلومترها دورتر این سهیلا و فاطمه دیوثت هنوز دارن میرینن تو زندگی ما..........ببین اگر نزدیکمون بودن چقد کرم بودن..............واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای خستم.........
اصلا تو کتم نمیره که من اشتباه کردم......چون تا90 درصد مطمئنم که من اشتباه نکردم......

ادامه مطلب  

مشاوره : اگه از دست کسی ...  

اگه از دست کسی دلخورید ، یا که بهتون ظلمی شده و شما نه از روی ترس و ناتوانی ، بلکه از روی حرمت گذاشتن به دوستی ها و وفاداری و حیاء ذاتی سکوت کردید ، هر چند سکوتتان رو به حساب زرنگی خودشون و ضعف شما گذاشتند و بقولی بزن در رو کردند ، کافی که شما یه دعا براشون بکنید، هر چند بدون این دعا هم ،خدایی که قادر است نگفته هم دید و هم شنید. کافی است باور کنیم : الم یعلم بانّ الله یری این روزا چقدر معنای حقیقی این آیه را درک می کنم ...و اینکه خداوند میگه من از رگ

ادامه مطلب  

دی است و :دی(!) گویانیم !  

سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت .
سرها در گریبان است
کسی سر بر نیاردکرد پاسخ گفتن و 
دیدار یاران را ...
نگه جز پیش پا را دید نتواند
که ره تاریک ولغزان است
وگر دست محبت سوی کس یازی
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است...
( اشاره ب جو خفقان موجود !) :دی!
 
+ نه اوکی , نه بد ...! خنثی ترین خنثی ...
 
 
+از آرشیو آذرو دی و بهمن خوشم نمیاد ! /:
بیکازم به حضور انننوردون (!) ک :
هم نوع نگارش درب و داغون و ابتدایی وار !
هم ... هعی ...
چه روزای خوبی بودن ...
کلا خدا ل

ادامه مطلب  

مثنوی تو به آشوبی دلم بی تاب تو  

دوست دارد یار این آشفتگی
کوشش بیهوده به از خفتگی*
 
تو به آشوبی دلم بی تاب تو
تو به رنج و من به پیچ و تاب تو
 
غصه می دارد دلم را غصه ات
گوش به جانم بر نما از قصه ات
 
سرِّ راز جان را با جان گو
عاشقت محرم شده آسان گو
 
راز گو آسوده گردد جان تو 
ورنه فرسوده بگردد جان تو
 
جان سبک فرما از بار گران
گر خفا داری تو از نا محرمان
 
ما نیز داریم بسی بار ثقیل
خواهمت گفتن دلآرام جمیل 
 
گر توانی ، این گره بازش کنی
و ر نه باید با درد سازش کنی
 
تا به کی با ترس و رنج

ادامه مطلب  

خونه‌ی مادربزرگه  

همش دارم یه کاری میکنم که منو جزو اهالی خونه به حساب نیارن. زود میرم، دیر میام. حالا که امروز تصمیم گرفتم خونه بمونم پشیمون شدم. میخوام بزنم بیرون. ولی خیلی خسته‌ام. نمیشه بتونم یه جا آروم بگیرم؟ نمیشه.
میخوام برم دانشگاه ولی شامر اونجاست و یه حس بدی دارم که برم اونجا و بیکار باشم.
می‌خوام برم پیش کیمیا ولی جوابمو نداده.
میخوام برم.
کجا برم؟

ادامه مطلب  

...  

تعداد آدم‌هایی که من واقعاً دوست‌شان داشته باشم زیاد نیست، 
 
تعداد کسانی که نظر خوبی درباره شان دارم از آن هم کمتر است.
 
من هرچه بیشتر دنیا را می‌شناسم از آن ناراضی‌تر می‌شوم.
 
هر روز که می‌گذرد
 
بیشتر معتقد می‌شوم که آدم‌ها شخصیت ناپایداری دارند
 
و نمی‌شود روی ظواهر لیاقت یا فهم و شعورشان حساب کرد.

ادامه مطلب  

فال دستشویی رفتن ماه ها...خخخخخخ  

فروردین :اینا یه جوری میرن دستشویی که نفر بعدی میره دچار نفس تنگی و سردرد و سرگیجه میشه اصن دستشویی رفتن بعد از فروردینی ها توصیه نمیشهاردیبهشت :یه صداهایی در میارن تو دستشویی که در و دیوار ترک برمیداره قشنگ خرداد :اینا نیم ساعت میرن دستشویی بیستو پنج دقیقه جلوی آینه دستشویی با خودشون ور میرن پنج دقیقه کاره مفید میکنندتیر:اکثر تصمیم های مهم زندگیشونو تو دستشویی میگیرن و بعضیاشون به موفقیت های بالایی میرسند که مدیون دستشویی هستند قطعامردا

ادامه مطلب  

#محمد_دهقان_شعر  

دلم گرفته وامشب شراب میخواهدچغانه ونی وچنگ ورباب میخواهد
نمی کشد تن من بار‌ِ فرقت‌ِ یارتورادلم به خدا بی‌حساب‌میخواهد
کلافه گشتم و غمگین‌‌ و زار ودلمدراین‌سیاهی‌شب‌شعر‌ِناب میخواهد
به زیر خنجر نامردمی و دروغیکی‌دویار‌ِخوش‌وبی‌نقاب میخواهد
گرفته رنگ‌ِ تقلب شراب و عسلخلوص‌ِ باده‌ی‌ِ ناب‌وگلاب میخواهد
به‌ کفر برده دلم را پرستش یارعبادتی عَذَب وبی حجاب میخواهد
بُرید طاقت دیرینه ام ازاین پُرسشکنون ز‌ِخالق‌ِ هستی‌جواب‌می

ادامه مطلب  

انرژی مثبت  

چه اشتباهی میكنند
آنهایی كه براى عشق ورزیدن 
دنبال فصل و ماه مشخصی میرود
براى دوست داشتن حساب و كتاب میكنند
به عصر جمعه اخم میكنند
از صبح شنبه متنفرند
سه شنبه براشون خسته كننده و 
پنج شنبه را دوست دارند
این آدمها خسیس اند
گنجینه اى از عشق و مهر 
در وجودشون هست و از دیگران دریغ میكنند
بیایید ....خسیس نباشیم
برای عاشقی ... دوست داشتن ... مهر ورزیدن 
عجله كنیم...
 

ادامه مطلب  

چطور شد؟ کجا رفتم؟ چرا رفتم؟  

یک سال است که دلم می خواهد این مطلب را بنویسم اما وقت نمی شود. پارسال از ایران رفتیم. الطاف یکی از دانشگاه های وطن چنان شامل حال همسرم شد که عطای استادی را به لغایش بخشید و همراه من آمد و من بعد از بیست سال، چشم باز کردم دیدم کنار جوانهای بیست و چند ساله نشسته ام و دارم به زبانی دیگر در کشوری دیگر و در رشته ای دیگر درس می خوانم. زبان فرانسه برایم آشنای دیرین است، با هم سالها است که حشر و نشر داریم. سالها است به این زبان خوانده ام، نوشته ام، ترجمه ک

ادامه مطلب  

[360]. شبی عاشقانه  

بارون میاد.توی ماشین نشستم... میخوام برم خونه. قصد رفتن به جای دیگه ای نداشتم.کرایه رو حساب کردم و اومدم بیرون. حس دلتنگی عجیبی داشتم... تازه اون موقع فهمیدم عشق چقدر پر قدرته..تند تند قدم برمیداشتم، روی زمین خیس... پاهام دست خودم نبود. دلم داشت منو میکشوند به سمت ضریح... تند تند راه میرفتم... زیر بارون... با دلی تنگ... رسیدم در ورودی... کفش هامو توی مشما کردم سریع و رفتم داخل... دستمو که بردم سمت ضریح و گرفتمش، سوره خوندم و آروم شدم... انگار که از ته دلت بگ

ادامه مطلب  

10 فیلم هندی که دوست داشتیم  

 
 
دومین صنعت بزرگ فیلمسازی جهان، قطعا سینمای هندوستان است. می‌گویند در هند برای بسیاری از مردم، سینما از نان شب واجب‌تر است. با اینکه سینمای هند اکثراً برای مصرف داخلی فیلم تولید می‌کند، اما این سینما از گذشته‌های دور در ایران و کشورهای عربی طرفداران زیادی دارد. تا همین دهه‌های اخیر خود دست‌اندرکاران سینمای هند هم باور نمی‌کردند که فیلم‌هایشان در جایی خارج از آسیا بیننده داشته باشد. اما چندین سال پیش شاهرخ خان ستاره‌ی سینمای بالیو

ادامه مطلب  

maryam heydarzade  

یه آدم منتظر و نور کم و یه تلفن یه گوشه دنج اتاق نشسته یه آکوردئونیه آسمون ابری و یه پنجره که بسته نیست یه دفتر خط خطی و جوهر سرخ خودنویسیه بسته وا نشده یه قصه دراماتیک یه صندوق آرزوی کال یه آلبوم عکس کوچیکمخمل آواز بنان یه خسته از بازی عشق روز و شبای مثل هم یه مرد ناراضی عشقیه دسته گل که خشک شده کتاب حافظ روی میز یه دنیا یادگاری که دیگه نه خوبه نه عزیزیه مه خیلی موندگار یه جای خالی روی مبل یه قلبی که شکسته و زدن رو اون هزارتا قفلیه عاشق اهل وفا

ادامه مطلب  

خاله ریزه  

 
 
مدتها بود مهمونی نرفته بودم، شاید ۴سال.
اتفاقی دوشب پشت هم مهمونی رفتم.
جدا از همه چیزهای معمول که اتفاق میفته، 
داستان شماره گرفتن دوستان هست؛ 
که بنده خب مسلما معذور هستم.
اما امشب داستانش جالب بود.
با پسرک ها مدام رقصیدیم، بعد خب اینام بچه طور....
گفت تلگرام، اینستا چیزی نمیدی؟
گفتم برو بچه جون کوچیکتر از منی از لحاظ سنی منظورمه.... چندسالته؟
گفت برو بابا.... چندی مگه؟ ۷۶ هستی دیگه، گفتم آره! تو چندی؟ گفت ۷۳
گفتم یه دهه کم حساب کردی، رقص خوب

ادامه مطلب  

نوموخوام  

وقتی بچه بودم, همکلاسی هام از کوچکترین تعطیلاتی استقبال می کردن. شنبه صبح ها نق نق و ناله شون به هوا بود که چرا باید بریم مدرسه. آخر خرداد کتاباشونو پاره می کردن و هلهله کنان میرفتن خونه.
من؟ از اول تیر تا آخر شهریور به جون مامانم نق میزدم که چرا نمیریم مدرسه و حوصله م سر رفته. با اینکه صبح ها زود بیدار شدن سختم بود, هیچوقت منتظر نبودم مدرسه تعطیل شه که برم خونه. تو خونه هیچ چیز هیجان انگیزی منتظرم نبود. تو مدرسه خاص بودم. عزیز بودم. شگفتی آفرین ب

ادامه مطلب  

سیاهچال نامه  

رونوشت به همه ی درخشندگی های کم و در بازه های محدود و به همان که همان است
بهار هجده سالگی،حدود بیست روز خودم را در خانه حبس کرده بودم.محبوس شدنم نه جنس مراقبه داشت نه از احساسات نوجوانی بود.فقط از ترس بود.ترس بزرگی سراغم آمده و بود و دست هایی را حس می کردم که یقه ام را جر می دادند.از آثارِ شگفت انگیزِ باقیمانده آن بیست روز،هنوز این عادت برایم مانده، که گاهی موقعِ رد شدنِ کسی از کنارم،ناخودآگاه سرم را می دزدم.انگار که مطمئن باشم قرار است ضربه ای

ادامه مطلب  

عوارض خروج از کشور  

قیمت و شماره حساب عوارض خروج از کشور سال 96
 
هموطنان عزیزی که قصد سفر به خارج از کشور را دارند باید مطابق با جدول زیر عوارض خروج را به حساب 2110100250009 نزد بانک ملّی ایران به نام اداره کل امور مالیاتی پرداخت و فیش واریزی را به هنگام خروج از کشور به همراه سایر مدارک ( پاسپورت و بلیط و ... ) به همراه داشته باشند.
قیمت و شماره حساب عوارض خروج از کشور سال 96

مبلغ عوارض خروج از کشور سال 96

نوع مسافرت
مقصد
نوع مرز خروجی
مبلغ به ریال

زیارتی
عراق و کربلا
زمینی

ادامه مطلب  

کاش این انتظار پایان پذیرد  

میخوام بنویسم و حرفی که تو دلم هست رو بگم. ولی انگار قرار نیس از ذهنم خارج بشه، مثل اینکه قرار نیست بتونم حرفامو با بقیه به اشتراک بذارم. 
انتظار آدم رو از زندگی میندازه، انتظار اینکه الان فلانی زنگ میزنه، الان فلانی پیام میده و هزار هزار انتظار دیگه که باعث میشه از صبح که بیدار میشی تو حالت آماده باش باشی. آرامشی نداری و شب رو با یه خستگی عمیق به رخت خواب میری. و طی روز دائمی فکر میکنی کاش یکی بود که تو این خستگی ها روش حساب کنم. کاش اونقدر که چ

ادامه مطلب  

سریال چرخ و فلک  

خلاصه داستان :
سریال چرخ و فلک نام مجموعه تلویزیونی به کارگردانی عزیزالله حمیدنژاد، بهرام عظیم‌پور و احسان عبدي‌پور و تهیه کنندگی مجید مولایی است. این سریال محصول شبکه یک سیما است و فیلمنامه این سریال اپیزودیک به قلم علیرضا طالب‌زاده نوشته شده است. آهنگسازی اپیزودهای ساخته شده توسط عزیزالله حمیدنژاد را ستار اورکی به عهده داشته و ساخت ادامه مطلب
 

ادامه مطلب  

دوستان روشندل...  

چند سالی است که گاهی به دوستان عزیز روشندل درس می‌دهم، معمولا پنج‌شنبه‌ها.درس که نه به صورت جدی، بیشتر وقت می‌گذرانیم با هم، زیاد حوصله درس جدی ندارند، چون به اندازه کافی در طول هفته در فضای جدی مدرسه، آنهم با بیناها هستند...
اوایل کمی برایم سخت بود، مدام غصه‌شان را می‌خوردم و احساس گناه می‌کردم که من می‌بینم و قدرشناس نیستم...هنوز هم این حس ته مغزم هست، اما خیلی بهتر شده، یک سری توجیهات برای مغزم آورده‌ام و بنده خدا بیشترشان را قبول کر

ادامه مطلب  

دور از تصور  

من با تو دور از تصورم
دورتر از روال آدمها
همراه با برگ پاییزی که زرد می شود و خشک می شود و فرو  می افتد
و به همراه بهار باز جوانه می زند و سبز می شود
نبض کودکی هایم در جست و خیزی کنجکاوانه می زند
تا شاید تو باشی و مشتقی و انتگرالی را حساب کنی و هندسه وار به من تلقین کنی
تا تو نیچه وار دستم را بگیری و غرق در فلسفه ام کنی 
و من مات و مبهوت تویی شوم که هیچ وقت برایم تمام نمیشوی
آنچنان تازه و پر ز جلا که انگار همینک تو را از کالبد صدفی در ته دریا پیدا کرد

ادامه مطلب  

داستان شروین و بهزاد  

شروین: آقای سرلک یک پرینت از حساب های ماهانه برام بگیر؟
سرلک: چشم تا چند دقیقه دیگه بهتون تحویل میدم.
سرلک پرینت حساب های شرکت را گرفت و تحویل شروین که مسئول حسابداری یک شرکت خصوصی است تحویل داد.
شروین بعد از مطالعه حساب ها متوجه حضور اشتباهاتی در سیستم حسابداری شرکت شد که نیاز بود تا این اشتباهات توسط آقای سرلک تصحیح شود شروین اشتباهات را به سرلک گوشزد کرد و به او یادآور شد که این اشتباهات تصحیح شود.
شروین که یک دانشجوی رشته حسابداری است در چ

ادامه مطلب  

سخنان فیلسوف بزرگ سقراط  

اولا این فیلسوف بزرگ سال 470 یا 469پیش از میلا در آتن بدنیا آمدند خودتون حساب کنید این سخنان ارزشمند چند قرن قبل بوده که هنوز هم تازگی آن حفظ شده 
سقراط : ای مردم از گشت وگذار جز این مقصودی ندارم که شما جوانا وسالخوردگان رامتقاعد کنم که ثروت را برکمال نفس خود ترجیح ندهید وبه شما یاد آوری کنم که ثروت فضیلت به بار نمی آورد .بلکه از فضیلت است که ثروت وهرچه که برای فرد وجامعه سودمنداست به دست می آید .من هیچ گاه از بیدار ساختن .وپند دادن وشماتت یکایک شم

ادامه مطلب  

1211  

ف شرایط پیچیده ای داره...
فکرم مونده پیشش...
دختر قوی ه ...اما کوه هم باشی ممکنه به لرزه دربیای...
هر آدمی ی ظرفیتی داره...
چه خوب کرد که اومد پیشم. راستش اولش کسل بودم و موندم تو رودربایسی آخه اعصابم از صدجا خسته بود...از صد جا...از خرده فرمایش رئیس، از رفتار بابا...از حرفهای م پشت تلفن که از ح می گفت ...
اما حالا میگم چه خوب شد ف رو دیدم...شکر خدا که آروم شد.
ی حزنی ه تو چشمهاش .
میگفت ماهی با صد و بیست تومن گذرون می کنم...از سود تنها حساب بانکی شون.
ناراحت شدم

ادامه مطلب  

چالش بزرگ  

همیشه فک میکردم که کسی به من نگاه نمیکنه
یه روز گفتم رضااااااااااااااااا چی داری میگی واسه خودت
پسر باید به دختر نگاه کنه یا دختر به پسر ؟
این تویی که به کسی نگاه نمیکنی این تویی که هیچکسو ادم حساب نمیکنی و هی خودتو میگیری
این تویی که عاشق نمیشی رضاااااااااااااااااااا
رضا این تویی که کسی رو دوس نداری
هی نگو بقیه هی نگو بقیه هی نگو بقیه عاشقم نمیشن
این تویی که هرکی میاد طرفت نمیشه نمیشه نمیری طرفش ولش میکنی بهش توجه نمیکنی
بشمارم برات ؟ بشمار

ادامه مطلب  

شکست فاحش ترامپ در باج خواهی از سازمان ملل  

نویسنده: حسن بهشتی پور
سرانجام با وجود همه تهدید ها و تطمیع های نیکی هلی نماینده آمریکا در سازمان ملل روز پنج شنبه  30 آذر 1396 قطعنامه پیشنهادی برای محکومیت آمریکا در به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت فلسطین از 193 کشور عضو  با 128 رای مثبت در برابر تنها 9 رای منفی به تصویب رسید .
اگرآرای  35 کشوری را که رای ممتنع دادند و 21 کشوری که به هر دلیل در رای گیری شرکت نکردند به عنوان مقاومت در برابر تهدید بی سابقه خانم هیلی و بعد از او ترامپ به حساب آوریم .

ادامه مطلب  

ابلاخ اخطاریه ( دنباله مطلب قبلی )  

همانگونه که در مقاله قبلی به عرض رسید ، برای جلوگیری از بالا رفتن حجم بدهی مالکان واحدهای آپارتمانی مستقر در شهرک ابریشم ، مجتمع مسکونی پارسه ۲ ( آسا تدبیر سابق ) ، هیات مدیره اجبارا مبادرت به چسباندن اخطاریه  هر واحد به درب آن شد و تا ۱۳۹۶/۰۵/۱۰ به همسایه بدهکار وقت داده شد تا نسبت به  تسویه حساب اقدام نماید. لذا بدینوسیله به  کلیه  همسایگان بدهکار ، مخصوصا غیر. ساکن در. شهرک  اعلام میشود که برای آگاهی از میزان بدهی  نسبت به  برداشتن  ابلاغی

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >